وقتی نام «حکم برائت» به گوشمان میرسد، بسیاری از ما تصویر یک پرونده قضایی خشک و پیچیده را در ذهن داریم. اما واقعیت این است که حکم برائت چیزی فراتر از یک جمله در پرونده است؛ این حکم تضمین میکند که حقوق، آزادی و آبروی فرد متهم تحت حمایت قانون باقی بماند و هیچ کس بدون دلیل مجازات نشود. در این مقاله، قصد داریم به زبان ساده و روشن توضیح دهیم که حکم برائت چیست، چه پیامدهایی دارد و چرا اهمیت آن برای هر فردی که با دستگاه قضایی سروکار دارد، حیاتی است.
حکم برائت نه تنها برای افراد متهم، بلکه برای جامعه نیز اهمیت دارد، زیرا اعتماد مردم به عدالت و محاکم دادگستری را تقویت میکند. از نحوه صدور حکم تا نقش وکیل در تضمین حقوق متهم، هر نکتهای که نیاز دارید بدانید را به زبان ساده بیان کردهایم تا با خواندن این مقاله، هم اطلاعات حقوقی خود را افزایش دهید و هم با اطمینان بدانید چگونه میتوان از حق و حقوق قانونی خود دفاع کرد.
وقتی کسی به اتهام یک جرم به دادگاه میرود، قاضی بعد از بررسی ماجرا باید تصمیم بگیرد که آیا واقعاً این فرد مرتکب جرم شده است یا نه. اگر دادگاه به این نتیجه برسد که مدرک کافی وجود ندارد یا اتهام ثابت نشده، قاضی حکمی صادر میکند به نام حکم برائت.به زبان خیلی ساده حکم برائت یعنی: «تو را به چیزی که گفته بودند، مجرم نمیدانم. آزاد هستی.»
یعنی نه سابقهای برای فرد ایجاد میشود، نه مجازاتی در کار است و نه کسی میتواند او را بابت همان موضوع دوباره مقصر بداند. این موضوع ریشه در یک اصل خیلی مهم دارد که میگوید:«اصل بر بیگناهی است». قانون میگوید همهی ما از ابتدا بیگناه هستیم، مگر اینکه دادگاه ثابت کند کاری کردهایم. پس اگر ثابت نشود، نتیجهاش میشود برائت. یک مثال خیلی ساده:
تصور کنید میگویند آقای «الف» تلفن کسی را دزدیده؛ اما هیچ تصویری از او نیست، شاهدی وجود ندارد و مدارک هم قوی نیست. دادگاه بعد از بررسی میگوید: «چیزی که نشان دهد او این کار را کرده، وجود ندارد.» در این حالت حکم برائت صادر میشود. یعنی: جرم ثابت نشد⇐شخص تبرئه میشود.
قبل از اینکه پرونده به دادگاه برسد صادر میشود. در مرحله دادسرا، بازپرس بررسی میکند و اگر ببیند: اصلاً جرمی اتفاق نیفتاده یا جرم هست ولی متهم انجامش نداده یا مدرک کافی نیست و…
قرار منع تعقیب صادر میکند یعنی پرونده در همان دادسرا بسته میشود.
برای آشنایی با قرار منع تعقیب، اینجا کلیک کنید!
در دادگاه صادر میشود. یعنی پرونده به دادگاه رسیده، جلسه تشکیل شده، دفاعیات شنیده شده و بعد قاضی میگوید جرم ثابت نشد و حکم بر برائت میدهد. پس برائت مرحلهای جلوتر از منع تعقیب است.
منع تعقیب توسط بازپرس یا دادستان صادر میشود و در مرحله تحقیقات مقدماتی.
برائت توسط قاضی دادگاه صادر میگردد و بعد از رسیدگی در دادگاه.
در منع تعقیب، فرد اصلاً وارد دادگاه نشده. از همان اول گفته شده «مدرک کافی نیست یا جرم نیست». در برائت، فرد وارد دادگاه شده، اما بعداً بیگناه اعلام شده. در هر دو حالت:
ولی حس و برداشت اجتماعی از «تبرئه» معمولاً روشنتر و مطمئنتر است.
بنابراین:

یکی از مهمترین پایههای دادرسی عادلانه در قانون ایران و حتی تمام نظامهای حقوقی دنیا، اصل برائت است. این اصل به زبان خیلی ساده میگوید:«تا وقتی جرم کسی ثابت نشده، او بیگناه است.»
