شماره دادنامه قطعی: 9309982136400388
تاریخ صدور دادنامه: 1395/02/13
مرجع صادرکننده رأی: شعبه 48 دادگاه تجدیدنظراستان تهران
در خصوص اتهام آقای م. ح. دائر بر شهادت دروغ در دادگاه موضوع شکایت آقای الف. ح.پ، با عنایت به شکایت شاکی، گزارش مرجع انتظامی ، تحقیقات انجام شده، ملاحظه پرونده استنادی از دادسرای ناحیه خارک ، صدور قرار مجرمیت و کیفر خواست صادره که به تایید نماینده محترم دادستان نیز رسیده است و با توجه به سایر قرائن وامارات موجوددر پرونده دادگاه بزهکاری متهم موصوف را محرز و مسلم دانسته مستنداً به ماده 650 از قانون مجازات اسلامی نامبرده را به تحمل چهار ماه حبس تعزیری محکوم می نمایدرای صادره حضوری و ظرف مدت 20 روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدید نظر در محاکم محترم تجدید نظر استان تهران می باشد.
در خصوص تجدیدنظرخواهی م.ح با وکالت ع. ش.ز. نسبت به دادنامه شماره 94000210 مورخ 94/3/5 صادره از شعبه محترم 1010 کیفری 2 ولی عصر ( عج ) و به طرفیت تجدیدنظرخوانده بنام الف. ح.پ. که طی دادنامه موصوف تجدیدنظرخواه به اتهام ادای شهادت کذب در دادگاه مرتبط با دادنامه شماره 9100301 مورخ 91/4/5 صادره از شعبه محترم 1030 کیفری قدوسی به تحمل 4 ماه حبس تعزیری محکوم گردیده است دادگاه با نگرش به مندرجات پرونده و مداقه در رسیدگی های بعمل آمده ملاحظه می نماید ، تجدیدنظرخواه طبق تصاویر ماخوذه از دوربین های محل مناقشه ، در محل حضور داشته است و ناظر درگیری فی ما بین تجدیدنظرخوانده و الف. ن. بوده است ، مضاف بر اینکه حسب منطوق ماده 650 قانون مجازات اسلامی قانونگذار بالصراحه به ادای شهادت در دادگاه اشاره نموده است و نه در کلانتری و یا بازپرسی ، النهایه حسب مراتب مسطوره و تدقیق در مندرجات پرونده متشکه ، و ملاحظه لایحه تسلیمی از ناحیه وکیل تجدیدنظرخواه ، اعتراض معترض را نسبت به دادنامه معترض عنه وارد و مقرون به واقع تلقی نموده و بزه ای از عمل تجدیدنظرخواه ملحوظ نمی گردد ، بالنتیجه حسب بند ب ماده 455 قانون آئین دادرسی کیفری ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته ، و مستندا به ماده 4 قانون مارالذکر و اصل 37 قانون اساسی رای برائت تجدیدنظرخواه را از بزه منتسبه صادر و اعلام می نماید . این رأی قطعی است .
