شماره دادنامه قطعی: 9509982655900889
تاریخ صدور دادنامه: 1395/08/18
مرجع صادرکننده رأی: شعبه 63 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
درخصوص اتهام آقای ر. ف. دایر بر سرقت از منزل به میزان یک میلیون و پانصد هزار ریال نقد و یک عدد ادکلن به ارزش هشتصد هزارریال موضوع شکایت آقای ع. س. دادگاه توجها”به کیفرخواست صادره و شکایت شاکی بشرح شکوائیه تقدیمی و گزارش مرجع انتظامی و اظهارات منعکس در صورت جلسه تحقیق و دادرسی و اقرار صریح و بی شائبه متهم و سایر قراین و امارات موجود در پرونده بزه انتسابی را محرز و مسلم دانسته و مستندا” به مواد 656 و 667 قانون مجازات اسلامی کتاب تعزیرات نامبرده را به تحمل شش ماه حبس و چهل ضربه شلاق تعزیری و رد عین و در صورت فقدان عین به رد مثل یا قیمت مال مسروقه یا ربوده شده محکوم می نماید . رای صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
تجدیدنظرخواهی دادستان محترم دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان قدس از دادنامه شماره 500855 مورخ 1395/6/7 دادگاه کیفری دو شعبه محترم 101 شهر قدس که بموجب آن آقای ر. ف. به دلیل سرقت از منزل به استناد مواد 656 و667 قانون مجازات اسلامی به تحمل شش ماه حبس و چهل ضربه شلاق و رد مال محکوم شده است ، وارد دانسته نمی شود. زیرا خواسته دادستان محترم مبنی بر رعایت قاعده تکرار جرم از جهات سه گانه اعتراض مذکور در بند پ ماده 433 قانون ائین دادرسی کیفری تشخیص داده نمی شود . بدین توضیح که عدم رعایت قواعد تعدد یا تکرار جرم مصادیق عدم انطباق رای با قانون و یا عدم تناسب مجازات نیستند . مضافا” اینکه در این پرونده هنوز شرایط اعمال قاعده تکرارجرم فراهم نگردیده است . بدین بیان که تنها با اطلاع از نتیجه سوابق کیفری قبلی و احراز صدور حکم محکومیت قطعی نسبت به آنها و انعکاس نتیجه در پرونده امکان اجرای قاعده تکرار جرم فراهم می شود . علیهذا با رد اعتراض دادستان محترم و به استناد بند الف ماده 455 قانون آئین دادرسی کیفری رای بر تائید دادنامه معترض عنه صادر می گردد . در خاتمه اولا” : به ریاست محترم دادگاه بدوی یاد آور می شود که صحیح نیست پس از تسلیم شدن محکوم علیه به رای صادره ، نسبت به ابلاغ رای به دادستان محترم و یا تعیین تکلیف اعتراض وی اقدام شود (ظهر برگ 42 پرونده) بلکه صحیح این است که پس از آماده شدن دادنامه ، ابلاغ به همه افراد دارای حق اعتراض صورت پذیرد . ثانیا” : مقتضی است دادستان محترم دستور فرمایند نتیجه سوابق کیفری محکوم علیه موصوف اخذ شود تا در صورت فراهم بودن شرایط نسبت به اجرای مقررات ماده 511 قانون ائین دادرسی کیفری اقدام شود . این رای قطعی است.
