شماره دادنامه قطعی: 9509970909400157
تاریخ صدور دادنامه: 1395/06/29
مرجع صادرکننده رأی: شعبه 9 دیوان عالی کشور
حسب گزارش نیروی انتظامی خانم الف. در اثر خوردن قرص، از جانب بستگانش، به بیمارستان منتقل و بدواً به علت بیهوشی قادر به تکلم نبوده و پس از بهبودی اعلام داشته از فرزند خوانده ام بنام آقای س.م. به خاطر مزاحمت های مکرر که جزئیات آن را بعداً اعلام خواهم کرد شاکی هستم. وی طی شرحی اعلام نموده است: عصر روز سه شنبه (94/9/10) پس از خوراندن نوشابه از جانب فرزند خوانده ام س.م، احساس منگی کرده و کم کم هوشیاری ام را از دست دادم و دیگر چیزی نفهمیدم پس از سه روز که به هوش آمدم، به خاطر آوردم که توسط س. مورد تجاوز قرار گرفتم. لذا از وی به خاطر تجاوز و شروع به قتل شاکی هستم. ایشان بیش از ده عدد قرص ترامادول به من خورانده است ضمناً درخواست ارجاع موضوع به پزشکی قانونی جهت بررسی موضوع و استعلام از بیمارستان را دارم. وی می افزاید: مشتکی عنه قرص ها را داخل نوشابه ریخت و به من خوراند. از ابتدای ازدواجم با پدرش، او قصد مزاحمت جنسی با من داشت که با مخالفتم روبرو می شد که آخر الامر اینکار را کرد و خودش مرا به بیمارستان برد. پزشکی قانونی اعلام نموده است: نامبرده در 94/9/10 با علائم مسمویت دارویی و اختلال هوشیاری به بیمارستان آورده شده و به اظهار خودشان بعد از خوردن نوشابه دچار اختلال هوشیاری شده اند. در معاینه از ناحیه تناسلی، بقایای پرده بکارت مشهود بود (مدخوله و زایمان کرده) بود. در معاینه از مقعد، آثار دخول جسم سخت مشهود نبود. نمونه بررسی اسپرم از ناحیه مقعد و واژن برداشته شد که نتیجه آن متعاقباً اعلام خواهد شد. از آقای س.م. متولد 1368 فاقد سابقه کیفری تحقیق که می گوید: با برادرم در یک حیاط جداگانه زندگی می کنم. اصلاً در یک منزل نیستیم تمام حرفهای او دروغ است. از پدرم شنیدم که او ناراحتی اعصاب دارد و چند روز قبل مریض شده بود. پدرم او را به درمانگاه چهاربرج برده، منزل پدرم برای حمام رفتم. این خانم را درحال مریضی مشاهده کردم و از وی سوال نمودم که گفت نترسید فشار دارم خواهرم همراه وی بود به پسر عمویم زنگ زده و با خودرو ایشان این خانم رابه بیمارستان رساندم و معده اش را شستشو دادند. س: حسب اظهارات این خانم، شما قرص داخل نوشابه ریختید؟ ج: به خدا قسم چنین کاری نبوده، خواهرش یادش داده است. س: آیا تا کنون قصد تجاوز به وی را داشته اید؟ ج: دروغ می گوید بنده از آسانسور افتادم مریض جسمی و جنسی هستم.(ص 30) او خودش در اورژانس بیمارستان می گفت من قرص خورده ام و نام قرص ترامادول را می گفت (ص 33) به موجب رأی صادره از بازپرس محترم دادسرای محترم عمومی و انقلاب شهرستان م. درخصوص شروع به قتل، قرار منع پیگرد صادر و قابل اعتراض اعلام و در خصوص تجاوز به عنف، پرونده بدواً به دادگاه شهرستان م. و پس از آن به دادگاه کیفری یک ارسال و به شعبه 5 ارجاع شده است. در دادگاه از شهود بشرح ذیل تحقیق بعمل آمده است: از آقای ن.م. (پدر متهم) اظهار داشت: پسر این خانم که پسر خوانده ام می شد و همراه با برادر وی به جرم سرقت در زندان به سر می بردند از من خواسته بودند که وساطت کنم و رضایت بگیرم. من قبول نکردم او ( شاکیه ) خواست خودش برود من گفتم به عنوان یک همسر راضی نیستم که بروی او ناراحت شد و حالش خوب نبود او را به بیمارستان بردم پس از بهبودی مرخص شد. مجدداً پس از چند روز حالش به هم خورد این بار پسرم س. با چند نفر او را به بیمارستان بردند خانم من شر می کند و همه حرفهایش دروغ است خودش قرص خورد و غیر از این نبوده است (ص 58) 2- خانم ف.