ماده 4 قانون آیین دادرسی کیفری و اصل 37 قانون اساسی ایران هم این اصل را کاملاً پذیرفته و میگوید هیچکس را نمیشود مجرم دانست مگر اینکه جرمش در دادگاه و طبق قانون ثابت شود. پس قانون از همان اول کنار متهم میایستد و میگوید: «من نمیگذارم کسی بدون دلیل محکوم شود.»
اصل 37 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران:«اصل، برائت است و هیچکس از نظر قانون مجرم شناخته نمیشود، مگر این که جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد».
ماده 4 قانون آیین دادرسی کیفری:«اصل، برائت است. هرگونه اقدام محدود کننده، سالب آزادی و ورود به حریم خصوصی اشخاص جز به حکم قانون و با رعایت مقررات و تحت نظارت مقام قضائی مجاز نیست و در هر صورت این اقدامات نباید به گونه ای اعمال شود که به کرامت و حیثیت اشخاص آسیب وارد کند».
در عمل این اصل چه معنایی دارد؟
اصل برائت جلوی محکومیتهای اشتباهی را میگیرد. اگر این اصل نبود، ممکن بود مردم صرفاً با یک ادعا یا حرف، محکوم شوند. اصل برائت محافظ جان و آبروی مردم است.
پس «حکم برائت» در واقع نتیجه عملی همین اصل بزرگ است. وقتی قاضی میگوید «برائت»، یعنی قانون ایستاده و گفته:«جرم ثابت نشد، پس این فرد بیگناه است. اجازه نمیدهم کسی بیدلیل محکوم شود.»
قاضی هر وقت بخواهد حکم محکومیت بدهد، باید «مدرک محکم» داشته باشد. پس اگر مدارک کافی نباشد یا تردید وجود داشته باشد، نتیجه طبیعی آن حکم برائت است. به زبان خیلی ساده⇐ وقتی نتوانند جرم را ثابت کنند، حکم برائت صادر میشود. این اتفاق در چند حالت رخ میدهد:
گاهی اصلاً مدرکی برای اثبات جرم نیست. مثلاً:
گاهی مدرکی وجود دارد اما نمیشود به آن اعتماد کرد. مثلاً:
در این مواقع هم دادگاه نمیتواند به سند غیرقابل اعتماد تکیه کند و در نتیجه، به برائت حکم میدهد
اگر حرفها و مدارک با هم جور درنیاید و شک ایجاد کند، قانون میگوید:«شک به نفع متهم است.» پس باز هم نتیجه میشود⇐ برائت
گاهی شخص کاری کرده، اما قانون آن را «جرم» نمیداند. پس حتی اگر کاری انجام شده باشد، چون جرم نیست، دادگاه حکم برائت میدهد.
گاهی شکایت یا گزارش اشتباه است و دادگاه متوجه میشود شخص دیگری مرتکب جرم شده، در این حالت هم⇐ برائت
به طور خلاصه، هر زمان قاضی نتواند با اطمینان صددرصد بگوید «این فرد مجرم است»، باید حکم برائت بدهد.

وقتی دادگاه حکم برائت میدهد، یعنی عملاً میگوید:«این شخص مجرم نیست و هیچکس حق ندارد او را مجرم بداند.» این حکم نتایج خیلی مهم و کاربردی برای متهم دارد:
بعد از صدور حکم برائت مجازات ها هیچکدام اجرا نمیشوند، چون اصلاً جرم ثابت نشده.
این نکته خیلی مهم است که برائت باعث میشود هیچ سابقه منفی برای فرد در پرونده کیفریاش ثبت نشود. یعنی اگر بعداً بخواهد:
هیچ اثری از این پرونده دیده نمیشود.
در بسیاری از پروندهها اتهام بهخودیخود آبروی فرد را تهدید میکند. وقتی حکم برائت صادر میشود، یعنی:«این فرد هیچ خطایی نکرده و نسبت جرم به او درست نبوده.» در واقع قانون میگوید آبروی او باید دوباره به حالت قبل برگردد.
در موارد خاص، اگر فرد مدتی به اشتباه بازداشت شده باشد و در نهایت تبرئه شود، میتواند درخواست جبران خسارت بدهد. این خسارت میتواند بابت:
باشد.
حکم برائت یعنی:
اگر در طول رسیدگی:
با حکم برائت همه اینها لغو میشود و وضعیت فرد به حالت عادی برمیگردد. به زبان خیلی ساده، حکم برائت یعنی متهم از نظر قانون کاملاً پاک و آزاد است.