منبع: سامانه ملی آرای قضایی
شماره دادنامه قطعی: 9509980937000110
تاریخ صدور دادنامه: 1395/06/23
مرجع صادرکننده رأی: شعبه 46دیوان عالی کشور
نامبرده به جرم حمل ونگهداری 2/30 گرم مواد روان گردان وبدلیل داشتن چهار مورد سابقه محکومیت کیفری موضوع دادنامه های پیوست پرونده ومستند به بند 3 ماده 8 وبا رعایت ماده 9 قانون مبارزه با موادمخدر به تحمل یازده سال حبس ، 50 ضربه شلاق وپرداخت 50/000/000 ریال جزای نقدی محکوم شده است محکوم علیه وهمچنین وکیل وی بصورت جداگانه لایحه اعتراضیه تقدیم داشته اند که هنگام شور قرائت خواهد شد.پرونده جهت رسیدگی به اعتراض به شعبه 26 دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی ارجاع وشعبه مرجوع الیه دروقت فوق العاده درمورخ 95/3/20 تشکیل وبا این استدلال که مجازات قانونی جرم یاد شده حبس درجه سوم می باشد ورود به ماهیت امر را خارج از حیط صلاحیت دادگاه دانسته وپرونده را به شعبه دادگاه صادرکننده رأی معترض عنه عودت داده است. رئیس دادگاه دستور داده تا جهت رسیدگی به فرجام خواهی پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شود. پرونده بعد از وصول و ثبت به این شعبه ارجاع وبعد از ثبت درشعبه جهت رسیدگی به اینجانب ارجاع شده است. خلاصه پرونده : بدلالت صورتجلسه 94/6/22 عوامل گشت یگان امداد حین گشت در حوزه استحفاظی کلانتری … به یک دستگاه خودروی پیکان به شماره …. که در حالت توقف بوده ظنین وآقای س.ص. پشت فرمان بوده وت.ز. بعنوان سرنشین خودرو در معیت ن. و یا ش. ماموران از خودرو پیاده شده واقدام به فرار ناموفق کرده ودستگیر می شود. فرد دیگری بنام ه.ش. که بصورت پیاده به سمت خودرو درحرکت بوده مورد ظن ماموران قرار گرفته ودر بازرسی بدنی از وی مقدار 32 سانتر گرم شیشه از وی کشف می شود وی مقداری مواد را می بلعد. خودرو بعد از انتقال به کلانتری مورد بارزسی واقع و مقدار 2/30 گرم شیشه از زیر فرمان کشف می شود. ت.ز. اظهار داشته جهت خرید مواد به نزد س. رفته بودم ه.ش. هم می گوید این مواد را از س.ص. خریده بودم ( ص 6و5) س. کشف مواد از داخل ماشین را قبول کرده و می گوید متعلق ت.ز. است وجهت فروش به بنده آورده بود ح.ش.، مامورین پلیس موادها را بداخل خودروی بنده انداخت بنده همیشه مواد را از ت.ز. خریداری می کنم ( ص 7) مواد توزین وبا اخذ انگشت نگاری تعداد 6 فقره سابقه اتهامی مرتبط با مواد مخدر برای س. اعلام شده است (ص17) دادیار محترم شعبه اول درمورد اتهام ت.ز. و ه.ش. با بیان ادعای شفاهی ودر مورد اتهام س.ص. بلحاظ کیفر قانونی جرم درصورت اثبات و درجه سه بودن آن رسیدگی را در صلاحیت بازپرس دانسته وپرونده به شعبه 19 بازپرسی ارجاع می گردد(ص 22) درجلسه 94/6/23 بازپرس به متهم ایراد اتهام دفاعیات متهم را اخذ کرده ومتهم اظهار می دارد مواد فروش ها مواد را در ماشین من گذاشته ومواد مال من نیست به هرویین اعتیاد دارم. وی درتوضیخ مطلب می گوید رفته بودم مواد بخرم آن دونفر مواد را آورده بودند ومواد را در ماشین من گذاشتند( ص 24) با صدور قرار وثیقه به ارزش پانصد میلیون ریال وعجز متهم از تودیع آن به زندان معرفی شده وبا پذیرش وثیقه از آقای ع.