منبع: سامانه ملی آرای قضایی
شماره دادنامه قطعی: 9409984415900340
تاریخ صدور دادنامه: 1395/03/17
مرجع صادرکننده رأی: شعبه 32 دیوان عالی کشور
1- ذ.ن.ق. 2- ع.ج. به اتهام خرید تعداد 20 قبضه سلاح شکاری (خریده انبوه) تحت تعقیب دادسرای عمومی و انقلاب … قرار گرفته اند. بدین توضیح به قرارگاه استانی … سپاه اطلاع می رسد نامبرده در امر خرید و فروش سلاح به صورت انبوه فعالیت دارند، عامل اطلاعاتی قرارگاه با نامبردگان وارد مذاکره برای خرید سلاح شده، با هماهنگی شفاهی با معاون دادستان متهم ردیف دوم دستگیر و ردیف اول از صحنه فرار می کند که از داخل خودروی پرشیا … تعداد 20 قبضه سلاح شکاری تک لول با مارک federal usa کشف می شود. ردیف دوم اظهار می دارد ر. و س. خریدار اسلحه بودند من واسطه شدم که از ذ.ن. اسلحه بخرم و تحویل آنها بدهم، که در حین پرداخت پول دستگیر شدم. متهم ردیف اول که در تاریخ 94/4/12 متواری شده بود، در تاریخ 94/4/15 داوطلبانه خود را به ستاد خبری سپاه … معرفی کرده است. وی در بازجویی اولیه اظهار نموده اسلحه ها را از شخصی به نام پ.خ. خریداری کرده است. در تحقیقات بعدی ردیف اول خود را عامل اصلی خرید و فروش سلاح و ردیف دوم را واسطه ذکر کرده است. پرونده با صدور قرار جلب به محاکمه و کیفرخواست به دادگاه کیفری 1 ارسال به شعبه دوم ارجاع شده است. دادگاه پس از جری تشریفات مقرر در مواد 384 تا 387 قانون آیین دادرسی کیفری و اعطاء مهلت و تعیین وکیل تسخیری برای متهمان به علت عجز از معرفی وکیل و تشکیل جلسه مقدماتی و عدم وصول ایراد از ناحیه وکلا و گزارش عضو دادگاه، دستور تعیین وقت رسیدگی صادر و در تاریخ 94/12/15 با حضور نماینده دادستان و متهمان و وکلای مدافع آنان تشکیل جلسه داده، متهم ردیف اول اتهام انتسابی را انکار کرده، اظهار نموده در سفر … با فردی به نام پ. آشنا شده یک روز پ. با وی تماس گرفته و گفته بیا کشتارگاه من در … بودم،آمدم کشتارگاه گفت این خودرو را به فردی به نام ر. برسان، البته گفت برو شخص ر. را بیاور من رفتم ر. را آوردم که دستگیر شدم و بابت این کار دویست هزار تومان از پ. گرفتم و اصلاً ع. را ندیده بودم و نمی دانستم در ماشین اسلحه هست اظهارات خود را درسپاه قبول دارم ولی در دادسرا از من بازجوئی شده. وکیل تسخیری بر اساس مدافعات متهم از وی دفاع کرده است ردیف دوم نیز انکار نموده و اظهار کرده است جلوی بانک مرا گرفته در حالی که من اسلحه ندیدم و در دادسرا اجازه صحبت کردن به من داده نشد با ذ. از … به … آمدیم باهم به کشتارگاه رفتیم ذ. با خودرو رفت و من جلوی بانک داشتم شارژ می خریدم گفتند اسلحه مال شماست متهم نیز اظهارات خود را درسپاه قبول دارد ولی در دادسرا اجازه صحبت نداده اند. وکیل مدافع از وی دفاع کرده دادگاه پس از اخذ آخرین دفاع باتوجه به منطوق ماده 176قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 وکشف سلاح ها از خودروی پرشیای شماره …بزهکاری آنان را احراز کرده به استناد مواد 164 ، 171 و 172 قانون مجازات اسلامی و بند الف ماده 6 ناظر به مواد 7 و 18قانون قاچاق اسلحه و مهمات و دارندگان سلاح و مهمات غیرمجاز و ماده 7 آئین نامه اجرائی قانون هریک از نامبردگان را به پنج سال حبس تعزیری و ضبط سلاح های کشف شده به نفع وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح محکوم کرده و اجرای حبس متهم ردیف دوم رابه مدت پنج سال و اجرای نصف مدت محکومیت ردیف اول را نیز به مدت پنج سال طبق ماد 46قانون مجازات اسلامی تعلیق کرده است. نماینده دادستان عمومی و انقلاب … طبق بند پ ماده 433 قانون آئین دادرسی کیفری به علت تعلیق کل یا بعض مجازات متهمان به دادنامه اعتراض کرده است. ذ.