وقتی دادگاه حکم برائت میدهد، فقط برای متهم پیام ندارد؛ شاکی و حتی جامعه هم باید بدانند این حکم چه معنایی دارد. بسیاری از مردم تصور میکنند «تبرئه شدن» یعنی شاکی کاملاً اشتباه کرده یا دستگاه قضایی کار نکرده؛ اما واقعیت کمی دقیقتر است.
دادگاه برای اینکه کسی را محکوم کند، مدرک محکم میخواهد. وقتی حکم برائت صادر میشود، یعنی:
پس از نگاه قانون، شاکی ادعایش را ثابت نکرده. این به معنای «تهمت زدن عمدی» یا «افترا» نیست؛ شاکی ممکن است واقعاً تصور کرده باشد جرم رخ داده، اما قاضی نیاز به دلیل قطعی دارد.
حکم برائت مثل یک خط پایان است. وقتی صادر شد: همان شکایت، علیه همان فرد، دیگر قابل طرح مجدد نیست. مگر اینکه مدارک جدید و قوی پیدا شود که در زمان دادرسی قبلی وجود نداشته است.
نظام کیفری باید بسیار سختگیرانه برخورد کند تا کسی بیگناه محکوم نشود. پس حکم برائت در واقع پیام مثبتی برای مردم دارد:
وقتی مردم بدانند:«یک نفر فقط زمانی محکوم میشود که شواهد کافی و مطمئن وجود داشته باشد»، احساس امنیت بیشتری میکنند. چون همه مطمئن میشوند اگر روزی خودشان یا نزدیکانشان بیدلیل متهم شدند، قانون از آنها محافظت میکند.
اگر شاکی احساس کند واقعاً به او ظلم شده یا جرم رخ داده اما نتوانسته آن را اثبات کند:
پس «برائت» همیشه به معنای پایان همه راهها برای شاکی نیست. حکم برائت برای شاکی یعنی ادعایش در این مرحله ثابت نشده؛ برای جامعه یعنی دستگاه قضایی بیگدار به آب نمیزند.
وقتی مردم میشنوند «حکم برائت صادر شد»، معمولاً یک تصویر روشن در ذهنشان شکل میگیرد: این فرد کاملاً بیگناه است، هیچ شکی نیست، همه چیز تمام شده! اما واقعیت کمی پیچیدهتر و جالبتر است. اگرحکم برائت به علت پیدانکردن دلیل صادر شود یعنی دادگاه نتوانسته جرم را با مدارک و شواهد قطعی ثابت کند. این به این معنا نیست که فرد حتماً کاری نکرده، بلکه یعنی قاضی نتوانسته با اطمینان صددرصد بگوید او مرتکب جرم شده است.
به زبان سادهتر:
تصور کنید کسی متهم به سرقت یک گوشی شده باشد، اما دوربینها تصویری واضح ندارند، شاهدها اختلاف دارند و هیچ اثر انگشتی روی گوشی پیدا نمیشود. دادگاه در چنین شرایطی نمیتواند با اطمینان بگوید این شخص مقصر است. نتیجه؟ حکم برائت صادر میشود. پس «برائت» یعنی قانون گفته: «من نمیتوانم بدون دلیل، کسی را محکوم کنم. تو آزاد هستی، آبرو و حقوقت حفظ میشود و کسی حق ندارد تو را مجرم بداند.»

خیلیها فکر میکنند وقتی حکم برائت صادر شد، پرونده برای همیشه بسته میشود و هیچ راه برگشتی وجود ندارد. اما قانون کمی انعطاف دارد، البته خیلی محدود و حسابشده. حکم برائت یعنی دادگاه گفته: «جرم ثابت نشده، پس تو آزاد هستی». به همین دلیل، برای همان جرم و همان شخص، دوباره نمیتوان پرونده ساخت یا او را محکوم کرد. این یک قاعده اساسی است و قانون با آن از افراد محافظت میکند تا کسی بیگناه، دوبار مورد تعقیب قرار نگیرد.
اما یک استثنا وجود دارد: اگر مدارک جدید و قوی پیدا شود که قبلاً وجود نداشته و امکان بررسی آن نبوده، امکان طرح پرونده دوباره وجود دارد. مثلاً تصور کنید در پروندهای متهم تبرئه شده، اما بعداً یک فیلم واضح پیدا شود که نشان میدهد شخص واقعاً مرتکب جرم شده است. در این صورت قانون اجازه میدهد پرونده دوباره باز شود. نکته مهم این است که این استثنا خیلی سختگیرانه و محدود است و هدفش جلوگیری از خطای قضایی یا سوءاستفاده است.