ص. از زندان آزاد می گردد( ص 41و40)دراین مقطح قرار جلب به دادرسی صادر ومتعاقب تنظیم کیفر خواست ودرحد نگهداری 2/30 گرم هرویین پرونده به نظر ریاست محاکم انقلاب اسلامی تبریز رسیده ودر94/8/16 به شعبه دوم دادگاه انقلاب اسلامی تبریز ارجاع می گردد.( ص 44) دادگاه دروقت فوق العاده مورخ 94/8/20متهم را از زندان احضار کرده وضمن تفهیم اتهام به استماع دفاعیات وی پرداخته ومتهم به تکرار مطالب سابق پرداخته است. متهم به زندان بازگشت ودادگاه طی تصمیم مورخ 94/8/27 وبا عنایت ذیل ماده 9 قانون مبارزه با موادمخدر رسیدگی به اتهام را منوط به مداخله وکیل رسمی دادگستری وتدارک دفاع از ناحیه وی تشخیص وضرورت معرفی وکیل رسمی دادگستری به متهم ابلاغ می شود درتاریخ 94/9/4 مراتب به متهم ابلاغ شده وبدلیل عدم معرفی وکیل توسط متهم باکانون وکلای مرکز استان مکاتبه وبا رعایت تشریفات قانونی آقای محمدرضا میرزائی بعنوان وکیل مدافع تسخیری متهم معرفی وبا تعین وقت رسیدگی مورخ 94/11/6 وابلاغ حضوری وقت به وکیل مذکور ( ص 55) درهمان تاریخ لایحه ای مکتوب وبدادگاه تقدیم می نماید ( ص 57)با تشکیل دادگاه در وقت مقرر، وکیل حضور نداشته وبا فراهم نبودن موجبات رسیدگی وقت تمدید می شود. به منظوراعمال مفاد ماده 387 قانون آ.د.ک وقت احتیاطی تعیین می شود ( ص 58)با حلول وقت احتیاطی 94/11/26 وابطال آن توسط دادگاه وقت رسیدگی مجدد برای تاریخ 95/1/18 تعیین ( ص 59) وقبل از حلول وقت یاد شده وکیل متهم، دفاعیات خویش را به لایحه ثبت شده به شماره200519-24 مورخ 94/10/24 معطوف دانسته ودرجلسه رسیدگی حضورنیافته است ( ص 64و63) این جلسه نیز بدون حضور نماینده دادستان و همچنین وکیل تسخیری همراه بوده ومتهم بصورت تحت الحفظ دردادگاه حاضر و دادگاه با تذکر مؤثر بودن همکاری وی در اعمال کیفیات مخففه به تفهیم اتهام پرداخته ومتهم در پاسخ اظهارمیدارد «بله این شیشه از ماشین من کشف شده ولی مال من نیست ودرپاسخ به این سؤال که مواد ازماشین شما کشف شده است اظهار داشته نمی دانم مال ه.ش. است. از او خریده ام. دادگاه تعداد سوابق کیفری وی را سؤال کرد وبا اخذ آخرین دفاع ، وقت احتیاطی تعیین وسوابق کیفری وی را استعلام کرده است. در پاسخ به استعلام دادگاه ( تعداد چهار فقره محکومیت بشرح ذیل اعلام گردیده است .1- دادنامه شماره 89/619-89/4/31 شعبه دوم دادگاه انقلاب تبریز مبنی بر نگهداری 6 گرم و50 سانتی گرم کریستال و در مورد نگهداری شیشه به شایستگی محاکم عمومی وقرارعدم صلاحیت صادر شده است 2- دادنامه شماره 89/887 مورخ 89/8/1 شعبه اول دادگاه درحد نگهداری 79 سانتی گرم کریستال ودر مورد شیشه به همان نحو عمل شده است 3- دادنامه شماره 92/343 شعبه اول آن دادگاه در حد نگهداری 33/1 گرم هرویین و45 سانتی گرم شیشه 4- دادنامه شماره 93/1198 مورخ 93/10/16 شعبه دوم آن دادگاه مبنی بر نگهداری 10/5 گرم هرویین ( ص 