ن. شخصاً طی لایحه ای و وکیل مدافع تسخیری وی نیز به موجب لایحه جداگانه ای به دادنامه صادر شده اعتراض کرده اند. پرونده به دفتر دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است. هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای فرج اللهی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای محمدرضا الهی منش دادیار دیوان عالی کشور اجمالاً مبنی بر باتوجه به محتویات پرونده تقاضای نقض دادنامه فرجام خواسته را دارم، در خصوص دادنامه فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد:
با توجه به این که ازناحیه معترضان اعتراضی که موثر در مقام باشد به عمل نیامده دادنامه از حیث انطباق با قانون و رعایت اصول دادرسی فاقد اشکال است و لیکن رأی دادگاه از حیث ا حراز بزهکاری واجد اشکال است؛ زیرا اقراری که طبق ماده 16 قانون مجازات اسلامی موضوعیت دارد و می تواند مستند حکم قرار بگیرد باید حسب ماده360قانون آئین دادرسی کیفری مصوب 1392 نزد دادگاه صادرکننده حکم بیان شود و واجد شرایط لازم در ماده مرقوم و مواد مربوط به اقرار در قانون مجازات اسلامی باشد، در حالی که دادگاه اقرار متهمان نزد ضابط بازپرس را مستند رأی خود قرار داده است و چنین اقراری که ملحق به انکار می شود، به عنوان اماره و قرینه با قرائن دیگر می تواند مبنای علم قاضی قرار بگیرد(ماده 162) لذا دادنامه فرجام خواسته را به استناد بند ب ماده 469قانون آئین دادرسی کیفری نقض و رسیدگی به شعبه دیگر دادگاه کیفری یک … محول می شود.
منبع: سامانه ملی آرای قضایی
شماره دادنامه قطعی: 9909975855101146
تاریخ صدور دادنامه: 1399/09/29
مرجع صادرکننده رأی: –
احتراما درخصوص اتهام اقایان ۱ ) ا. ک. ت. ، فرزند ع. ، به شماره ملی*، متولد ۱۳۷۸ ، شیعه ، مجرد ، دارای شغل ازاد ، با سواد ، اهل و مقیم *، فاقد سابقه محکومیت کیفری و ازاد به قید قرار قبولی کفالت ، دایر به ایراد ضرب و جرح عمدی با چاقو و ب ) توهین از طریق فحاشی موضوع شکایت اقای ح. م. فرزند ن. در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۲۵ و در محل *و ۲ ) و. ک. ت. فرزند ع. ، متواری و فاقد مشخصات بیشتر ، دایر بر ایراد ضرب و جرح عمدی و ب ) توهین از طریق فحاشی موضوع شکایت اقای ح. م. فرزند ن. در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۲۵ و در محل *؛ بازپرس با ملاحظه ی محتویات و مطاوی پرونده و شکایت شاکی خصوصی ، گواهی های پزشکی قانونی مجنی علیه ، تحقیقات محلی که موید اختلاف متداعیین می باشد. و گزارش ماموران انتظامی ، مودای اظهارات گواهان پرونده که حاکی از مضروب واقع شدن و مورد توهین قرار گرفتن بزه دیده اقای ح. م. ( پسر همسایه شان ) است.و صرف نظر از انکار بلاموثر متهم ردیف نخست که با اوضاع و احوال محقق و معلوم قضیه از جمله بینه مخالف به نظر می رسد و با عطف توجه به عدم حضور متهم ردیف دوم متعاقب احضار قانونی برای تفهیم اتهامات و بی نتیجه ماندن مساعی ضابطان عام دادگستری در راستای جلب وی و بلادفاع ماندن اتهامات وارده که قرینه ای بر وقوع ان به شمار تواند رفت و نظر به دلایل پیش گفته مالا انتساب بزه های معنونه را به متهمان محرز و مسلم الوقوع دانسته و مستندا به مواد ۱۷٫۴۴۸٫۴۴۹٫۴۶۲٫۵۵۹٫۷۱۴ ، بند ( الف ) ماده ی ۴۸۸ ، بندهای ( الف ) و ( ب ) ماده ی ۷۰۹ ناظر به ماده ۷۱۰ از قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ و نیز ماده ۶۰۸ و تبصره ماده ۶۱۴ از کتاب پنجم تعزیرات مصوب ۱۳۷۵ و در اجرای ماده ۲۶۵ از قانون ایین دادرسی کیفری قرار جلب به دادرسی مشار الیهما را صادر و اعلام می نماید.
