پس از فوت هر شخصی داراییهای از وی باقی میماند که در اصطلاح ترکه یا ماترک نامیده میشوند. داراییهای شخص متوفی ممکن است به صورت مثبت باشند، مانند املاک و مستغلات و یا به صورت منفی مانند دیون و بدهیها. اما در هر صورت ضروری است که نسبت به این داراییها تعیین تکلیف شود. ضروری است که دیون متوفی از محل داراییهای مثبت وی پرداخت شده و مابقی ترکه مطابق قوانین ارث میان وراث تقسیم شود. این فرایند در اصطلاح تقسیم ترکه نامیده شده و مطابق مراحل قانونی خاصی انجام خواهد شد.
هر یک از افراد جامعه پس از فوت یکی از نزدیکان و اعضای خانواده با این موضوع روبهرو شده و برای تعیین تکلیف اموال متوفی موظف به طرح دادخواست تقسیم ترکه و طی کردن مراحل قانونی آن است. به همین خاطر، در این مقاله تلاش شده است تا چگونگی طرح دادخواست و مراحل تقسیم ترکه به تفصیل توضیح داده شود.
منظور از ترکه یا ماترک داراییهای متوفی در زمان فوت است. این داراییها به انواع مختلفی تقسیم شده و ضروری است که فرایند تقسیم آنها مطابق قوانین و مقررات مربوط به ارث انجام شود. انواع مختلف ترکه عبارتند از:
منظور از بخش مثبت ترکه، اموال و حقوق و مطالباتی است که از شخص متوفی به ورثه به ارث میرسد. در نتیجه، هر مالی، اعم از منقول یا غیرمنقول که از متوفی باقی مانده باشد و مطالباتی که متوفی از سایرین داشته است بخش مثبت ترکه به شمار خواهد آمد. بخش مثبت ترکه حتی ممکن است پس از فوت متوفی نیز افزایش یابد، مانند اینکه شخص متوفی به قتل رسیده و به ورثه وی دیه پرداخت شود. آنچه اغلب مردم از معنای ترکه در ذهن دارند، معمولاٌ ناظر به همین بخش مثبت داراییهای متوفی است که پس از فوت وی، هر یک از ورثه به میزان سهمالارث خود مالک آن خواهد شد.
ترکه لزوماً در معنای مثبت خلاصه نمیشود؛ بلکه دارای یک بخش منفی را نیز شامل میشود که منظور از آن دیون و بدهیهایی است که بر عهده متوفی قرار داشته است. ماده 225 قانون امور حسبی در این خصوص مقرر داشته است که: «دیون و حقوقی که به عهده متوفی است بعد از هزینه کفن و دفن و تجهیز متوفی و سایر هزینههای ضروری از قبیل هزینه حفظ و اداره ترکه باید از ترکه داده شود».
در نتیجه، بخش منفی ترکه بایستی از طریق بخش مثبت آن پرداخت شده و سپس مابقی ترکه بین وراث تقسیم شود. البته طبق ماده 226 قانون امور حسبی ورثه ملزم به پرداخت بدهیهای متوفی از محل اموال خود نیستند و اگر داراییهای مثبت متوفی کفاف پرداخت بدهیهای وی را ندهد، طلبکاران نمیتوانند طلب خود را از ورثه مطالبه نمایند.
صرف نظر از کم یا زیاد بودن میزان ترکه، انتقال سهمالارث هر یک از وراث به آنها از طریق تقسیم ترکه انجام میشود. به این منظور ضروری است که نخست دیون و بدهیهای متوفی از محل اموال باقیمانده وی پرداخت شده و پس از تعیین تعداد وراث و وضعیت هر یک از حیث محجور بودن یا نبودن اموال باقیمانده میان آنها تقسیم شود. به همین خاطر، تقسیم ترکه مستلزم دریافت گواهی انحصار وراثت و تقدیم دادخواست از سوی ورثه است.
وجود برخی شرایط خاص مانند محجور بودن یکی از ورثه، مفقودالاثر بودن یکی از آنها، وجود وصیتنامه از سوی متوفی یا عدم قابلیت تقسیم برخی از اموال موجب ایجاد چالشهایی در فرایند تقسیم ترکه میشود که در ادامه به بررسی آنها خواهیم پرداخت.