به زبان ساده⇐ قانون هم از حقوق متهم محافظت میکند، هم اگر مدرک جدیدی پیدا شود، اجازه میدهد عدالت واقعی اجرا شود.
در بسیاری از پروندهها، زمانی که متهم از اتهام کیفری تبرئه میشود یا روند تعقیب کیفری به علت یکی از جهات قانونی متوقف میگردد، شاکی خصوصی تصور میکند که پرونده او بهطور کامل خاتمه یافته و دیگر امکان مطالبه خسارت وجود ندارد. اما ماده ۲۰ قانون آیین دادرسی کیفری دقیقاً برای رفع همین تصور اشتباه وضع شده است؛ مادهای که یکی از اصول بنیادی عدالت را تثبیت میکند: سقوط دعوای عمومی بههیچوجه به معنای سقوط حق خصوصی نیست.
بر اساس این ماده، حتی اگر پرونده کیفری با صدور قرار منع تعقیب، موقوفی تعقیب یا حتی صدور حکم برائت برای متهم پایان یابد، دادگاه کیفری موظف است(و نه مختار)که در صورت طرح دعوای خصوصی، همچنان رسیدگی را ادامه دهد و رأی مقتضی صادر کند.
این حکم قانونی پیام بسیار مهمی دارد:
قانونگذار نمیخواهد حقی که ناشی از ضرر و زیان شاکی خصوصی است، به دلیل ناتوانی در اثبات عنصر کیفری جرم نادیده گرفته شود. به عبارت دیگر، ممکن است فردی از نظر کیفری بیگناه شناخته شود، اما همچنان مسئول پرداخت خسارت مدنی باشد؛ زیرا استانداردهای اثبات در امور کیفری و مدنی یکسان نیستند و قانون باید از حقوق بزهدیده نیز حمایت کند. بنابراین در پروندههایی که شخص تبرئه میشود، دو مسیر کاملاً جداگانه وجود دارد:
این مقرره باعث میشود هم شاکی خصوصی بداند حقوق او از بین نرفته و هم متهم بداند که برائت کیفری الزاماً پایان تمام مسئولیتهای او نیست. در نهایت، ماده ۲۰ تعادلی میان حقوق متهم و حقوق بزهدیده برقرار میکند و عدالت را در هر دو بُعد کیفری و خصوصی تضمین مینماید.
وقتی کسی در یک پرونده متهم میشود و مدتی بازداشت را تحمل میکند، اما بعد از ماهها دوندگی، دادگاه اعلام میکند که او بیگناه بوده و حکم برائت صادر میشود، طبیعی است که این فرد فقط به آزادیاش راضی نمیشود. او حق دارد بپرسد: «پس این همه روزهای سخت، استرس، آبرویی که خدشهدار شد و زمان و درآمدی که از دست رفت، چه میشود؟» قانون دقیقاً به همین موضوع پرداخته و در مواد ۱۴ و ۲۵۵ تا ۲۵۹ قانون آیین دادرسی کیفری، حق جبران خسارت برای افرادی که بیگناه شناخته شدهاند را پیشبینی کرده است.
قانون در ماده 14 به صراحت میگوید فردی که بیگناه شناخته شده، میتواند تمام ضرر و زیانهای مادی و معنوی خود را مطالبه کند؛ یعنی:
چیزهایی که مستقیماً پولی بودهاند، مثل:
یعنی درد روحی و آبرویی که آسیب دیده؛ مانند:
قانون حتی اجازه داده دادگاه برای جبران این صدمات وارد اقداماتی مثل الزام به عذرخواهی، درج حکم در رسانهها و… شود تا آبروی از بین رفته بازگردد.
طبق ماده 255 قانون آیین دادرسی کیفری هر کسی که بازداشت شده اما بعداً برائت گرفته یا پروندهاش منع تعقیب خورده، حق دارد از دولت جبران خسارت ایام بازداشت را مطالبه کند. یعنی قانون میگوید:«وقتی اشتباه کردی و فرد بیگناه را بازداشت کردی، باید خسارتش را بدهی.» پرداخت خسارت مستقیماً بر عهده دولت است.
قانون در ماده 256 منصفانه عمل کرده و گفته اگر فرد خودش باعث بازداشتش شده، حق دریافت خسارت ندارد، مثل:
این موارد باعث سلب حق جبران خسارت میشود.
