فرجامخواهی کیفری حساسترین و آخرین سنگر دفاع از حقوق متهم و شاکی در ایران است. این مرحله میتواند سرنوشت یک حکم کیفری را بهطور کامل تغییر دهد و جلوی اجرای مجازاتهای سنگین مثل اعدام، قصاص یا حبس ابد را بگیرد. اما فرجامخواهی مثل یک فرصت طلایی است که زمان و شرایط دقیقی دارد؛ اگر درست و بهموقع انجام نشود، ممکن است برای همیشه بسته شود.
در این مقاله از «وکیل سوال»، با زبانی ساده اما دقیق، به شما توضیح میدهیم فرجامخواهی کیفری چیست، چه احکامی قابلیت فرجامخواهی دارند، چه کسانی حق آن را دارند، چه مدارکی نیاز دارید، مهلت قانونی ثبت آن چقدر است و مراحل ثبت در دیوان عالی کشور چگونه انجام میشود. همچنین نقش وکیل در این مرحله حیاتی را بررسی میکنیم تا بتوانید بهترین تصمیم را برای دفاع از حقوق خود یا موکلتان بگیرید.
اگر شما یا اطرافیانتان با حکم کیفری سنگین مواجه شدهاید، این راهنما برایتان ضروری است. اینجا همهچیز را گامبهگام و به زبان ساده توضیح دادهایم تا بتوانید از این حق قانونی بهدرستی و در زمان مناسب استفاده کنید
در سادهترین تعریف، فرجامخواهی کیفری به معنای اعتراض به رأی صادره از دادگاههای کیفری در عالیترین مرجع قضایی کشور یعنی «دیوان عالی کشور» است. اما فرجامخواهی فقط یک اعتراض معمولی نیست؛ بلکه یک بررسی دقیق و تخصصی است که بر اساس قوانین آیین دادرسی کیفری انجام میشود و بیشتر بر جنبههای شکلی و رعایت قواعد قانونی تمرکز دارد. به عبارت دیگر، دیوان عالی کشور درصدد این است تا اطمینان حاصل کند که قانون به درستی اجرا شده و هیچ تخلف یا اشتباهی در روند دادرسی صورت نگرفته است.
در نظام دادرسی کیفری ایران، دو مرحله اصلی برای اعتراض به آرای صادره پیشبینی شده است: تجدیدنظرخواهی و فرجامخواهی. هرچند این دو عنوان در نگاه اول مشابه به نظر میرسند، اما از حیث ماهیت، مرجع رسیدگی، دامنه بررسی و نوع آراء قابل اعتراض تفاوتهای بنیادینی با یکدیگر دارند. شناخت دقیق این تفاوتها برای طرح صحیح و مؤثر اعتراض، ضروری است.
برای آشنایی با چگونگی تجدیدنظرخواهی از یک رأی، میتوانید به مقاله«راهنمای کامل تجدیدنظر کیفری: مراحل، مهلت قانونی و نمونه لایحه» در همین سایت، مراجعه بفرمایید.
تجدیدنظرخواهی توسط دادگاههای تجدیدنظر استان انجام میشود، اما فرجامخواهی تنها در دیوان عالی کشور – به عنوان عالیترین مرجع نظارتی در ساختار قضایی – مورد رسیدگی قرار میگیرد.
در مرحله تجدیدنظر، پرونده از جنبههای ماهوی و شکلی مورد بررسی مجدد قرار میگیرد. یعنی دادگاه تجدیدنظر میتواند دوباره دلایل، شواهد، دفاعیات و استدلالهای حقوقی را بررسی کند و رأی بدوی را نقض، تأیید یا اصلاح نماید. اما در فرجامخواهی، رسیدگی صرفاً نظارتی و شکلی است. دیوان عالی کشور بررسی میکند که آیا رأی صادره با قوانین موضوعه مطابقت دارد، اصول دادرسی رعایت شده، و صلاحیت مراجع قبلی حفظ گردیده است یا خیر. در این مرحله، پرونده از نظر ماهوی باز نمیشود.
تجدیدنظرخواهی بهطور کلی در مورد اکثر آرای کیفری درجه پایینتر(که از دادگاه کیفری2 و دادگاه صلح معمولا صادر میگردد)، امکانپذیر است. در مقابل، فرجامخواهی فقط نسبت به آراء سنگینی که از دادگاه کیفری1 صادر میشود، قابل اعمال است(این موارد شامل جرایم با مجازات سلب حیات، حبس ابد، قطع عضو، تعزیر درجه سه و بالاتر، و برخی جنایات عمدی شدید میباشد).