تقسیم ترکه موجب مشخص شدن سهم مالکیت هر یک از ذینفعان در ترکه متوفی شود. در این بین میتوان از دو گروه از ذینفعان در ترکه به ترتیب زیر نام برد:
1 . ورثه: قانون مدنی به تبعیت از احکام فقه اسلامی برخی از نزدیکان و خویشاوندان هر شخص را به عنوان ورثه وی معرفی نموده است که به ترتیب و به میزان مشخص قانونی مالک ترکه شخص متوفی خواهند شد.
2 . موصیله: منظور از موصیله شخصی است که متوفی وصیتی به نفع وی کرده است. هر شخص میتواند به موجب وصیت تا سقف یک سوم از اموال خود را پس از مرگ به هر فردی که بخواهد منقل نماید. موصیله ممکن است جزو ورثه شخص نیز باشد یا اینکه شخص بیگانهای محسوب شده و داخل در طبقات وراث نباشد.
به طور کلی وراث هر شخص به دو دسته وراث سببی و نسبی به ترتیب زیر تقسیم میشوند:
تنها مصداق وراث سببی همسر شخص متوفی است. چنانچه شخصی، اعم از زن یا مرد، فوت کرده و در زمان فوت در قید زوجیت دائم شخصی باشد، همسر وی در هر صورت سهمالارث مشخص خود را به ارث خواهد برد. شرط ارث بردن زوج یا زوجه از ترکه همسر متوفی خود وجود رابطه زوجیت دائم در زمان فوت است. در صورت جدایی زوجین یا انعقاد عقد ازدواج موقت، زوجین از یکدیگر ارث نخواهند برد.
ماده 862 قانون مدنی وراث نسبی را در سه طبقه دستهبندی نموده است. هر یک از این طبقات به ترتیب از ترکه شخص متوفی ارث میبرند. بدین معنا که اگر وارثی از طبقه نخست وجود داشته باشد، وراث طبقه دوم و سوم ارث نخواهند برند. به همین ترتیب، وجود وراث طبقه دو مانع ارثبری وراث طبقه سوم خواهد شد. طبقات سهگانه ورثه مطابق ماده 862 قانون مدنی عبارتند از:
1 . پدر و مادر و فرزندان و اولاد فرزندان (نوهها)
2 . اجداد و برادر و خواهر و فرزندان آنها (خواهرزادگان و برادرزادگان)
3 . عموها و عمهها و داییها و خالهها و فرزندان آنها
سهمالارث قانونی وراث در شرایط مختلف تغییر مییابد. با این حال، میتوان میزان سهمالارث قانونی وراث را در چند فرض رایج به شرح زیر بیان نمود:
بررسی میزان سهمالارث وراث قانونی متوفی موضوع گستردهای است و در فروض مختلف قابل بررسی میباشد. توصیه میشود که برای بررسی فروض مختلف تقسیم ارث مواد 893 الی 949 قانون مدنی را بررسی نمایید.
علاوه بر برشمرده شدن طبقات وراث و ترتیب آنها در قانون، بایستی توجه داشت که وجود برخی شرایط خاص نیز مانع ارثبری شناخته شدهاند. چنانچه هر یک از ورثه یکی از این شرایط را دارا باشد، حق ارثبری از ترکه متوفی را نخواهد داشت. موانع ارثبری به موجب قانون مدنی عبارتند از:
طبق ماده 880 قانون مدنی قتل عمد به عنوان مانع ارثبری شناخته شده است. چنانچه هر یک وراث مورث خود را به قتل رسانده باشد، حق ارثبری از ترکه وی را نخواهد داشت. به عنوان مثال، اگر پدری صاحب سه فرزند بوده و به دست فرزند سومش به قتل رسیده باشد، فرزند سوم از ارثبری محروم شده و ترکه پدر میان فرزند اول و دوم تقسیم خواهد شد.
در اصطلاح حقوقی کفر به معنای اعتقاد به هر دین و آیینی جز اسلام است و هر شخص غیرمسلمانی کافر محسوب میشود. طبق ماده 881 مکرر قانون مدنی کافر از مسلمان ارث نمیبرد. یعنی اینکه اگر در بین وراث شخص غیرمسلمانی وجود داشته باشد، وی به علت غیرمسلمان بودن از ارثبری محروم خواهد شد.
