شماره دادنامه قطعی: 140106390000226341
تاریخ صدور دادنامه: 1401/03/31
مرجع صادرکننده رأی: شعبه چهاردهم دیوان عالی کشور
شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی پاوه به دعوی اقایان م. م. و ب. م. با وکالت اقای م. ف. ی. به طرفیت اقای م. ک. با وکالت اقای م. گ. ا. به خواسته مطالبه خسارت تاخیر تادیه مبلغ ۱۲۲/۳۴۳/۰۰۰ تومان به علاوه خسارت دادرسی رسیدگی و به شرح استدلال مقید در دادنامه شماره ۴۸۰۵۱۹۹-۱۴۰۰ مورخ ۱۴۰۰/۱۲/۲ خاصه دادنامه قطعی سابق الصدور در محکومیت خوانده به پرداخت خسارت در حق خواهانها (ناشی از اتش سوزی عمدی) خواسته خواهانها را مقرون به واقع تشخیص و مستندا به مواد ۱۹۸٫۵۱۵٫۵۱۹ و ۵۲۲ قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر محکومیت خوانده به پرداخت خسارت تاخیر تادیه مطابق شاخص بانک مرکزی از تاریخ شکایت کیفری (۱۳۹۸/۷/۲۰) لغایت اجرای حکم در حق خواهانها صادر، رای حضوری و قابل تجدیدنظرخواهی اعلام گردیده است، رای در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۲ به وکیل محکوم علیه ابلاغ و وکیل محترم در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۲۲ دادخواست فرجامی تسلیم و با وصول لایحه جوابیه وکیل فرجام خواندگان پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و رسیدگی پس از وصول و ثبت به کلاسه فوق به این شعبه محول و در نوبت قرار گرفته است.
اعتراض فرجامی اقای م. گ. ا. به وکالت از طرف اقای م. ک. فرزند ع. نسبت به دادنامه شماره ۴۸۰۵۱۹۹-۱۴۰۰ مورخ ۱۴۰۰/۱۲/۲ شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی پاوه قطع نظر از صحت و سقم آن قابل طرح و رسیدگی در دیوان عالی کشور نیست؛ زیرا به حکم مقرر در ماده ۳۶۷ ناظر بر بند ب ماده ۳۹۸ قانون آیین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۷۹ ارای دادگاههای بدوی که به علت عدم درخواست تجدیدنظر قطعیت یافته، از تاریخ انقضای مهلت تجدیدنظر قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور است؛ درصورتی که در پرونده حاضر فرجام خواه در فرجه قانونی تجدیدنظرخواهی و قبل از قطعیت رای اقدام به تسلیم دادخواست فرجامی نموده است؛ بنابراین با تلقی ان به عنوان دادخواست تجدیدنظرخواهی، پرونده به دادگاه ذیربط اعاده تا با رعایت تشریفات آیین دادرسی نسبت به اعتراض تجدیدنظرخواه رسیدگی و رای مقتضی صادر گردد.