در مرحله تجدیدنظر، طرفین میتوانند دلایل و مستندات جدید ارائه دهند و حتی شهود تازه معرفی کنند. اما در فرجامخواهی، دیوان تنها بر اساس محتویات موجود در پرونده بررسی انجام میدهد و امکان ارائه دلایل جدید وجود ندارد.

قانونگذار با دقت و وسواس خاصی، مشخص کرده که چه نوع آرایی را میتوان در مرحله فرجامخواهی دوباره به دیوان عالی کشور آورد و درخواست بررسی کرد. این کار به این دلیل است که دیوان عالی کشور قرار است به عنوان قاضیالقضات نظام قضایی، فقط در موارد مهم و کلیدی ورود کند و مانع از اشتباهات بزرگ در صدور احکام شود.
طبق ماده ۴۲۸ قانون آیین دادرسی کیفری، اگر رأی دادگاه درباره جرایمی صادر شده باشد که مجازات آنها بسیار جدی است، مثلاً حکم اعدام (سلب حیات)، قطع عضو، حبس ابد، یا تعزیر درجه سه و بالاتر، این آرای قطعا قابلیت فرجامخواهی دارند. همچنین، اگر جرم عمدی باشد و میزان دیه آن نصف دیه کامل یا بیشتر باشد، و یا اگر رأی درباره جرائم سیاسی و مطبوعاتی باشد، باز هم امکان فرجامخواهی وجود دارد. به عبارت ساده تر، تنها آرایی که از دادگاه کیفری 1 صادر میگردند، قابل فرجام خواهی میباشند.
این یعنی قانونگذار آگاه بوده است که این پروندهها به دلیل سنگینی مجازات یا حساسیت موضوع، نیازمند نظارت بیشتر هستند تا عدالت به بهترین شکل اجرا شود.
گاهی اوقات، رأی دادگاه فقط یک حکم کیفری نیست، بلکه محکومیت به پرداخت دیه، ارش یا ضرر و زیان هم در آن گنجانده شده است. ماده ۴۲۹ قانون آیین دادرسی کیفری میگوید در چنین مواردی، اگر یک بخش رأی قابلیت فرجامخواهی داشته باشد، بخشهای دیگر هم به همان ترتیب قابل فرجامخواهی خواهند بود. یعنی دیوان نمیگذارد قسمتی از حکم نادیده گرفته شود و عدالت باید در کل حکم اجرا شود.
طبق ماده ۴30 قانون آیین دادرسی کیفری، اگر طرفین دعوا در یک توافق کتبی اعلام کنند که دیگر نمیخواهند حق فرجامخواهی یا تجدیدنظر را استفاده کنند، قانون این تصمیم را محترم میشمارد و معمولاً اجازه اعتراض بعدی نمیدهد. اما یک استثنا وجود دارد؛ اگر موضوع اعتراض مربوط به صلاحیت دادگاه یا قاضی باشد، حتی در صورت توافق طرفین، این اعتراض قابل پذیرش است.
قانونگذار در ماده ۴۳۳ قانون آیین دادرسی کیفری، به طور کاملاً شفاف و بیابهام اعلام کرده است که چه کسانی میتوانند حق درخواست فرجامخواهی (و همچنین تجدیدنظر) را داشته باشند. این حق، در حقیقت فرصتی است برای آنهایی که میخواهند عدالت به درستی اجرا شود و از احکام ناعادلانه جلوگیری کنند.
اولین و مهمترین کسی که حق درخواست فرجام دارد، محکومعلیه یعنی همان فردی است که حکم علیه او صادر شده است. این شخص به تنهایی یا از طریق وکیل یا نماینده قانونی خود، میتواند نسبت به رأی صادره اعتراض کند و درخواست بررسی مجدد آن را در دیوان عالی کشور مطرح نماید. این حق، از اصلیترین حقوق دفاعی افراد در نظام کیفری است.
در پروندههای کیفری، گاهی شاکی خصوصی یا مدعی خصوصی نقش مهمی دارند؛ افرادی که به نوعی زیان دیده یا مدعی حقی هستند. قانون به این افراد و همچنین وکلای یا نمایندگان قانونی آنها اجازه داده که در صورت احساس تضییع حق، بتوانند نسبت به رأی اعتراض کنند و درخواست فرجامخواهی نمایند. این موضوع تضمینکننده حقوق طرف مقابل نیز هست.