لعان یک عمل حقوقی تشریفاتی است که به موجب آن زن و شوهر از یکدیگر جدا شده و امکان ازدواج مجدد بین آنها به طور کلی از بین میرود و انتساب فرزند به پدر نیز به طور کلی قطع میشود. اجرای لعان از جمله موانع ارثبری محسوب شده و با اجرای آن رابطه توارث میان افرادی که سابقاً زن و شوهر و پدر و فرزند محسوب میشدهاند به طور کلی از بین خواهد رفت.
زنا از جمله جرایم حدی است که در قانون مجازات اسلامی نیز جرمانگاری شده است و عبارت است از وقوع آمیزش جنسی بین زن و مرد بیگانه بدون وجود رابطه زوجیت بین آنها. چنانچه در اثر زنا کودکی متولد شود، ولدالزنا نامیده میشود. به حکم ماده 1167 قانون مدنی ولدالزنا به پدر و مادر خود ملحق نمیشود. بدین معنا که رابطه توارث بین این قبیل کودکان و والدین آنها شکل نمیگیرد و هیچ یک نمیتواند از ترکه دیگری ارث ببرد. ولدالزنا علاوه بر محرومیت از ارثبری از والدین خود از ارثبری از دیگر اقوام چون پدربزرگ، برادر و خواهر و غیره نیز محروم میشود.

پس از فوت هر شخصی وراث وی نمیتوانند بلافاصله اموال شخص متوفی را میان خود تقسیم کرده و هر یک سهمالارث خود از این اموال را بردارد. بلکه تقسیم ترکه در بین وراث مستلزم طی کردن مراحل خاصی به ترتیب زیر است:
گواهی فوت نخستین سندی است که پس از فوت هر شخص حقیقی صادر میشود. به موجب ماده 22 قانون ثبت احوال فوت اشخاص بایستی در اداره ثبت احوال به ثبت رسیده و گواهی فوت دریافت شود. گواهی فوق از اداره ثبت احوال قابل دریافت است. برای دریافت این گواهی ارائه مدارک شناسایی متوفی، ارائه گواهی پزشک، بیمارستان یا آرامستان و یا معرفی دو نفر گواه به همراه مدارک هویتیشان الزامی است.
گواهی انحصار وراثت سندی است که به موجب آن اسامی افرادی که از شخص متوفی ارث میبرند مشخص خواهد شد. اشخاصی که اسامی آنها در گواهی انحصار وراثت درج نشده باشد، هیچ ارثی از متوفی نخواهند برد. برای مثال، نام زوجه موقتی در این گواهی قید نمیشود و وی حق ارثبری نخواهد داشت. دریافت این گواهی یکی از مراحل اصلی است که به منظور تقسیم ترکه بایستی انجام شود. هر یک از ورثه، موصیله، وصی و طلبکاران شخص متوفی میتوانند از دادگاه صلح تقاضای صدور گواهی انحصار وراثت را نمایند.
آیین نامه اجرایی هیأت وزیران درباره چگونگی صدور گواهی انحصار وراثت مصوب 1403/12/26 را میتوانید از اینجا دریافت نمایید.
هر یک از افراد متقاضی دریافت گواهی انحصار وراثت بایستی مدارک زیر را جمعآوری کرده و در زمان طرح درخواست انحصار وراثت ارائه نماید. این مدارک عبارتند از:
1 . گواهی فوت و اسناد سجلی شخص متوفی، اعم از شناسنامه و کارت ملی
2 . مدارک هویتی وراث (شناسنامه و کارت ملی)
3 . عقدنامه شخص متوفی در صورت ازدواج دائم
4 . استشهادیه تنظیمشده در دفتر اسناد رسمی توسط سه نفر از افرادی که متوفی و وراث وی را میشناسند
5 . وصیتنامه متوفی در صورتی که وی دارای وصیتنامه بوده باشد
چنانچه هر شخصی درخواست صدور گواهی انحصار وراثت را تقدیم دادگاه صلح نماید، این دادگاه مطابق ماده 361 قانون امور حسبی درخواست صدور گواهی انحصار وراثت را در یک نوبت در یکی از روزنامههای کثیرالانتشار یا محلی آگهی مینماید. انتشار این آگهی به منظور اعلان این موضوع به سایرین است تا اگر فردی نسبت به این موضوع اعتراض داشته یا اینکه خود را وارث متوفی بداند اعتراض خود را ظرف یک ماه تقدیم دادگاه نماید. چنانچه پس از گذشت یک ماه از انتشار آگهی هیچ کس معترض این موضوع نشود، دادگاه اقدام به صدور گواهی انحصار وراثت مینماید.