منبع: سامانه ملی آرای قضایی
شماره دادنامه قطعی: 140006390000234732
تاریخ صدور دادنامه: 1400/04/02
مرجع صادرکننده رأی: شعبه …. هیأت عمومی دیوان عالی کشور
در این پرونده اقای غ. ت. ف. با وکالت ح. ف. ل. دادخواست صدور گواهی عدم امکان سازش تقدیم شعبه *نموده و اظهار داشته موکل در تاریخ ۹۶/۱۰/۴ با خوانده ازدواج نموده و مهریه دویست میلیون تومان نصف عندالمطالبه و نصف دیگر عندالاستطاعه تعیین گردیده است.هنوز زندگی مشترک را شروع ننمودند به جهت عدم تفاهم اخلاقی از دادگاه تقاضای طلاق دارد. به علت اینکه موکل کارگر بوده و قادر به پرداخت مهریه بصورت نقد نمیباشد. لذا از دادگاه تقاضای تقسیط مهریه را نیز نموده است.دادگاه در تاریخ ۹۸/۱۲/۱۹ تشکیل جلسه داده و طرفین را جهت رسیدگی دعوت نموده است.وکیل خوانده اظهار داشته برابر ماده ۲۹ قانون حمایت خانواده زوج باید تمام حقوق مالی موکله را پرداخت نماید. و با توجه به اینکه زوج ادعای اعسار از پرداخت مهریه نموده است.با توجه به تمکین مالی زوج تقاضای رد اعسار زوج را دارم. دادگاه قرار داوری صادر کرده و نظریه داوران را جلب کرده است.دادگاه قرار عدم صلاحیت به صلاحیت دادگاه بخش *صادر نموده است.دادگاه از شاهدان زوج در مورد ادعای اعسار از پرداخت نقدی مهریه برابر صورت جلسه مورخ ۹۹/۸/۷ تحقیق نموده است.نظریه پزشکی قانونی مبنی بر غیر باکره بودن زوجه جلب گردیده است.در نهایت دادگاه در تاریخ ۹۹/۱۱/۲۶ مبادرت به صدور رای به گواهی عدم امکان سازش نموده است.سپس زوج نسبت به رای صادره مذکور در مورد نحوه تعیین تکلیف امور مالی زوجه دادخواست تجدیدنظرخواهی تقدیم داشته زوجه نیز نسبت به رای صادره به شرح لایحه وکیل خود دادخواست تجدیدنظرخواهی تقدیم داشته که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و دادگاه مذکور در تاریخ ۱۴۰۰/۲/۹ مبادرت به تایید دادنامه تجدیدنظرخواسته درخصوص صدور گواهی عدم امکان سازش و قرار عدم استماع دعوی در مورد خواسته اعسار و تقسیط مهریه نموده است.متعاقبا زوج نسبت به رای صادره معترض است.و از دیوان عالی کشور تقاضای فرجام خواهی نموده که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع گردیده و مطرح رسیدگی می باشد.
درخصوص فرجامخواهی اقای غ. ت. ف. با وکالت اقای ح. ف. ل. نسبت به ان قسمت از دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۲/۹ شعبه *که به موجب ان در مورد دعوی اعسار از پرداخت مهریه و تقسیط آن ضمن نقض دادنامه بدوی قرار عدم استماع دعوی بدوی خواهان (فرجامخواه) صادر گردیده است.با توجه به جامع اوراق پرونده و قطع نظر از صحت و سقم اعتراض مطروحه نظر به اینکه دعوی اعسار از پرداخت مهریه و تقسیط آن یکی از خواستههای مطروحه در دادخواست بدوی بوده و رای راجع به ان اعم از حکم یا قرار از شمول آرای قابل فرجام مصرح در ماده ۳۶۸ قانون آیین دادرسی مدنی و قابلیت رسیدگی فرجامی را ندارد. بنابراین فرجامخواهی فرجامخواه به لحاظ غیرقابل فرجام بودن دادنامه فرجامخواسته قابلیت استماع و رسیدگی در دیوان عالی کشور را نداشته لهذا به تجویز ماده ۴۱۵ قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد فرجامخواهی فرجامخواه صادر و اعلام میگردد. مقرر میدارد. پرونده از موجودی کسر و به مرجع ذیربط اعاده گردد.