دادستان که نماینده عموم مردم و حافظ نظم و امنیت است نیز حق دارد در موارد خاص به دلایل مختلف از جمله برائت متهم، عدم انطباق رأی با قانون، یا عدم تناسب مجازات، درخواست فرجامخواهی کند. این اختیار مهم به دادستان کمک میکند تا از اجرای احکام ناعادلانه جلوگیری کرده و عدالت را به بهترین شکل حفظ نماید.
در مجموع، ماده ۴۳۳ قانون آیین دادرسی کیفری، محدوده کاملی از اشخاص واجد حق فرجامخواهی را مشخص کرده است که شامل محکومعلیه یا وکیل وی، شاکی یا مدعی خصوصی و وکلای آنان، و دادستان میشود. این قانون نه تنها حق دفاع متهم را تضمین میکند بلکه حقوق شاکی و منافع عمومی را نیز در نظر میگیرد و بدین ترتیب چرخه عدالت را کامل میکند.

فرجامخواهی در نظام دادرسی کیفری ایران تنها در صورتی مورد پذیرش قرار میگیرد که مستند به یکی از جهات مصرح در قانون باشد. ماده ۴۶۴ قانون آیین دادرسی کیفری بهصراحت سه جهت اصلی برای فرجامخواهی را برشمرده است که در ادامه به آنها پرداخته میشود:
در صورتیکه در صدور رأی، قوانین ناظر بر احراز تقصیر متهم یا تعیین مجازات بهدرستی رعایت نشده باشد، و این امر در نتیجه نهایی مؤثر واقع شده باشد، فرجامخواهی نسبت به رأی مذکور امکانپذیر خواهد بود.
چنانچه اصول بنیادین دادرسی، مانند حق دفاع، بیطرفی دادگاه، علنی بودن رسیدگی یا سایر حقوق اساسی طرفین بهگونهای نقض شده باشد که اعتبار رأی را مخدوش نماید، این موضوع از جهات قابل استناد در فرجامخواهی محسوب میشود.
در صورتیکه بین مستندات رأی و مفاد واقعی پرونده مغایرت وجود داشته باشد، بهگونهای که نشان دهد قاضی در ارزیابی دلایل یا برداشت از اسناد دچار خطا شده است، این امر نیز میتواند بهعنوان یکی از جهات قانونی فرجامخواهی مطرح گردد.
فرجامخواهی، مانند هر اقدام حقوقی دیگر، قواعد و مقررات خاصی دارد که باید در زمان تنظیم و ثبت درخواست رعایت شود تا امکان پذیرش آن توسط دیوان عالی کشور فراهم شود. در ادامه، مراحل و نکات مهم این روند را به زبان ساده و پرشاخوبرگ مرور میکنیم.
دادخواست فرجامی باید به شکل رسمی و مستند تنظیم شود. این دادخواست معمولاً باید شامل اطلاعات دقیق پرونده، شماره رأی، تاریخ صدور و ابلاغ رأی، طرفین دعوا، و دلایل قانونی و حقوقی اعتراض باشد. تنظیم دقیق و منظم دادخواست، اولین گام در جلب توجه قضات دیوان است.
همراه با دادخواست، باید مدارک و مستندات مربوط به پرونده پیوست شود؛ مانند کپی رأی صادره، برگ ابلاغ، و هر مدرکی که نشان دهد دلایل فرجامخواهی شما معتبر و مستدل است. نبود مدارک کامل میتواند منجر به رد درخواست شود.
امروزه ثبت درخواستهای قضایی، از جمله فرجامخواهی، به صورت الکترونیکی و از طریق سامانههای رسمی مانند «سامانه ثنا» انجام میشود. این سامانهها علاوه بر سهولت، سرعت ثبت را افزایش داده و امکان پیگیری آنلاین پرونده را فراهم میکنند. همچنین، در برخی موارد، میتوان دادخواست را در دفاتر خدمات قضایی به صورت حضوری ثبت کرد.

یکی از نکات بسیار حیاتی و حساس در فرجامخواهی، توجه دقیق به مهلت قانونی است؛ چرا که رعایت نکردن این زمان مشخص، بهمعنای از دست دادن فرصت طلایی اعتراض به رأی و بسته شدن درهای عدالت است. قانونگذار در ماده ۴۳۱ قانون آیین دادرسی کیفری، با دقت و صراحت، زمان مشخصی را برای تقدیم درخواست فرجام تعیین کرده تا هم حق اعتراض محفوظ بماند و هم جریان دادرسیها بیدلیل طولانی نشود.