م. می گوید: من با آنها همسایه هستم. با اطلاع رسانی دخترش متوجه شدم به اتفاق شوهرم و خانم ک. او را به بیمارستان بردیم دکتر گفت مسمومیت دارد. پس از به هوش آمدن از وی پرسیدم که چه شده است ؟ گفت باعمویت حرفم شد و من ناراحت شدم و قرص خوردم و گفت کاش دو تا بیشتر می خوردم تا می مردم. راجع به ادعای او چیزی نمی دانم (59) 3- خانم ک. می گوید: حدود غروب بود دختر همین خانم آمد و گفت مادرم مریض است و من رفتم دیدم که در خانه خوابیده است گفتم پدرت کجاست ؟ گفت مادرم مریض بود وی را به دکتر برده بود و آورد و مجدداً مریض شد و من به ف. و ب. اطلاع دادم و سه نفری او را به دکتر بردیم. دکتر گفت: قرص خورده؟ گفتم خبر ندارم. پس از شستشوی معده از او پرسید: قرص خوردی؟ گفت بله. منهم از او سئوال کردم چرا قرص خوردی ؟ ج: گفت با ن. ( شوهرش ) حرفم شد نه عدد قرص خوردم ولی ادعای او راجع به تجاوز کذب است.(ص 60) 4- خانم ب.الف. می گوید: من شاهد زنا نیستم ولی خواهرم از آقای س.م. شاکی است وخودشان هم می دانند که بارها ایشان وارد بستر وی شد و هنگام هم بستر شدن خواهرم با شوهرش، ایشان آمده و اینها رادیده است و من وقتی شنیدم که در بیمارستان بستری است در حال اغماء بود وقتی که به هوش آمد گفت که س. به من نوشابه داد و گفت س. دست خود را به بدن من می زد (ص 62) لازم به تذکر است: 1- پزشکی قانونی بشرح صفحه 47 و 46 پاسخ تکمیلی خود را چنین آورده است: « نتیجه ی آزمایش اسید فسفاتاز در سوآپ مقعد و در لباس زیر شاکیه در حد یک مثبت ( 1+) یافت گردید و در سواپ واژن در حد قابل تشخیص یافت نگردید.»; ولی دادگاه آنرا برای تشخیص DNA که متعلق به مشتکی عنه می باشد یا نه ارسال ننموده است. 2- معلوم نیست قرار صادره از دادسرا در خصوص منع تعقیب از اتهام شروع به قتل به شاکیه و یا وکیل وی ابلاغ شده است یا نه؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، نتیجه آن پیوست نمی باشد. 3- در دادگاه تحت عنوان تجاوز به عنف از مشتکی عنه ( آقای س.م.) هیچگونه تحقیقی به عمل نیامده است و دادگاه در وقت فوق العاده و صرفاً با حضور شاکیه و وکیل وی تشکیل گردیده است. دادگاه نهایتاً به موجب دادنامه ی فرجامخواسته بدون اشاره به قرار منع پیگرد صادره از دادسرا، نسبت به هر دو اتهام اجمالاً چنین رأی داده است: باتوجه به انکار متهم و ادعای بی دلیل شاکیه و عدم اطلاع گواهان از موضوع و اعتراف شاکیه نزد گواهان به اینکه خودم قرص خوردم لذا موجبات حصول قناعت وجدانی بر این دادگاه فراهم نیست و رأی بر برائت متهم صادر میگردد. متعاقب فرجام خواهی وکیل شاکیه به شرح لوایح پیوست، پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای نبی اله داوودی مازندرانی عضوممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای کامران محمدحسینی دادیار دیوان عالی کشور مبنی بر اینکه: « با توجه به گزارش عضو محترم ممیز نظر به اینکه شاکیه بر ادعای خویش اصرار دارد ضرورت دارد دادگاه در خصوص موارد ادعایی وی بررسی بیشتر و همچنین از شهود وی با حضور متهم تحقیق نماید متهم مدعی شده توانایی جنسی و جسمی ندارد در این خصوص تحقیق نشده است لذا با عنایت به نواقص مذکور تقاضای نقض دادنامه را دارم »; مشاوره نموده چنین رأی میدهد:
با توجه به مندرجات پرونده و کیفیات منعکس در آن، نظر به اینکه در خصوص شروع به قتل، قرار منع تعقیب از جانب دادسرا صادر ولی از ابلاغ و یا عدم ابلاغ آن به شاکیه و همچنین منجر به اظهار نظر شدن در دادگاه ذیربط و عدم آن مدرکی پیوست پرونده نبوده، در حالی که نتیجه تصمیم نهایی آن موثر در اتخاذ تصمیم در امر اتهام دوم (تجاوز به عنف) می باشد و اینکه با وجود قرار منع پیگرد فوق، ورود دادگاه کیفری یک در رابطه با آن بدون صدور کیفرخواست فاقد وجاهت بوده و با عنایت به اینکه مفاد گواهی پزشکی منعکس در صفحات 46 و 47 حاکی از وجود اسید فسفاتاژ در سوآپ مقعد و در لباس زیر شاکیه در حد یک مثبت (1+) بوده و در نتیجه آزمایش DNA را می طلبیده که اقدامی از جانب دادگاه به عمل نیامده و اینکه تحقیقات محلی در رابطه با مشتکی عنه صورت نپذیرفته و حتی مشتکی عنه در دادگاه شرکت نکرده و کمترین تحقیقی از خود وی از جانب دادگاه به عمل نیامده و مع الوصف دادگاه محترم بدون انجام ابهامات فوق و علی فرض ناکافی بودن دلایل مثبته از جانب شاکیه در مرحله ی مقدماتی می بایستی اقدام به صدور قرار منع تعقیب می نموده است نه رأی بر برائت، بنابراین باستناد بند 2 از شق ب ماده ی 469 قانون آئین دادرسی کیفری، دادنامه ی فرجامخواسته نقض و پرونده جهت رفع نقص و صدور رأی مجدد به همان شعبه ارجاع می گردد.
منبع: سامانه ملی آرای قضایی
شماره دادنامه قطعی: 9409984154700224
تاریخ صدور دادنامه: 1395/01/24
مرجع صادرکننده رأی: –
در پی گزارش این شعبه (ص 45) خانم م. ح. متأهل به عقد موقت طی شکایتی علیه آقایان 1 – ع. ف. 2 – الف. ی. هر دو مجرد دارای شغل آزاد ساکن روستای مذکور، اعلام نموده که متهمین به عنف وارد منزل وی شده اند و اقدام به تجاوز به عنف با شاکیه نموده اند و پرونده در شعبه 26 تجدیدنظر استان … مطرح و به واسطه اختلاف در اظهارات شاکیه، نامبردگان از اتهام ورود به عنف به منزل شاکیه تبرئه شده اند و متهمین اعلام نموده اند که شاکیه با آنها اختلاف داشته است و هر چند مدعی وجود شاهد است اما آنها را احضار نکرده و از آنها نشانی به دادگاه ارائه نداده است و در گفتار خود دچار شک و تردید بوده و اعضاء دادگاه به اتفاق در دادنامه شماره 0025 – 95/4/10 ص 70 شکایت شاکی را بی دلیل تشخیص داده و مستنداً به قانون، حکم به برائت متهمان از اتهام تجاوز به عنف به شاکیه صادر نموده و رأی صادره مورد اعتراض شاکیه (ص 73) واقع و به این شعبه ارسال شده است. هیئت شعبه در تاریخ فوق الذکر تشکیل پس از قرائت گزارش آقای فاضل و نظر دادیار محترم مشاوره نموده چنین رأی می دهد:
در خصوص فرجام خواهی خانم م. ح. نسبت به دادنامه شماره 025 – 95/4/10 صادره از شعبه پنجم دادگاه کیفری یک شهرستان … با توجه به این که دادگاه بدون صدور قرار رسیدگی و دعوت از دادستان و دخالت وکیل اقدام به صدور حکم برائت که مستلزم رسیدگی ماهوی است، نموده است رسیدگی کماکان ناقص می باشد. بدیهی است وفق ماده 383 قانون آیین دادرسی کیفری در مواردی که قبل از ورود در ماهیت، موضوع فاقد دلیل باشد باید قرار منع تعقیب صادر گردد. علیهذا مستنداً به بند 2 شق ب ماده 469 قانون آئین دادرسی کیفری دادنامه فرجام خواسته نقض رسیدگی مجدد جامع با ارزیابی ادله شاکیه و رعایت مقررات قانونی به همان دادگاه ارجاع می گردد.