منظور از تحریر ترکه تعیین میزان ترکه متوفی، اعم از بخش مثبت و منفی آن است. با توجه به اینکه دیون و بدهیهای متوفی بایستی از بخش مثبت ترکه وی پرداخت شده و سپس باقیمانده ترکه در بین وراث تقسیم شود، ضروری است که از طریق تحریر ترکه میزان اموال، دیون و مطالبات شخص متوفی مشخص شود و مطابق آن در خصوص پرداخت دیون متوفی تعیین تکلیف شود.
تحریر ترکه نیز به موجب بند 6 ماده 12 قانون شوراهای حل اختلاف مصوب 1402 در صلاحیت دادگاه صلح قرار گرفته است و هر یک از ورثه، نماینده قانونی آنها یا وصی شخص متوفی بایستی درخواست تحریر ترکه را تقدیم دادگاه صلح نماید.
طبق ماده 210 قانون امور حسبی دادگاه صلح موظف است پس از دریافت درخواست تحریر ترکه اقدام به انتشار آگهی در یکی از روزنامههای کثیرالانتشار نموده و به موجب آن اعلان نماید که در تاریخ مشخصی که بایستی در بازه زمانی حداقل یک ماه و حداکثر سه ماه اقدام پس از انتشار آگهی باشد از بستانکاران و مدیونین متوفی دعوت نماید تا به منظور تحریر ترکه در دادگاه حاضر شوند. تاریخ فوق از طریق ارسال احضاریه به ورثه، وصی و موصیله نیز اطلاع داده خواهد شد. سپس در موعد مقرر کلیه ورثه، موصیله، وصی، بستانکاران و مدیونین متوفی در دادگاه حاضر شده و دادگاه اقدام به صدور صورتجلسه تحریر ترکه مینماید.
صورتجلسه تحریر ترکه بایستی مشتمل بر صورت کامل داراییهای مثبت و منفی متوفی باشد. ماده 213 قانون امور حسبی مندرجات این صورتجلسه را به ترتیب زیر بیان نموده است:
1 . توصیف اموال منقول با تعیین بهای آنها
2 . تعیین اوصاف و وزن و عیار نقره و طلاآلات
3 . مبلغ و نوع نقدینه
4 . بها و نوع برگهای بهادار
5 . اسناد با ذکر خصوصیات آنها
6 . نام رقبات غیرمنقول
پس از دریافت صورتجلسه تحریر ترکه و مشخص شدن میزان اموال و دیون شخص متوفی، هر یک از ورثه، موصیله، وصی یا بستانکاران شخص متوفی میتوانند از دادگاه صلح تقاضای مهر و موم ترکه را نمایند. منور از مهر و موم ترکه توقیف و پلمپ ترکه تا زمان تعیین تکلیف آن و تقسیم در بین ورثه است. مهر و موم ترکه موجب حفاظت از ترکه در مقابل تضییع آن یا سوء استفاده از آن توسط سایرین خواهد شد.
با مشخص شدن وراث و بستانکاران متوفی و از طرف دیگر معلوم شدن میزان ترکه، اعم از بخش مثبت و منفی آن، بایستی به موجب تصفیه ترکه نخست دیون متوفی از محل داراییهای باقیمانده وی پرداخت شده و سپس مابقی داراییها بین وراث تقسیم شود. طبق ماده 260 قانون امور حسبی مقصود ار تصفیه ترکه تعیین دیون و حقوق بر عهده متوفی، پرداخت آنها و خارج کردن مورد وصیت از محل ترکه است. پس از این مرحله، ترکه متوفی به صورت خالص در اختیار وراث قرار گرفته و میتوانند آن را به نسبت سهمالارث خود میان خود تقسیم نمایند. درخواست تصفیه ترکه از جانب وصی یا هر یک از ورثه میتواند به عمل آید.