اگر شما یا موکلتان در داخل کشور اقامت دارید، باید درخواست فرجامخواهی خود را ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ رأی به دادگاه تقدیم کنید. این بیست روز به منزله فرصت طلایی برای بررسی دقیق رأی و تصمیمگیری هوشمندانه درباره اقدام بعدی است. گذشت این مدت، معمولاً به معنای پایان راه فرجامخواهی خواهد بود.
قانونگذار با توجه به پیچیدگیهای ارتباط و دریافت ابلاغها در خارج از کشور، این فرصت را سه برابر کرده است. به این معنی که افراد مقیم خارج از ایران، تا دو ماه پس از تاریخ ابلاغ رأی یا انقضای مهلت واخواهی، حق دارند درخواست فرجام خود را ثبت کنند. این مهلت اضافه، فرصتی ارزشمند برای کسانی است که به دلایل جغرافیایی دسترسی کمتری به مراکز قضایی دارند.
مهلت فرجامخواهی از زمانی شروع میشود که رأی به طور رسمی به شخص یا وکیل او ابلاغ شده باشد، یا اگر فرد به صورت قانونی مطلع شده باشد. همچنین اگر مهلت واخواهی به پایان برسد و رأی قطعی شود، این تاریخ نیز مبنای شروع مهلت فرجامخواهی خواهد بود.
نکته مهم: بیتوجهی به مهلت قانونی یکی از مهمترین دلایل رد درخواستهای فرجامخواهی است؛ بنابراین شناخت دقیق زمانبندی و اقدام به موقع، کلید موفقیت در این مرحله حساس محسوب میشود. هر فردی که بخواهد از حق قانونی خود برای فرجامخواهی استفاده کند، باید این مهلتها را کاملاً جدی بگیرد و با دقت برنامهریزی کند.
وقتی حرف از فرجامخواهی کیفری به میان میآید، باید بدانیم که این درخواست حساس و مهم به کجا ارسال میشود و چه کسی مسئول بررسی آن است. پاسخ روشن است: دیوان عالی کشور، جایی که عالیترین نهاد قضایی ایران است و نقش ویژهای در تضمین عدالت ایفا میکند.
دیوان عالی کشور با ساختاری خاص و تخصصی، تنها مرجع رسیدگی به درخواستهای فرجامخواهی در امور کیفری است. این دیوان دارای شعب متعددی است که هر کدام به پروندههای کیفری خاصی رسیدگی میکنند. وظیفه آنها بررسی دقیق شکلی و قانونی پروندههاست تا مطمئن شوند قانون به درستی اجرا شده است.
شعب دیوان عالی کشور معمولاً پروندههای فرجام را به صورت تخصصی بررسی میکنند. هر شعبه مسئول رسیدگی به گروهی از پروندههاست تا سرعت و دقت کار حفظ شود. پروندهها پس از ثبت و بررسی اولیه، بین شعب مختلف توزیع میشوند تا رسیدگی عادلانه و کارشناسانه انجام شود.
برخلاف دادگاههای تجدیدنظر که هم به جنبههای شکلی و هم ماهوی پرونده میپردازند، دیوان عالی کشور بیشتر بر جنبههای شکلی و قانونی تمرکز دارد. این بدان معناست که دیوان بررسی میکند آیا قوانین دادرسی رعایت شدهاند یا خیر، اما به طور معمول وارد ماهیت پرونده نمیشود مگر در موارد خاص.

وقتی درخواست فرجامخواهی به دیوان عالی کشور میرسد، پرونده وارد یک فرآیند دقیق، کارشناسی و البته پیچیده میشود. این روند، تضمین میکند که هیچ نکته مهمی از دید قضات عالیرتبه دور نماند و عدالت به بهترین شکل اجرا شود.
در دیوان عالی، ابتدا پرونده از نظر شکلی یعنی مواردی مثل اعتبار دادخواست، رعایت مهلتها، و کامل بودن مدارک بررسی میشود. اگر نقصی وجود داشته باشد، درخواست ممکن است رد شود. پس از تایید شکلی، رسیدگی ماهوی صورت میگیرد؛ البته ماهیت رسیدگی فرجام بیشتر نظارتی و شکلی است، اما در صورت لزوم، بررسیهایی در مورد صحت اجرای قانون انجام میشود.