طبق ماده 257 فردی که برائت گرفته فقط ۶ ماه وقت دارد تا درخواست خسارت را بدهد. این درخواست باید به کمیسیون استانی جبران خسارت ارسال شود. اگر کمیسیون درخواست را رد کند، فرد حق دارد ظرف ۲۰ روز به کمیسیون ملی شکایت کند.
طبق ماده 258 اعتراض به تصمیم کمیسیون استانی، در کمیسیون ملی جبران خسارت بررسی میشود که اعضایش از قضات دیوان عالی کشور هستند.
و نکته مهم: رأی کمیسیون ملی قطعی است.
قانون در ماده 259 حتی از این هم جلوتر رفته و گفته: اگر بازداشت به علت شهادت دروغ، گزارش مغرضانه یا اشتباه مقامات قضایی بوده، دولت اول خسارت را میدهد و بعد خودش میتواند از شخص مقصر برگشت بگیرد. این یعنی: «هیچکس نباید به خاطر اشتباه دیگران تاوان بدهد.»

یکی از دغدغههای مهم افرادی که بهناحق متهم و بازداشت شدهاند، این است که چگونه میتوانند آبروی از دسترفته یا اعتبار مخدوششده خود را پس از صدور حکم برائت بازسازی کنند؛ زیرا بسیاری از آسیبهای حیثیتی یک پرونده کیفری، حتی پس از اثبات بیگناهی نیز به شکل طبیعی جبران نمیشود. قانونگذار دقیقاً برای پاسخ به همین نگرانی، در ماده ۵۱۲ قانون آیین دادرسی کیفری مکانیزمی پیشبینی کرده است که به شخص تبرئهشده اجازه میدهد نام و اعتبار خود را رسماً و آشکارا بازسازی کند.
ماده 512 قانون آیین دادرسی کیفری:«شخصی که به موجب حکم قطعی، برائت حاصل کند، میتواند حداکثر ظرف شش ماه از تاریخ ابلاغ رای، از دادگاه صادر کننده حکم نخستین درخواست نماید که حکم برائت از محل اعتبارات مربوط به قوه قضائیه در یکی از روزنامه های کثیر الانتشار منتشر شود».
طبق این ماده، اگر فردی به موجب حکم قطعی، برائت حاصل کند، میتواند حداکثر ظرف شش ماه از تاریخ ابلاغ رأی، از دادگاه صادرکننده حکم نخستین درخواست کند که حکم برائت او در یکی از روزنامههای کثیرالانتشار منتشر شود. انتشار رسمی حکم برائت از محل اعتبارات قوه قضاییه انجام میشود و هدف آن این است که همانگونه که اتهام و بازداشت ممکن است بهصورت عمومی آبروی شخص را مخدوش کرده باشد، حالا اعلام عمومی بیگناهی او به همان میزان و بلکه بیشتر در معرض دید جامعه قرار گیرد.
این مقرره اهمیت بسیار زیادی دارد؛ زیرا نشان میدهد که جبران خسارت در نظام حقوقی فقط به پرداخت پول محدود نمیشود، بلکه حیثیت، شخصیت اجتماعی و کرامت انسانی نیز موضوع حمایت قانونی است. حتی اگر هیچکس اخبار بازداشت را منتشر نکرده باشد، قانون این حق را برای فرد محفوظ میدارد که بهصورت رسمی و عمومی اعلام کند: «اتهام وارد شده صحیح نبوده و دستگاه قضایی بیگناهی او را احراز کرده است.»
از این رو، در کنار امکان مطالبه خسارت مالی بر اساس مواد ۱۴ و ۲۵۵ تا ۲۵۹، انتشار حکم برائت نیز یک ابزار مهم برای ترمیم حیثیت اجتماعی فرد به شمار میآید؛ ابزاری که میتواند در بسیاری از پروندهها مسیر بازگشت فرد به شغل، جامعه و روابط اجتماعی را هموار کند و بخش مهمی از آسیبهای معنوی را جبران نماید.
وقتی کسی متهم میشود، یک وکیل متخصص میتواند تفاوت بین محکومیت و برائت را رقم بزند. وکیل نقش بسیار کلیدی دارد، چرا که حق دفاع شما را از لحظه اول تا آخرین مرحله دادرسی تضمین میکند.
یک وکیل حرفهای میداند چه مدارکی برای اثبات بیگناهی لازم است و چگونه آنها را در دادگاه ارائه کند. گاهی حتی یک سند یا شاهد کوچک میتواند قاضی را قانع کند که جرم ثابت نشده و حکم برائت صادر شود.