پس از ثبت درخواست تصفیه ترکه، دادگاه یک یا چند نفر را به عنوان مدیر تصفیه تعیین مینماید تا تحت نظر دادگاه فرایند تصفیه ترکه و پرداخت دیون متوفی را انجام دهند. چنانچه متوفی پیشتر شخصی را به عنوان وصی تعیین نموده باشد، همان شخص به عنوان مدیر تصفیه تعیین میشود. مدیر تصفیه وظیفه وصول مطالبات متوفی و پرداخت دیون او از محل داراییهای مثبت وی را بر عهده خواهد داشت. شایان ذکر است که اگر اموال متوفی کفاف پرداخت دیون وی را ندهد، وراث ملزم به پرداخت دیون از محل اموال خود نیستند و ترکه مابین طلبکاران به نسبت طلب آنها تقسیم خواهد شد.
ماده 226 قانون امور حسبی به منظور تصفیه ترکه و پرداخت دیون متوفی طلبکاران را در پنج طبقه به ترتیب اولویت طبقهبندی نموده است. این طبقات عبارتند از:
پس از طی شدن مراحل دریافت گواهی فوت، گواهی انحصار وراثت، صورتجلسه تحریر ترکه، مهر و موم ترکه و تصفیه ترکه، وراث میتوانند ترکه را میان خود تقسیم کرده و هر کس مالک سهمالارث مشخص خود شود. در واقع، ترکه مال مشاعی به شمار میآید که هر یک از وراث نسبت به سهمالارث خود در آن سهیم میباشد. اما با تقسیم ترکه این مال از حالت مشاعی خارج شده و به تصرف ورثه درمیآید. در فرایند تقسیم ترکه با توجه به وضعیت ترکه و وراث ممکن است وضعیتهای گوناگونی ایجاد شود که در ادامه به بررسی آنها خواهیم پرداخت.
وراث معمولاٌ به دو روش به شرح زیر میتوانند ترکه را در میان خود تقسیم کنند:
الف) تقسیم توافقی: در این روش وراث با یکدیگر توافق مینمایند تا ترکه متوفی طبق صورتجلسه تحریر ترکه را به چه نحوی میان خود تقسیم کنند. این شیوه از تقسیم سریعتر و با بدون ایجاد هرگونه اختلاف در میان ورثه انجام خواهد شد. در صورتی که ورثه ترکه را به صورت توافقی میان خود تقسیم نمایند، بایستی صورت تقسیم را در سندی به عنوان تقسیمنامه درج کرده و به امضای تمام وراث برسانند.
ب) تقسیم از طریق مراجعه به دادگاه: چنانچه ورثه موفق به حصول توافق در خصوص تقسیم ترکه نشوند، برای تقسیم ترکه به شیوه قانونی موظف به مراجعه به دادگاه از طریق طرح دادخواست تقسیم ترکه هستند. در چنین شرایطی، دادگاه وضعیت وراث و ترکه متوفی را بررسی کرده و با توجه به آن به شیوههای مختلفی که در ادامه بیان خواهد شد ترکه را در بین وراث تقسیم مینماید.
نمونه دادخواست مطالبه چک مهلتدار علیه وراث

به طور کلی، طرح درخواست تقسیم ترکه از جانب افراد زیر امکانپذیر میباشد:
1 . هر یک از وراث قانونی متوفی (به جز زوجه)
2 . پدر، جد پدری یا وصی (ولی خاص) وارثی که صغیر است و هنوز به سن رشد (18 سالگی) نرسیده است
3 . وصی شخص متوفی (چنانچه پیش از فوت شخصی را به عنوان وصی تعیین نموده باشد)
4 . موصیله
5 . قیم وراث محجور (وراثی که صغیر، مجنون یا سفیه هستند)
6 . وکیل یا امین وارثی که غایب مفقودالاثر به شمار میآید
7 . امینی که برای اداره سهمالارث جنین تعیین میشود، در مواردی که یکی از وراث هنوز به دنیا نیامده و در وضعیت جنینی قرار دارد
8 . کسی که سهمالارث بعضی از ورثه به وی منتقل شده است؛ مانند اینکه وارثی پیش از تقسیم سهمالارث خود را به شخص دیگری بفروشد
خواهان دعوای تقسیم ترکه در زمان تنظیم این دادخواست موظف است اسامی ورثه قانونی به همراه سهمالارث هر یک از آنها را در ردیف خواندگان این دادخواست درج نماید. البته در برخی موارد نیاز است که نام افراد دیگری جز ورثه نیز در ردیف خواندگان دعوای تقسیم ترکه درج شود. برای مثال، زمانی که متوفی مالک یک قطعه زمین به صورت مشاعی بوده است، برای تقسیم ترکه ضروری است که نام شرکای شخص متوفی نیز در دادخواست تقسیم ترکه درج شود.