منبع: سامانه ملی آرای قضایی
شماره دادنامه قطعی: 140006390000714735
تاریخ صدور دادنامه: 1400/10/01
مرجع صادرکننده رأی: شعبه …. هیأت عمومی دیوان عالی کشور
در این پرونده خانم ز. پیش بینی دادخواست مطالبه مهریه برابر سند رسمی ازدواج مورخ ۹۸/۱/۱۰ به طرفیت اقای ح. ع. ب. تقدیم شعبه *نموده و اظهار داشته از دادگاه تقاضای رسیدگی و محکومیت زوج را دارم. دادگاه در تاریخ ۹۹/۱۰/۱۷ تشکیل جلسه داده و طرفین را جهت رسیدگی دعوت نموده است.وکیل خواهان درخواست موکل را به شرح دادخواست تقدیمی بازگو کرده است.و وکیل خوانده در مقام دفاع اظهار داشته خواسته خواهان را قبول ندارم. با توجه به دعوی تقابل مطروحه زوجه خود را باکره معرفی کرده ولی زوجه قبلا طلاق گرفته بوده و باکره نبوده است.طلاق وی باین مدخوله میباشد. و زوجه ازدواج قبلی خود را به زوج گفته بود ولی گفته بود که باکره است.و قبل از عقد به ماما مراجعه کرده بودند و به وسیله گواهی ماما باکره اعلام شده است.و زوج بر اساس آن ازدواج کرده ولی زوج بعدا متوجه می شود. که زوجه باکره نمی باشد. و زوجه خود را دیپلمه معرفی کرده در حالی که دیپلمه نمیباشد. لازم به توضیح است.زوج در تاریخ ۹۹/۹/۱۹ دادخواست تقابل فسخ نکاح به طرفیت زوجه خانم ز. پیش بینی تقدیم دادگاه نموده بود دادگاه جهت اتیان سوگند برابر صورت جلسه مورخ ۹۹/۱۰/۱۷ به زوجه اتیان سوگند داده و زوجه سوگند یاد کرده که در زمان زوجیت با زوج اقای ح. ب. نزدیکی داشته ام و با همسر قبلی خود هیچ رابطه زناشویی نداشته ام دادگاه پرونده استنادی طلاق توافقی فیمابین خانم ز. پیش بینی و اقای ح. پ. از دادگاه مربوطه درخواست نموده و خلاصه آن را برابر صورت جلسه مورخ ۱۴۰۰/۱/۱۹ در پرونده منعکس نموده است.در پرونده مذکور زوجین اظهار داشته اند که رابطه زناشویی نداشته اند درنهایت دادگاه در تاریخ ۹۹/۱/۱۹ مبادرت به صدور رای به محکومیت زوج به پرداخت مهریه مافی القباله زوجه و صدور حکم به بطلان دعوی فسخ نکاح به لحاظ عدم کفایت دلیل نموده است.سپس زوج به شرح لایحه وکلای خود نسبت به رای صادره مذکور دادخواست تجدیدنظرخواهی تقدیم دادگاه کرده که پرونده به شعبه *ارجاع شده است.وکیل زوج برابر لایحه مورخ ۱۴۰۰/۳/۱۲ از دادگاه تقاضا کرده با توجه به اینکه پرونده کیفری مطرح در دادگاه کیفری در مرحله تجدیدنظر قرار دارد. لذا تقاضای مهلت و توقف دادرسی را نموده است.در ادامه تصویر رای کیفری مزبور که توسط شعبه *صادر شده پیوست گردیده است.درنهایت دادگاه در تاریخ ۱۴۰۰/۶/۳۰ مبادرت به صدور رای به تایید دادنامه تجدیدنظرخواسته نموده است.متعاقبا زوج بشرح لایحه وکیل خود که عمدتا تکرار مطالب و اظهارات در فرایند دادرسی است.نسبت به رای صادره مذکور معترض است.و از دیوان عالی کشور تقاضای فرجامخواهی نموده که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و مطرح رسیدگی میباشد.