68و67و66)دادگاه درتاریخ 95/1/28 ختم دادرسی را اعلام کرده وا دادنامه فرجامخواسته را انشاء کرده است درتاریخ 95/2/30 دادنامه به وکیل تسخیری محکوم علیه ابلاغ قانونی شده ( ص 76) وزندان مرکزی تبریز اعلام کرده است محکوم علیه درتاریخ 94/8/30 به اردوگاه مرند انتقال یافته است (ص 74)مشارالیه با ارسال لایحه ای از زندان وبا اعلام این مطلب که رأی به وی ابلاغ نشده، درخواست رونوشت کردد و دادنامه مجدداً به ایشان ابلاغ شده است . تاریخ 95/3/10 بعنوان آخرین مهلت اعراض تعیین ونامبرده در 95/3/8 لایحه اعتراضیه وی توسط دادگاه ملاحظه وثبت شده است پرونده بیش از این انعکاس ندارد وبشرح جداگانه اظهار نظر می نماید. هیئت شعبه درتاریخ بالاتشکیل گردید .پس از قرائت گزارش آقای دکتر علی اصغر جمالوعضو ممیز واوراق پرونده و نظریه کتبی آقای مهرداد حبیبی دادیار دیوان عالی کشوراجمالاً مبنی بر نقص دادنامه ،درخصوص دادنامه شماره 9509974124200084-95/1/29 تجدید نظر خواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد:
در این پرونده آقای س.ص. به جرم نگهداری 2/30 گرم مواد روان گردان و به دلیل تحقق تکرار جرم برای بار پنجم ومستنداً به بند 3 ماده 8 و ماده 9 قانون مبارزه با مواد مخدر به تحمل یازده سال حبس و… محکوم شده وبا اعلام اعتراض درمهلت قانونی رسیدگی فرجامی دیوان عالی کشور را درخواست کرده است از عطف توجه به مفاد صورتجلسه کشف مواد مورخ 94/6/22 واظهار ات مشتمل براقرار نامبرده مبنی بر قبول کشف مواد از زیر فرمان خودروی پیکان متعلق به خودش دراساس مجرمیت نامبرده تردید وجود ندارد. ولی مع الوصف در نحوه احتساب واحراز تکرار جرم برای بار پنجم نقص تحقیقاتی مسجل بوده وبدلیل تأثیر تام تکرار جرم در تعیین مجازات قانونی دادنامه معترض عنه اقتضاء نقض دارد. زیرا اولاًـ دوفقره دادنامه بشماره های 89/619-89/4/31 و 89/887-89/8/1 از حیث تعریف تکرار، مشمول قانون مجازات اسلامی سابق بوده ورعایت ماده 48 آن قانون در وضعیت فعلی پرونده قابل ارزیابی قضائی نمی باشد . ثانیاً ـ وجود قید در جرائم مذکور در بندهای 5تا1 ماده 8 قانون مبارزه با مواد مخدر ومفاد بند 6 وتبصره یک آن ماده بوضوع دلالت براین امر وارد که محکومیت موضوع بند 6 ماده 8 از احتساب بعنوان سابقه وبرای بندهای 5-1 انصراف حکمی داشته ودر نتیجه احتساب دادنامه شماره 92/343- 92/3/19 با موضوع نگهداری 34/1 گرم هروئین و 45سانتی گرم شیشه با اشکال مواجه است . رابعاً ـ تائید تاثیر تکرار جرم درمجازات قانونی جرم همانطور که مستلزم تعیین وکیل در دفاع از اتهام وارده بر متهم بوده و در مانحن فیه رعایت شده است، با همان ملاک، نیازمند تفهیم اتهام رسیدگی مقدماتی در دادسرا و نهایتاً ذکر در کیفر خواست بوده ورسیدگی به پرونده بدون رعایت قیود مزبور، خروج از حیطه کیفرخواست می باشد و معطوفاً به جهات یاد شده ومستنداً به بند 2 شق( ب) ماده 469 قانون آئین دادرسی کیفری دادنامه فرجام خواسته را نقض نموده و ادامه رسیدگی را به همان دادگاه محول می نماید.