منبع: سامانه ملی آرای قضایی
شماره دادنامه قطعی: 9409970221901042
تاریخ صدور دادنامه: 1394/10/15
مرجع صادرکننده رأی: شعبه 19 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
در خصوص اتهام سید ح. ح. ح. 37 ساله اهل الیگودرز و فاقد مشخصات دیگر به لحاظ عدم حضور در دادسرا و دادگاه مبنی بر فروش مال غیر (کلاهبرداری) موضوع کیفرخواست شماره 9410432640000351 -6 /3 /1394 دادسرای عمومی و انقلاب شهریار با این توضیح که شاکی به نام ف. ر.ک. در متن شکایت تنظیمی بیان داشته:((… مشتکیعنه موصوف فوق اقدام به فروش یک واحد آپارتمان به پلاک ثبتی … فرعی از پلاک ثبتی … اصلی واقع در اندیشه به اینجانب نموده است که پس از حدوداٌ یکسال و اندی از آن کاشف به عمل آمده پلاک مذکور مستحقللغیر بوده و نامبرده که شکات متعددی دارد هم اینک متواری میباشد…)) با توجه به شکایت شاکی به شرح مذکور – تصویر مدارک ارائه شده – تحقیقات مقدماتی انجام شده توسط دادسرا –تحقیقات محلی مورخ ۱۳۹۴/5/۳۱ و ملاحظه تصویر قرارداد مشارکت در ساخت احداث بنا با شماره سریال … -۱۳۹۱/2/۲ بزه مذکور از نظر دادگاه محرز نمیباشد چرا که متهم مذکور با ع. ر. در خصوص ملک موضوع شکایت قرارداد مشارکت در ساخت به شماره فوق تنظیم و برابر بند 19 قرارداد مذکور که تقسیمبندی طبقات بین مالک و سازنده میباشد طبقات اول و دوم مسکونی پلاک ثبتی مورد قرارداد مشارکت در ساخت (به شماره …) به طرف دوم قرارداد سید ح. ح. تعلق گرفته و نامبرده در رابطه با طبقه اول پلاک ثبتی مذکور بر اساس قرارداد مشارکت در ساخت مذکور اقدام به تنظیم سند عادی با شاکیه نموده است و با این توصیف انتقال مال غیر محقق نشده و بزهی احراز نمیگردد و عدم تحویل ملک مذکور و یا عدم انجام تعهدات مندرج در سند عادی ارائه شده توسط شاکی فاقد وصف کیفری است. دادگاه بنا به مراتب مذکور و به لحاظ عدم احراز بزه و با استناد به ماده 4 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 92 حکم به برائت متهم مذکور صادر و اعلام میدارد. رای صادره غیابی و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل اعتراض و تجدیدنظرخواهی در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران میباشد.
در این پرونده حسب دادنامه شماره 693 مورخ ۱۳۹۴/6/9 شعبه 102 دادگاه کیفری 2 شهریار حکم بر برائت آقای ح. ح. از اتهام فروش مال غیر موضوع شکایت خانم ف. ر.ک. صادر نموده که این حکم مورد اعتراض شاکی خصوصی واقع گردیده است لیکن 2 ایراد در موضوع مشهود است اول اینکه دادنامه غیابی تلقی گردیده و علت آن مشخص نیست زیرا با صدور حکم برائت غیابی بودن آن وجاهتی نداشته در غیر اینصورت مرحله واخواهی نیز با دادگاه بدوی بوده است دوماً : نحوه ابلاغ حکم و دادنامه صادره به شاکی خصوصی معترض مشخص نیست و سابقهای از ابلاغ در پرونده مشهود نیست لذا مقرر میدارد دفتر از آمار کسر و عیناً اعاده گردد بدل مفید تهیه تا پس از رفع نواقص مجدداً ضم سابقه و به نظر برسد این تصمیم قطعی است.