وکیل متخصص میداند چگونه استدلال قانونی و منطقی ارائه دهد، نکات ضعف پرونده شاکی را نشان دهد و از متهم دفاع کند. این دفاع درست، شانس صدور حکم برائت را به طور چشمگیری افزایش میدهد.
قانون پیچیده است و افراد عادی ممکن است ندانند چه حقوقی دارند یا چگونه از آنها استفاده کنند. وکیل مطمئن میشود که متهم:
اگر حکم برائت صادر شود اما متهم مدتی تحت بازداشت یا فشار بوده، وکیل میتواند درخواست جبران خسارت مالی و معنوی را برای او مطرح کند. این یعنی نقش وکیل فقط دفاع در دادگاه نیست، بلکه حفاظت از حقوق کامل متهم پس از برائت نیز جزو وظایف اوست.
به زبان ساده: وکیل متخصص، راهنمای شما در مسیر سخت پرونده، سپر شما در دفاع و کلید بازگرداندن آزادی و آبروی شماست.
وقتی حکم برائت صادر میشود، فقط یک جمله در پرونده نیست؛ این یعنی آزادی، آبرو و حقوق شما در دستان قانون حفظ شده است. اما در مسیر پرونده، حتی کوچکترین اشتباه یا غفلت میتواند زندگی شما را تحت تاثیر قرار دهد. به همین دلیل داشتن یک وکیل متخصص و آگاه، نه تنها حق شما را حفظ میکند، بلکه شانس برائت و جبران خسارت را نیز چند برابر میکند.
اگر روزی متهم شدید یا در مواجهه با پروندهای پیچیده هستید، منتظر نمانید و حق خود را به خطر نیندازید. مشاوره و همراهی یک وکیل حرفهای میتواند مسیر شما را به آزادی و بازگشت آبرو هموار کند. با کمک وکیل متخصص، مطمئن باشید که قانون در کنار شماست و هیچ فرصتی برای دفاع از حقوقتان از دست نمیرود.
جهت دیدن نمونه آراء مربوط به حکم برائت، اینجا کلیک کنید!

در هر مرحله از فرآیندهای حقوقی و قضایی، چه در زمینه دعاوی ملکی، خانوادگی، کیفری، قراردادها، امور مالی، سایبری یا سایر موضوعات حقوقی، «وکیل سوال» با مدیریت مستقیم وکیل امالبنین تنکابنی رضایی و بهرهمندی از تیمی متشکل از وکلای مجرب و متخصص، آماده ارائه مشاورههای دقیق، تحلیلهای تخصصی و خدمات جامع حقوقی به شما میباشد. هدف ما فراهم آوردن بهترین راهکارهای قانونی متناسب با شرایط شما و حمایت همهجانبه از حقوق و منافع شما در تمامی مراحل پرونده است. با انتخاب «وکیل سوال» میتوانید اطمینان داشته باشید که پروندهتان با تعهد، دانش بهروز و تجربه عملی بالا پیگیری خواهد شد تا بهترین نتیجه ممکن حاصل گردد. جهت دریافت مشاوره تخصصی، تحلیل پرونده و آغاز فرایند حقوقی خود، همین حالا از طریق صفحه تماس با ما اقدام نمایید. تیم «وکیل سوال» همراه و پشتیبان شما در مسیر احقاق حق خواهد بود.
حکم برائت یعنی دادگاه اعلام میکند فرد بیگناه است و اتهام واردشده ثابت نشده. به زبان ساده: شخص از نظر قانون کاملاً تبرئه شده و مسئولیتی نسبت به آن اتهام ندارد.
منع تعقیب یعنی پرونده قبل از رسیدن به مرحله محاکمه مختومه میشود چون اصلاً دلیلی برای ادامه وجود ندارد. اما حکم برائت یعنی دادگاه وارد رسیدگی شده و در پایان، رأی به بیگناهی صادر کرده.
طبق ماده ۲۵۷ حداکثر ۶ ماه بعد از ابلاغ رأی قطعی وقت دارید درخواست جبران خسارت را بدهید.
بله. اگر در جریان پرونده بازداشت شده باشید، طبق ماده ۲۵۵ میتوانید خسارت ایام بازداشت را از دولت بگیرید. البته شرایط و استثناهایی هم دارد.
بله. طبق ماده ۵۱۲ میتوانید ظرف ۶ ماه از تاریخ رأی قطعی، از دادگاه بخواهید حکم برائتتان در یک روزنامه کثیرالانتشار چاپ شود.
نظرات کاربران