در اغلب موارد، رسیدگی در دیوان عالی کشور به صورت غیرحضوری و بدون حضور طرفین انجام میشود؛ یعنی قضات صرفاً با مطالعه پرونده و دلایل ارائهشده تصمیم میگیرند. حضور طرفین در این مرحله عموماً مجاز نیست مگر در موارد خاص و بسیار محدود.
اگر دیوان در بررسی فرجامی به این نتیجه برسد که رأی دادگاه اول یا تجدیدنظر ناقص یا اشتباه است، میتواند پرونده را برای رسیدگی مجدد به دادگاه همعرض ارجاع دهد. این کار باعث میشود پرونده بار دیگر به طور کامل مورد بررسی قرار گیرد و ایرادات برطرف شوند.
مشخصات فرجامخواه: …
مشخصات فرجامخوانده: …
موضوع فرجامخواهی:
فرجامخواهی از دادنامه شماره … صادره از شعبه … دادگاه کیفری یک استان …، که منجر به محکومیت فرجامخواه به مجازات قصاص نفس شده است.
مستندات پیوست:
شرح درخواست:
ریاست محترم دیوان عالی کشور
با سلام و احترام
اینجانب، این دادخواست را به استناد ماده ۴۶۴ قانون آیین دادرسی کیفری و دلایلی که در ادامه خواهد آمد، بهمنظور اعتراض به رأی صادره از شعبه … دادگاه کیفری یک استان … که به شماره دادنامه … مورخ … در خصوص اتهام قتل عمد صادر شده و به محکومیت فرجامخواه منتهی گردیده، تقدیم مینمایم:
۱. عدم رعایت اصول دادرسی (بند ب ماده ۴۶۴):
در روند رسیدگی، اصول بنیادین دادرسی از جمله اصل بیطرفی دادگاه و حق دفاع بهدرستی رعایت نشده است. علیرغم درخواستهای مکرر برای دعوت شاهدان دفاع، دادگاه از این امر خودداری نموده و امکان دفاع مؤثر از فرجامخواه سلب گردیده است.
۲. عدم انطباق مستندات رأی با مدارک موجود در پرونده (بند پ ماده ۴۶۴):
رأی صادره مستند به اقاریر اولیه متهم در شرایطی است که ادله کافی بر فقدان اختیار و اختیار نداشتن متهم در هنگام بیان آن اقاریر وجود دارد. همچنین، نظریه پزشکی قانونی در خصوص نحوه و زمان دقیق مرگ، مورد توجه دادگاه قرار نگرفته و با رأی نهایی مغایرت دارد.
۳. نقض قوانین مربوط به احراز تقصیر و مجازات (بند الف ماده ۴۶۴):
دادگاه بدون بررسی دقیق انگیزه قتل، و بدون احراز عناصر سهگانه جرم قتل عمد، اقدام به صدور رأی قصاص نموده است؛ در حالیکه انگیزه قتل فاقد ویژگیهای لازم برای احراز قصد قبلی بوده و رفتار ارتکابی میتواند در زمره قتل شبهعمد ارزیابی شود.
با توجه به مراتب فوق و مستندات ابرازی، از آن مقام عالی قضایی تقاضا میشود با استناد به جهات قانونی پیشگفته، رأی صادره از دادگاه کیفری یک استان … را نقض و پرونده را جهت رسیدگی مجدد به شعبه همعرض ارجاع فرمایید.
با تجدید احترام
امضاء
فرجامخواه / وکیل فرجامخواه
تاریخ: …
مرحله فرجامخواهی از پیچیدهترین مراحل دادرسی در نظام قضایی ایران است؛ زیرا این مرحله نه به بررسی مجدد ماهوی پرونده، بلکه به نظارت بر صحت اجرای قانون توسط مراجع پیشین میپردازد. ازاینرو، نقش وکیل در این مرحله، نقشی تخصصی، فنی و بسیار حائز اهمیت است.
وکیل متخصص، با تسلط بر قوانین شکلی و ماهوی و رویههای قضایی، میتواند دادخواست فرجامخواهی را بهگونهای تنظیم نماید که از نظر شکلی و محتوایی قابلپذیرش باشد. استناد دقیق به جهات قانونی فرجامخواهی، درج مشخصات کامل پرونده، و بیان دلایل نقض رأی از جمله وظایف حیاتی وکیل در این مرحله است.
وکیل پیش از ارائه درخواست، بررسی مینماید که آیا رأی صادره در زمره آرای قابلفرجام قرار میگیرد یا خیر و در صورت مثبت بودن پاسخ، بر کدام یک از جهات ماده ۴۶۴ میتوان استناد نمود. این تحلیل حقوقی، پایهگذار یک فرجامخواهی موفق است.