منبع: سامانه ملی آرای قضایی
شماره دادنامه قطعی: 9409980909300119
تاریخ صدور دادنامه: 1395/04/30
مرجع صادرکننده رأی: شعبه 29 دیوان عالی کشور
حسب محتویات پرونده آقای ح. الف. ساکن تبریز به اتهام سرقت موضوع شکایت آقای ج.ص. طی دادنامه شماره 16901085-1390/1/26 صادره از شعبه 101 دادگاه عمومی جزائی شهرستان شبستر غیاباً به تحمل نود و یک روز حبس تعزیری و بیست ضربه شلاق محکوم گردیده و در تاریخ 1391/8/25 مورد واخواهی قرار گرفته که عیناً تأیید شده و پس از ابلاغ قانونی قطعی گردیده (تاریخ قطعیت دادنامه 1391/9/20 می باشد) متعاقباً دادسرای شهرستان شبستر به دادسرای شهرستان تبریز جهت اجرای دادنامه نیابت قضائی اعطا نموده زندان تبریز اعلام داشته است که نامبرده تاریخ تا 98/1/9 محکومیت قبلی در حال اجرا دارد محکومیت در حال اجرای محکوم علیه مربوط به دادنامه شماره 930997412401473 مورخ 93/12/21 صادره از شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی تبریز باتهام موادمخدر می باشد دادستان محترم شهرستان شبستر در اجرای ماده 510 قانون آئین دادرسی کیفری و ماده 134 قانون مجازات اسلامی پرونده محکومیت محکوم علیه ح. الف. در شهرستان شبستر را به دادسرای تبریز ارسال نموده است دادسرای محترم شهرستان تبریز بلحاظ اینکه تاریخ وقوع پرونده دوم (شهرستان شبستر) بعد از تاریخ قطعیت دادنامه اول می باشد فلذا از موارد تکرار جرم می باشد نه تجمیع بنا به مراتب هر دو پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال داشته اند . اعضاء شعبه ضمن تشکیل جلسه و قرائت گزارش آقای نبی اله راجی عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای کامران محمد ح. ی دادیار محترم دیوان عالی کشور با توجه به گزارش عضو محترم ممیز هرچند و در زمان صدور رأی دادگاه انقلاب متهم دارای دادنامه قطعی دیگری بوده است لیکن توجه به اینکه طبق نظریه مشورتی اداره حقوقی متهم در صورتی مشمول ماده 137 قانون مجازات اسلامی و قاعده تکرار می گردد که فعلاً به یکی از مجازاتهای تعزیری درجه یک تا 6 محکوم شده است و مجازاتهای قبلی و تعیینی متهم درجه 7 بوده است هرچند مجازات قانونی ماده 661 قانون مجازات اسلامی درجه 6 است و با عنایت به اینکه محکوم علیه محکومیت قبلی داشته موضوع منصرف از تعدد جرم است و مشمول ماده 510 نیز نمی شود لذا با استدلال مذکور موضوع مستدل تکرار جرم نیز نمی شود و قائل به جمیع مجازات محکوم علیه می باشم قابل ذکر است که حسب محتویات پرونده و اقدامات قاضی محترم اجرای احکام تبریز ظاهراً محکوم علیه در مشهد نیز دارای محکومیت می باشد . و مشورت بشرح آتی مبادرت بصدور رأی می نماید :
با توجه باینکه آقای ح. الف. به موجب دادنامه 16901085-1390/1/26 صادره از شعبه 101 دادگاه عمومی جزائی شهرستان شبستر به تحمل 91 روز حبس تعزیری و بیست ضربه شلاق غیاباً محکوم گردیده و در تاریخ 1391/9/20 قطعی گردیده مجدداً محکوم علیه بموجب دادنامه شماره 124101473-93/12/21 صادره از شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی تبریز محکومیت حاصل نموده است . موضوع پرونده مشمول ماده 137 قانون مجازات نمی باشد زیرا دادنامه اولی به مجازات تعزیری درجه 7 محکوم گردیده و حال آنکه در تکرار جرم باید جرائم ارتکابی مشمول تعزیرات درجه یک الی شش باشد و لذا موضوع پرونده مشمول ماده 134 قانون مجازات اسلامی می باشد اما در عین حال مشمول مقررات تعدد جرم نمی شود زیرا طبق مفاد تبصره چهار ماده 134 جرائم تعزیری درجه های هفت و هشت از دایره مقررات تعدد جرم خارج است و موضوع پرونده بلحاظ اینکه یکی از دادنامه از جرائم درجه هفت می باشد نمی توان با استناد به ماده 510 ق.آ.د.ک تجمیع نمود بناءً علیهذا مجازات مندرج در هر دو دادنامه با یکدیگر جمع و هر دو اجرا می گردد.