درباره شکایت اقای ب. ن. علیه اقایان ا. ، و. و ح. همگی ک. ت. و ر. ک. به اتهام ایراد ضرب و جرح عمدی ، ایراد جرح عمدی با چاقو و توهین از طریق فحاشی و راجع به شکایت اقای ح. م. علیه اقایان ا. ، و. و ح. همگی ک. ت. به اتهام تظاهر به قدرت نمایی با سلاح سرد چاقو و افتراء لفظی و پیرامون شکایت شاکی اخیر علیه اقای ح. ک. ت. به اتهام ایراد ضرب و جرح عمدی و توهین در زمان و مکان مذکور؛ بازپرس با عنایت به این که شاکی ها دلایل اثباتی وقوع بزه ها را ارائه ننموده و گرچه بزه دیده اقای ب. ن. گواهی پزشکی قانونی ارائه نموده و صرف نظر از ان که مرجع حصول لوث دادگاه کیفری است ، لیکن از ان جا که در ماده ی ۳۱۴ از قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ مقنن اشعار داشته لوث عبارت از وجود قراین و اماراتی است.که موجب ظن قاضی به ارتکاب جنایت یا نحوه ی ارتکاب از جانب متهم باشد. و حتی در ماده ی ۳۱۵ از قانون مرقوم صرف حضور فرد در محل وقوع جنایت را از مصادیق لوث محسوب نداشته و وجود قراینی نظیر حضور متهم با الت جارحه ی اغشته به خون و … ، در محل ایراد جنایت لازم و بایسته تلقی گردیده لذا به نظر می رسد که ارائه گواهی پزشکی قانونی به تنهایی از سوی اقای ب. ن. و بدون وجود قراین و امارات دیگر نتواند مفید علم قضایی به ارتکاب جنایت و صدور قرار جلب به دادرسی در دادسرا باشد. به جهت این که گواهان فقط مضروب و مجروح واقع شدن پسر همسایه اقای ح. م. را مورد ضبط و تحمل و ادای شهادت قرار داده اند و لاغیر چرا که تبصره ی ماده ۲۱۱ و نیز ماده ۲۱۲ از قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ بیانگر پذیرش نظام اقناع وجدانی دلایل اثباتی جرم بوده و مجرد علم استنباطی قاضی که متکی به قراین و امارات علم اور نباشد. نمی تواند باعث حصول علم به ارتکاب جرم باشد. ، در این پرونده نیز صرف حضور متهمان در محل رخداد ایراد ضرب و جرح مورد ادعای مجنی علیه اقای ن. و ارائه ی گواهی پزشک قانونی نمی تواند به تنهایی باعث اقناع وجدانی بر بزهکاری مشتکی عنهم باشد. و از طرفی سایر اوراق و محتویات پرونده نیز دلالتی بر وقوع جرایم مورد ادعای شاکی ها ندارد. و تحقیقات انجامی منتهی به گرداوری دلایل توجه اتهامات به مشتکی عنهم و ادله ی اثبات دعوا ، شواهد ، قراین و امارات قضایی علیه ایشان نگردیده است ، بر این پایه با استناد به ماده ی ۲۶۵ از قانون ایین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ با اصلاحات و الحاقات ۱۳۹۴ و به لحاظ فقدان ادله ی اثباتی کافی و محکمه پسند جهت انتساب بزه های معنونه به متهمان صدرالمشار ، عقیده به صدور و اعلام قرار منع تعقیب کیفری دارم. قرار منع پیگرد اصداری مطابق بند ( الف ) ماده ی ۲۷۰ قانون اخیرالذکر ، ظرف ده روز پس از ابلاغ ، قابل اعتراض در محاکم محترم کیفری دو *می باشد.