اگرچه در مرحله فرجامخواهی معمولاً جلسات حضوری تشکیل نمیشود، اما حضور وکیل در جریان پیگیری اداری و ثبت الکترونیکی پرونده، ارائه لوایح تکمیلی در صورت نیاز، و نظارت بر رسیدگی در دیوان، میتواند نقش تعیینکنندهای در سرنوشت پرونده داشته باشد.
مرحله فرجامخواهی، مرحلهای است که جز با دانش عمیق حقوقی و تسلط بر آیین دادرسی، نمیتوان به آن ورود مؤثر داشت. بهرهگیری از وکیل متخصص در این مرحله نهتنها شانس موفقیت را افزایش میدهد، بلکه از تضییع حقوق قانونی موکل نیز جلوگیری مینماید.
برای آشنایی با برخی از مهمترین آراء صادرشده در مورد فرجام خواهی کیفری، میتوانید به مقاله«۵ نمونه رأی در مورد فرجام خواهی کیفری» در همین سایت، مراجعه بفرمایید!

فرجامخواهی کیفری شاید آخرین پله در مسیر طولانی عدالت نباشد، اما گاهی همین مرحله، جایی است که سرنوشت یک انسان، یک خانواده یا حتی یک جامعه دگرگون میشود. این مرحله، فرصتی استثنایی است برای اصلاح احکام سنگینی که ممکن است بر پایه اشتباه، غفلت یا حتی نادیدهگرفتن اصول دادرسی صادر شده باشند. در این مرحله دیگر خبری از بررسی دوباره همه چیز نیست؛ بلکه دیوان عالی کشور به عنوان نگهبان قانون، صرفاً نظارت میکند که آیا قاضیان پیشین در چارچوب قانون عمل کردهاند یا نه. بنابراین، فقط کسانی موفق میشوند که بتوانند دقیق، مستند و حقوقی سخن بگویند. اینجاست که نقش وکیل برجسته میشود؛ کسی که میداند چگونه رأی را بخواند، چگونه اشتباه را پیدا کند، و چگونه دیوان را قانع کند که در این پرونده، باید دوباره نگاه کرد.
پس اگر در موقعیتی هستید که حکم دادگاه را ناعادلانه میدانید و شرایط قانونی فرجامخواهی را دارید، حتماً از کمک یک وکیل متخصص استفاده کنید و بیگدار به آب نزنید. گاهی همین یک گام حسابشده، میتواند تمام گذشته را پاک کند و آینده را از نو بنویسد.
وکیل سوال یک پلتفرم تخصصی در حوزه مشاوره و خدمات حقوقی است که تحت مدیریت خانم امالبنین تنکابنی رضایی فعالیت میکند. هدف ما ارائه اطلاعات حقوقی دقیق و ارائه خدمات تخصصی وکالت در زمینههای مختلف، از جمله دعاوی کیفری و حقوقی، امور قراردادی، جرایم سایبری، دعاوی ارزی و مالی، وکالت در امور ثبتی و ملکی است.
اگر به دنبال تنظیم وکالتنامهای جامع و بینقص هستید، وکیل سوال با دانش تخصصی و تجربه حقوقی گسترده، همراه شما خواهد بود.
همین حالا مشاوره بگیرید و وکالتنامهای مطمئن تنظیم کنید!
فرجامخواهی یعنی اعتراض به رأی قطعی کیفری صادره از دادگاه کیفری 1 در دیوان عالی کشور. در این مرحله، رأی از نظر قانونی و شکلی بررسی میشود نه محتوایی.
فقط آرایی که مشمول ماده ۴۲۸ قانون آیین دادرسی کیفری باشند، مثل احکام مربوط به سلب حیات، حبس ابد، تعزیر درجه ۳ و بالاتر، یا جنایات عمدی با دیهی بیش از نصف دیه کامل.
برای افراد مقیم ایران ۲۰ روز و برای افراد مقیم خارج از کشور ۲ ماه از تاریخ ابلاغ رأی یا پایان مهلت واخواهی.
محکومعلیه، شاکی یا مدعی خصوصی، و همچنین دادستان. هر یک میتوانند شخصاً یا توسط وکیل یا نماینده قانونی اقدام کنند.
خیر. رسیدگی در دیوان معمولاً غیرحضوری است و بر اساس مدارک و لایحه فرجامخواهی انجام میشود.
نظرات کاربران