منبع: سامانه ملی آرای قضایی
شماره دادنامه قطعی: 9409970220400957
تاریخ صدور دادنامه: 1394/08/27
مرجع صادرکننده رأی: شعبه14دادگاه تجدیدنظر استان تهران
درخصوص دادخواست ع.ه.پ. بطرفیت م.چ. مبنی بر مطالبه خسارت ضرر وزیان ناشی از جرم تخریب موضوع پرونده کیفری کلاسه930/935 شعبه … دادگاه عمومی جزائی تهران با جلب نظر کارشناس ومطالبه خسارات دادرسی صرف نظر از عدم قطعیت دادنامه شماره 71 مورخه 1394/01/26 و با توجه به اینکه حسب اوراق و محتویات پرونده استنادی در خصوص بزه تخریب عمدی، حکم به برائت متهم (خوانده )صادر گردیده و فلذا بنظر این دادگاه دلیلی بر پرداخت خسارت یا ضرر وزیان از ناحیه خواهان نیز ارایه نگردیده است. در نتیجه دادگاه دعوای خواهان را وارد نمی داند و مستندا به ماده197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به رد دعوای خواهان صادر و اعلام می دارد. رای صادره حضوری وظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدید نظر خواهی است.
درخصوص تجدیدنظرخواهی آقای ع.ه.پ. نسبت به دادنامه227مورخ 1394/03/02 صادرشده ازشعبه1177دادگاه عمومی جزایی تهران که به موجب آن درموردخواسته تجدیدنظرخواه دایر بر مطالبه خسارت و ضرروزیان ناشی ازتخریب به طرفیت آقای م.چ. حکم به رددعوی مشارالیه صادرشده است. باتوجه به اینکه درپرونده کیفری مطروحه فیمابین خواهان وخوانده اتهام تخریب منتسب به تجدیدنظرخواه احرازنشده و تجدیدنظرخوانده به موجب دادنامه71مورخ1394/01/26برائت حاصل نموده است. مطالبه خسارت از این حیث فاقد وجاهت قانونی است و اعتراض موثر و موجه دیگری نیز مطرح نشده است که موجبات نقض دادنامه را ایجاب نماید ودادنامه نیزازحیث رعایت مقررات قانونی بدون ایراد واشکال اساسی اصداریافته است. ضمن ردتجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه مستندا”به قسمت اخیرماده 358 قانون آئین دادرسی مدنی دادنامه معترض عنه را عینا”تایید واستوارمی نماید.
منبع: سامانه ملی آرای قضایی
برای آشنایی با ضرر و زیان ناشی از جرم و نحوه مطالبه آن، اینجا کلیک کنید!
برای آشنایی با حکم برائت و شرایط صدور آن، اینجا کلیک کنید!
در هر مرحله از فرآیندهای حقوقی و قضایی، چه در زمینه دعاوی ملکی، خانوادگی، کیفری، قراردادها، امور مالی، سایبری یا سایر موضوعات حقوقی، «وکیل سوال» با مدیریت مستقیم وکیل امالبنین تنکابنی رضایی و بهرهمندی از تیمی متشکل از وکلای مجرب و متخصص، آماده ارائه مشاورههای دقیق، تحلیلهای تخصصی و خدمات جامع حقوقی به شما میباشد. هدف ما فراهم آوردن بهترین راهکارهای قانونی متناسب با شرایط شما و حمایت همهجانبه از حقوق و منافع شما در تمامی مراحل پرونده است. با انتخاب «وکیل سوال» میتوانید اطمینان داشته باشید که پروندهتان با تعهد، دانش بهروز و تجربه عملی بالا پیگیری خواهد شد تا بهترین نتیجه ممکن حاصل گردد. جهت دریافت مشاوره تخصصی، تحلیل پرونده و آغاز فرایند حقوقی خود، همین حالا از طریق صفحه تماس با ما اقدام نمایید. تیم «وکیل سوال» همراه و پشتیبان شما در مسیر احقاق حق خواهد بود.
نظرات کاربران