منبع: سامانه ملی آرای قضایی
شماره دادنامه قطعی: 9809970907300919
تاریخ صدور دادنامه: 1398/10/25
مرجع صادرکننده رأی: –
قبلا خلاصه جریان پرونده به شرح منعکس در مقدمه دادنامه *این شعبه درج گردیده است.پرونده مربوط به اتهام اقای ش. ع. مبنی بر قتل عمدی مرحوم خ. ع. میباشد. که به موجب دادنامه *این شعبه مقرر گردیده چون برخی از حالفین از سوگند خود عدول نموده اند برابر مفاد ماده۳۴۶ قانون ایین دادرسی اقدام نمایند در جلسه مورخ۹۸/۷/۹ شعبه *یک فوق الذکر وکیل شکات اقای ا. ش. به شرح برگ ۱۴۸۸ پرونده اظهارداشته شروط توافق نامه *انجام شده است.و چکهای موضوع توافق در زمان مقرر وصول شده است.با این اوصاف موکلین در مورد پرونده قتل عمد مرحوم خ. ع. اعلام رضایت نموده اند با اعلام گذشت وکیل یاد شده دادگاه ختم رسیدگی را اعلام نموده و به شرح دادنامه فرجام خواسته در خصوص جنبه خصوصی بزه قرار موقوفی تعقیب و از حیث جنبه های عمومی بزه چون قرائن و امارات موجود در پرونده در حد لوث بوده و قسامه منصرف از مجازاتهای تعزیری است.حکم بر انتساب صادر نموده اند این رای در فرجه قانونی مورد فرجام خواهی وکیل اولیای دم قرار گرفته و پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده است.وکیل مذکور در لایحه خود یکی از مهمترین شرایط مندرج در توافق نامه را حضور متهم و پذیرش شرایط موکلین اعلام کرده که تاکنون توسط وی امضای نگردیده است. مشروح لایحه وی هنگام شور قرائت می شود. اینک گزارشی که توسط عضو ممیز تنظیم شده تقدیم ریاست محترم شعبه می شود.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ع. ا. ب. ر. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی اقای م. ق. دادیار دیوانعالی کشور اجمالا مبنی بر با توجه به اینکه وکیل اولیای دم در صورتجلسه مورخ ۹۸/۷/۹ دادگاه بشرح ص۱۴۸۸ اظهار داشته: “شروط توافق نامه مورخ ۹۸/۱/۲۴ انجام شده است.و چکهای موضوع توافق در زمان مقرر وصول شده است.بنابراین موکلین در مورد پرونده قتل عمد خ. ع. اعلام رضایت نموده اند و به همین جهت از اجرای قسامه و معرفی حالفین عدول کرده اند” و متعاقب این اظهارات وکیل ، دادگاه نیز از حیث جنبه خصوصی قتل عمد قرار موقوفی تعقیب صادر و چون قسامه در فرض اجرا صرفا مثبت قصاص و دیات است.و نه تعزیر در نتیجه از حیث جنبه عمومی قتل عمد بشرحی که در دادنامه منعکس است.متهم ش. ع. را تبریه نموده است.و بر مبانی استدلالی و استنباطی رای صادره خدشه ای وارد نیست در نتیجه رای صادره را درخور ابرام می دانم. درخصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته صادره از شعبه *مشاوره نموده چنین رای میدهد:
درخصوص فرجام خواهی اقای ا. ش. به وکالت از اولیای دم مرحوم خ. ع. نسبت به دادنامه *صادره از شعبه *که طی ان دادگاه مذکور در خصوص جنبه خصوصی قتل عمدی مرحوم خ. ع. ، با توجه به گذشت اولیای دم ، قرار موقوفی تعقیب و در مورد جنبه عمومی بزه یاد شده به لحاظ اینکه قسامه منصرف از مجازاتهای تعزیری است.حکم برائت صادر نموده اند با توجه به اینکه وکیل اولیای دم به شرح برگ ۱۴۸۸ پرونده در جلسه مورخ ۹۸/۷/۹ دادگاه ، به صراحت اعلام نموده موکلین اعلام رضایت نموده اند و شروط توافق نامه انجام و چکهای موضوع توافق در زمانی مقرر وصول شده است.فلذا فرجام خواهی وکیل اولیای دم با هیچیک از جهات مندرج در ماده ۴۶۴ قانون ایین دادرسی کیفری مطابقت نداشته با رد ان و مستندا به بند الف ماده ۴۶۹ قانون مذکور ، دادنامه فرجام خواسته را ابرام مینماید. این رای قطعی است.