درخصوص دادخواست فرجامخواهی اقای ح. ع. ب. با وکالت اقای م. ا. ن. نسبت به رای شماره *مورخ ۱۴۰۰/۶/۳۰ شعبه *متضمن تایید دادنامه تجدیدنظرخواسته *مورخ ۱۴۰۰/۱/۲۲ شعبه *مبنی بر صدور حکم به محکومیت زوج به پرداخت مهریه و صدور حکم به بطلان دعوی فسخ نکاح با توجه به محتویات پرونده اولا نظر به اینکه فرجامخواهی در مورد محکومیت فرجامخواه به پرداخت مهریه از شمول ماده ۳۶۸ قانون آیین دادرسی مدنی خارج است. لذا به استناد ملاک ماده ۴۱۵ قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد درخواست فرجامخواهی صادر می گردد. ثانیا فرجامخواهی در مورد صدور حکم به بطلان دعوی فسخ نکاح وارد نمیباشد. زیرا رای فرجامخواسته بر اساس موجود در پرونده از جمله مندرجات سند رسمی نکاح نامه فیمابین که در قسمت مشخصات زوجه به جای دوشیزه بانو ذکر گردیده و با توجه به اظهارات وکیل زوج فرجامخواه در صورت جلسه مورخ ۹۹/۱۰/۱۷ مبنی بر مطلع بودن موکل از ازدواج قبلی وقوع طلاق سابق الصدور زوجه با شوهر قبلی وی و سایر قرائن موجود در پرونده صادر گردیده است.و با توجه به اینکه فرجامخواه ایراد و اعتراض موجهی که خدشه به رای فرجامخواسته وارد و موجبات نقض دادنامه معترض عنه را فراهم اورد به عمل نیامده است.علی هذا ضمن رد درخواست فرجامخواه رای فرجامخواسته را مستندا به مواد ۳۷۰ و ۳۹۶ قانون آیین دادرسی مدنی ابرام مینماید.
منبع: سامانه ملی آرای قضایی
شماره دادنامه قطعی: 9509970909100514
تاریخ صدور دادنامه: 1395/10/19
مرجع صادرکننده رأی: شعبه سوم دیوان عالی کشور
پس از صدور دادنامه مزبور از شعبه اول دادگاه بخش شاوور و ابلاغ آن به وکیل فرجامخواه که دارای حق تجدیدنظرخواهی بوده است اقدام به فرجامخواهی شده است متعاقباً دادگاه دادنامه اصلاحی صادر و مجدداً به وکیل فرجامخواه در تاریخ 94/5/10 ابلاغ گردیده است در مورد دادخواست فرجامخواهی دفتر دادگاه اخطار رفع نقص صادر و در مورخه 94/9/21 (برگ 52) ابلاغ لیکن در تاریخ 94/10/5 (برگ 54) رفع نقص شده است با توجه به اینکه وکیل فرجامخواه حق تجدیدنظرخواهی داشته است باید پس از صدور رأی بدوی و اصلاحی قانوناً به وی ابلاغ میشد و مبدأ احتساب مواعد در همه مراحل بعدی ابلاغ به وی قرار میگیرد قبلاً دو بار پرونده برای بررسی دقیق و اقدام طبق مقررات اعاده شده است ولی دادگاه بدوی مجدداً با صدور قرار قبول که وجهی قانونی ندارد پرونده را اعاده داده است.
اشکالات زیر در پرونده مشهود است 1- با توجه به اخطار رفع نقص به فرجامخواه بشرحی که در صدر گزارش مذکور افتاد دادگاه باید آنرا کنترل کند 2- چون وکیل فرجامخواه دارای اختیار تجدیدنظر خواهی بوده است لذا پس از صدور رأی اصلی و اصلاحی باید اوراق قضائی به وکیل ابلاغ گردد مبدأ احتساب مواعد حتی فرجامخواهی ابلاغ به وکیل است نداشتن اختیار فرجامخواهی وکیل موجب قانونی برای ابلاغ مجدد به موکل نمیتواند باشد 3- هر چند از دادنامه ی اصلاحی فرجامخواهی نشده است و تأثیری هم در قضیه ندارد لیکن ولو تاریخ ابلاغ (94/3/31 و 94/5/10) هر دو دادنامه مبدأ محاسبه قرار گیرد اقدام دادگاه باید با رعایت قوانین آئین دادرسی مدنی توجیه قانونی داشته باشد لذا پرونده برای بررسی دقیق مجدداً اعاده میشود.