طبق ماده 302 قانون امور حسبی نسبت به درخواست تقسیم ترکه مرور زمان جاری نیست. بدین معنا که قانونگذار مهلت مشخصی برای تقسیم ترکه تعیین ننموده است و این درخواست در هر زمانی ممکن است طرح شود؛ خواه پس از گذشت چندین سال از فوت متوفی و خواه پس از گذشت مدت کوتاهی از فوت متوفی.
هر شخصی که تقاضای تقسیم ترکه را مطرح مینماید، برای طرح این درخواست موظف به ارائه مدارک زیر است:
رسیدگی به دادخواست تقسیم ترکه در صلاحیت دادگاههای عمومی حقوقی قرار گرفته است. برخلاف آن که درخواست صدور گواهی انحصار وراثت یا مهر و موم ترکه در صلاحیت دادگاههای صلح قرار دارد، اما رسیدگی به دادخواست تقسیم ترکه در صلاحیت دادگاههای عمومی حقوقی قرار گرفته است.
از نظر صلاحیت محلی، طبق ماده 20 قانون آیین دادرسی مدنی رسیدگی به کلیه دعاوی مربوط به ترکه در صلاحیت دادگاه آخرین محل اقامت متوفی قرار میگیرد. بنابراین، اگر متوفی در دو سال پایانی حیاتش در شهر شیراز اقامت داشته باشد، دادخواست تقسیم ترکه در دادگاه عمومی حقوقی شهر شیراز مورد رسیدگی قرار خواهد گرفت. چنانچه آخرین اقامتگاه متوفی خارج از ایران بوده باشد، دادخواست تقسیم ترکه در دادگاه عمومی حقوقی آخرین محل سکونت وی در ایران مورد رسیدگی قرار خواهد گرفت.
برای ثبت دادخواست تقسیم ترکه هر یک از ذینفعان به ترتیب زیر بایستی اقدام کرده و دادخواست خود را به ثبت برساند:
1 . ثبت نام در سامانه ثنا و ایجاد صفحه کاربری شخصی در این سامانه
2 . تهیه و تنظیم دادخواست تقسیم ترکه (توصیه میشود که در فرایند تنظیم این دادخواست حتیالامکان از مشورت و راهنماییهای یک وکیل متخصص استفاده شود)
3 . ثبت دادخواست تقسیم ترکه در سامانه ثنا از طریق مراجعه به یکی از دفاتر خدمات الکترونیک قضایی

چنانچه مراحل تحریر و تصفیه ترکه به درستی انجام شده باشد، ترکه به صورت مشاعی به مالکیت ورثه منتقل میشود. در اموال مشاع هر یک از شرکاء در جزء به جزء مال نسبت به سهم خود شریک است و تصرف در آن مال بدون رضایت سایر شرکاء امکانپذیر نیست. در نتیجه، تقسیم ترکه موجب از بین رفتن مالکیت مشاعی وراث بر ترکه و استقلال هر یک از آنها در تصرف سهمالارث خود خواهد شد.
تقسیم ترکه با توجه به وضعیت ترکه و وراث به یکی از اشکال زیر انجام خواهد شد:
افراز عبارت است از تقسیم اموال مشاع. این شیوه از تقسیم مخصوص اموالی است که تمام قطعات آن ارزش یکسان داشته و قابل تقسیم به دو یا چند بخش برابر است. در خصوص تقسیم ترکه، معمولاٌ زمانی که ترکه متوفی یک قطعه زمین مشخص است که قابلیت تقسیم به دو یا چند زمین کوچکتر را دارد، فرایند تقسیم از طریق افراز انجام میشود. برای مثال اگر ترکه متوفی محدود به یک قطعه زمین 1000 متری بوده و وراث وی دو فرزند پسر و یک دختر باشد، زمین فوق از طریق افراز به دو قطعه زمین 400 متری و یک قطعه زمین 200 متری تقسیم شده و برای هر یک از این قطعات سند مالکیت جداگانه صادر میشود. مطابق قانون ارث، هر یک از فرزندان پسر مالک یکی از قطعات 400 متری و فرزند دختر مالک قطعه زمین 200 متری خواهند شد.