منبع: سامانه ملی آرای قضایی
شماره دادنامه قطعی: 9109970222701380
تاریخ صدور دادنامه: 1391/11/03
مرجع صادرکننده رأی: شعبه 27 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
در خصوص اتهام آقایان 1- ی. ، فرزند ع. 2- م. ، فرزند الف.، دایر به ضرب و جرح عمدی در تاریخ 30/7/1390 نسبت به آقای م. ، موضوع شکایت مطروح و به ولایت آقای م. فرزند ع.، دادگاه با توجه به تحقیقات به عمل آمده و محتویات پرونده و برآیند صحائف آن، و اظهارات و مدافعات پیوست پرونده، دلیل وافی بر توجه اتهام به متهمین، حاصل نیست. بنابراین به استناد اصل منیع برائت (اصل 37 قانون اساسی) و ماده ی 177 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری، رأی برائت صادر و اعلام می داردکه رأی اصداری، حضوری بوده و ظرف بیست روز پس از ابلاغ، قابل رسیدگی در دادگاه تجدیدنظر استان تهران می باشد.
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای م. به ولایت از طرف فرزندش م. نسبت به آن قسمت از دادنامه شماره 0329 مورخ 18/5/1391 شعبه 1186 دادگاه عمومی جزایی تهران که مبتنی بر برائت آقای ی. از اتهام ایراد ضرب عمدی منجر به شکستگی استخوان بینی موضوع شکایت تجدیدنظرخواه صادر گردیده، با عنایت به محتویات پرونده دادگاه اعتراض را وارد تشخیص؛ زیرا صرف نظر از گواهی دو نفر از گواهان حاضر در صحنه درگیری که به صراحت اتهام را متوجه تجدیدنظرخوانده گواهی نموده اند، بلکه بنابر محتوی لوح فشرده ضمیمه پرونده که حاوی تصاویر ضبط شده از درگیری طرفین می باشد و توسط این دادگاه مورد بازبینی قرار گرفته ایراد ضرب توسط تجدیدنظرخوانده محرز و مسلم می باشد با این وصف دادگاه دادنامه تجدیدنظرخواسته را در آن بخش که متضمن برائت تجدیدنظرخواه می باشد، قابل تأیید ندانسته ضمن نقض آن مستنداً به بند چهارم از شق ب ماده 257 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1378 و مستنداً به ماده 382 از قانون مجازات اسلامی رأی بر محکومیت تجدیدنظرخوانده به پرداخت ده درصد دیه کامل از بابت شکستگی استخوان بینی درحق تجدیدنظرخواه صادر و اعلام می دارد این رأی قطعی است.
منبع: سامانه ملی آرای قضایی
برای آشنایی کامل با ادله اثبات جرم به مقاله«ادله اثبات جرم در قوانین ایران: شرایط، تشریفات و اعتبار قانونی آنها» در همین سایت، مراجعه بفرمایید!

وکیل سوال یک پلتفرم تخصصی در حوزه مشاوره و خدمات حقوقی است که تحت مدیریت خانم امالبنین تنکابنی رضایی فعالیت میکند. هدف ما ارائه اطلاعات حقوقی دقیق و ارائه خدمات تخصصی وکالت در زمینههای مختلف، از جمله دعاوی کیفری و حقوقی، امور قراردادی، جرایم سایبری، دعاوی ارزی و مالی، وکالت در امور ثبتی و ملکی است.
اگر به دنبال تنظیم وکالتنامهای جامع و بینقص هستید، وکیل سوال با دانش تخصصی و تجربه حقوقی گسترده، همراه شما خواهد بود.
همین حالا مشاوره بگیرید و وکالتنامهای مطمئن تنظیم کنید!
نظرات کاربران