منبع: سامانه ملی آرای قضایی
شماره دادنامه قطعی: 8509985115000008
تاریخ صدور دادنامه: 1394/03/17
مرجع صادرکننده رأی: شعبه سوم دیوان عالی کشور
با صدور دادنامه شماره 257 / 3 مورخه 1388/6/14 در شعبه سوم دیوان عالی کشور و نقض دادنامه شماره 626 / 100 مورخه 1387/6/31 صادره از شعبه چهل و هفتم دادگاه عمومی حقوقی مشهد پرونده جهت رسیدگی به دعوی واخواهی از دادنامه شماره 856 مورخه 1385/8/6 به دادگستری شهرستان مشهد ارسال میشود شعبه چهل و هفتم با انجام رسیدگی و برگزاری جلسات متعدد و بررسی ادله طرفین مبادرت به صدور دادنامه شماره 910031 مورخه 1391/1/15 نموده که بموجب این رأی قسمت اول دادنامه معترض عنه که مشعر بر اثبات وقوع عقد بیع بین آقای ر. ت. و آقایان ع. د. و ح.الف. ت. بوده را تائید و قسمت دوم دادنامه که ناظر به ابطال سند است دادنامه معترض عنه را نقض و حکم به بطلان دعوی صادر کرده است از این رای آقای ر. ت. با وکالت آقای ج. ب. در تاریخ 1391/2/5 تجدیدنظرخواهی و آقای ع. د. با وکالت آقای الف. خ. در تاریخ 1391/3/16 فرجام خواهی نمودهاند و پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شده و به این شعبه ارجاع گردیده که فعلاً لزومی به تهیه گزارش ماهوی در پرونده نمیباشد.
نظر به اینکه احد از خواندگان از رأی صادره از دادگاه بدوی تجدیدنظرخواهی کرده و خوانده دیگر اقدام به فرجامخواهی نموده است و با توجه به سلسله مراتب قضائی و ترتب منطقی رسیدگی و اختیارات دادگاه تجدیدنظر در رسیدگی ماهوی به قضیه مطروحه امکان ارائه ادله جدید و احتمال تأثیر نتیجه رسیدگی دادگاه تجدیدنظر در کشف حقیقت و اثر آن در رسیدگی بعدی و اینکه رسیدگی فرجامی صرفاً جنبه شکلی و تشخیص انطباق دادنامه صادره با قوانین موضوعه و موازین شرعیه است لذا اقتضاء دارد بدواً دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی به تجدیدنظرخواهی رسیدگی و پس از صدور رأی با کلیه سابقه از جمله سوابق رسیدگی تجدیدنظرخواهی را به دیوان عالی کشور ارسال شود.
منبع: سامانه ملی آرای قضایی
برای کسب اطلاعات بیشتر در خصوص فرجامخواهی و نحوه رسیدگی به آن میتوانید مقاله «همه چیز درباره فرجامخواهی حقوقی: شرایط، جهات و مهلت قانونی» را در وب سایت وکیل سوال مطالعه نمایید.

در هر مرحله از فرآیندهای حقوقی و قضایی، چه در زمینه دعاوی ملکی، خانوادگی، کیفری، قراردادها، امور مالی، سایبری یا سایر موضوعات حقوقی، «وکیل سوال» با مدیریت مستقیم وکیل امالبنین تنکابنی رضایی و بهرهمندی از تیمی متشکل از وکلای مجرب و متخصص، آماده ارائه مشاورههای دقیق، تحلیلهای تخصصی و خدمات جامع حقوقی به شما میباشد. هدف ما فراهم آوردن بهترین راهکارهای قانونی متناسب با شرایط شما و حمایت همهجانبه از حقوق و منافع شما در تمامی مراحل پرونده است. با انتخاب «وکیل سوال» میتوانید اطمینان داشته باشید که پروندهتان با تعهد، دانش بهروز و تجربه عملی بالا پیگیری خواهد شد تا بهترین نتیجه ممکن حاصل گردد. جهت دریافت مشاوره تخصصی، تحلیل پرونده و آغاز فرایند حقوقی خود، همین حالا از طریق صفحه تماس با ما اقدام نمایید. تیم «وکیل سوال» همراه و پشتیبان شما در مسیر احقاق حق خواهد بود.
نظرات کاربران