منبع: سامانه ملی آرای قضایی
شماره دادنامه قطعی: 9409970925800210
تاریخ صدور دادنامه: 1394/08/19
مرجع صادرکننده رأی: شعبه 44 دیوان عالی کشور
بر اساس محتویات پرونده آقای م. ق. به اتهام نگهداری و حمل 65 کیلوگرم تریاک و سه کیلوگرم حشیش از شعبه دوم دادگاه انقلاب اسلامی م. برابر دادنامه مذکور به استناد بند 5 ماده 5 قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر مصوب 1367 اصلاحی 1389 مجمع تشخیص مصلحت نظام به ده سال حبس تعزیری و دویست نود و هشت میلیون ریال جزای نقدی و هفتاد و چهار ضربه شلاق تعزیری و ضبط خودروی حامل مواد محکوم شده است و رأی صادره اجراء و مشارالیه در حال تحمل حبس میباشد سپس کاشف به عمل آمده وی دارای یک فقره سابقه محکومیت کیفری داشته است که در سال 1387 به اتهام نگهداری 90 کیلوگرم تریاک و استعمال آن به سه سال و نیم حبس و جزای نقدی و شلاق محکوم شده و در تاریخ ۱۳۸۸/6/12 مشمول عفو عید سعید فطر گردیده پرونده از آمار کسر شده است دادیار داشتن سابقه کیفری مؤثر در خصوص مواد مخدر را به دادگاه محترم اعلام و ایراد مذکور مورد پذیرش دادگاه محترم قرار گرفته دو پرونده به دادستانی کل کشور ارسال و از آن طریق به دیوان عالی کشور و به این شعبه ارجاع گردیده است هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای غلام علی رضایی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای مهرداد حبیبی دادیار دیوان عالی کشور اجمالاً مبنی بر غیرقابل طرح بودن پرونده در دیوان عالی کشور. در خصوص دادنامه شماره 89- 900798 تجدیدنظرخواسته مشـاوره نموده چنین رأی میدهد :
با عنایت به اینکه سوابق کیفری قبلی محکومعلیه به اتهام نگهداری90 کیلوگرم تریاک از دادگاه انقلاب اسلامی آ. در سال 1387 برابر دادنامه 87/574 مورخه ۱۳۸۷/5/24 که به سه سال و نیم حبس و جزای نقدی و شلاق محکوم شده اجراء گردیده و موضوع مشمول تکرار جرم بوده است و برابر ماده 511 قانون آئین دادرسی کیفری مصوب 1392 با اصلاحات الحاقات بعدی 1394 آخرین دادگاه صادرکننده حکم قطعی چنانچه اعمال مقررات تکرار جرم را مؤثر بداند حکم را نقض نسبت به صدور حکم اقدام خواهد کرد و چون هیچ یک از احکام صادره در دیوان عالی کشور تأئید نشده است اقدامی از دیوان میسر نمیباشد لذا پرونده عیناً به اجرای احکام مربوطه اعاده میشود تا وفق مقررات اقدام نمایند این رأی قطعی است
منبع: سامانه ملی آرای قضایی
برای آشنایی کامل با نهاد تکرار جرم، میتوانید به مقاله«تکرار جرم چیست؟ از تعریف و انواع تا شرایط و استثنائات آن» در همین سایت، مراجعه بفرمایید!

در هر مرحله از فرآیندهای حقوقی و قضایی، چه در زمینه دعاوی ملکی، خانوادگی، کیفری، قراردادها، امور مالی، سایبری یا سایر موضوعات حقوقی، «وکیل سوال» با مدیریت مستقیم وکیل امالبنین تنکابنی رضایی و بهرهمندی از تیمی متشکل از وکلای مجرب و متخصص، آماده ارائه مشاورههای دقیق، تحلیلهای تخصصی و خدمات جامع حقوقی به شما میباشد. هدف ما فراهم آوردن بهترین راهکارهای قانونی متناسب با شرایط شما و حمایت همهجانبه از حقوق و منافع شما در تمامی مراحل پرونده است. با انتخاب «وکیل سوال» میتوانید اطمینان داشته باشید که پروندهتان با تعهد، دانش بهروز و تجربه عملی بالا پیگیری خواهد شد تا بهترین نتیجه ممکن حاصل گردد. جهت دریافت مشاوره تخصصی، تحلیل پرونده و آغاز فرایند حقوقی خود، همین حالا از طریق صفحه تماس با ما اقدام نمایید. تیم «وکیل سوال» همراه و پشتیبان شما در مسیر احقاق حق خواهد بود.
نظرات کاربران