تقسیم ترکه در میان وراث به صورت تقسیم به تعدیل نیازمند توافق ورثه است. این روش مخصوص مواردی است که ترکه متوفی از چند مال مختلف با ارزشهای متفاوت تشکیل شده است. در چنین شرایطی، وراثی که سهمالارث بیشتری دارند میتوانند اموال با ارزش بالاتر را دریافت کرده و وراثی که سهمالارث کمتری دارند اموال با ارزش کمتر را دریافت نمایند. برای مثال، اگر ترکه متوفی شامل دو باب مغازه تجاری و دو واحد آپارتمان مسکونی باشد و وراث قانونی وی را دو فرزند پسر و دو فرزند دختر تشکیل داده باشد، وراث میتوانند با توافق یکدیگر ترکه را تقسیم به تعدیل نمایند. بدین صورت که هر یک از پسرها یک باب مغازه و هر یک از دخترها یک واحد آپارتمان دریافت نمایند.
یکی دیگر از روشهای تقسیم ترکه تقسیم به رد است. تقسیم به رد نیز مانند تقسیم به تعدیل نیازمند توافق ورثه است. این نوع از تقسیم ترکه نیز مخصوص شرایطی است که ترکه از چند مال با ارزش مختلف تشکیل شده است. ممکن است ورثه نسبت به دریافت یکی از اموال که ارزش بیشتری دارد توسط یکی از وراث موافقت نمایند، منوط به اینکه وارث مذکور مابهالتفاوت ارزش مال دریافتی و سهمالارث خود را به سایر ورثه بپردازد. برای مثال در فرضی که وراث قانونی متوفی سه فرزند پسر بوده و ترکه وی شامل یک باب مغازه و دو واحد آپارتمان باشد، ورثه میتوانند به نحوی توافق نمایند که دو نفر هر یک یک واحد آپارتمان دریافت کرده و نفر سوم نیز مغازه مذکور را به ارث ببرد، منوط به اینکه مبلغ مشخصی به عنوان مابهازاء ارزش مغازه و آپارتمان به دو وارث دیگر پرداخت نماید.
چنانچه ترکه متوفی به نحوی باشد که قابلیت افراز آن وجود نداشته باشد و ورثه در خصوص تقسیم به تعدیل یا تقسیم به رد ترکه نیز با یکدیگر توافق ننمایند، دادگاه دستور فروش اجباری ترکه را صادر مینماید. در چنین شرایطی، ترکه به فروش رسیده و وراث سهمالارث خود را از محل فروش اموال دریافت مینمایند. برای مثال، اگر ترکه متوفی شامل یا باب مغازه و وراث وی شامل یک فرزند دختر و یک فرزند پسر باشد، با توجه به اینکه امکان افراز، تقسیم به تعدیل و تقسیم به رد ترکه وجود ندارد، دادگاه دستور فروش ترکه را صادر کرده و وراث سهمالارث خود را از محل فروش ترکه دریافت خواهند نمود.
هر شخصی در زمان حیات خود میتواند تا سقف یک سوم از اموال خود را به موجب وصیت به شخص دیگری برای زمان پس از فوتش انتقال دهد. شخصی که وصیت به نفع او تنظیم میشود در اصطلاح حقوقی موصیله نامیده میشود. بر خلاف اینکه وراث هر شخص طبق قانون تعریف شده و هیچ کس خارج از احکام قانونی در شمار ورثه محسوب نخواهد شد، موصیله هر شخصی میتواند باشد و قانونگذار برای تعیین موصیله شرایط خاصی تعریف ننموده است.
زمانی که شخص پیش از فوت خود اقدام به تنظیم وصیت نامه کرده باشد و یکی از اموال خود یا میزان مشخصی از اموالش (تا سقف یک سوم) را به نفع شخص دیگری وصیت کرده باشد و موصیله نیز وصیت شخص متوفی را پذیرفته باشد، وصیت شخص متوفی لازمالاجرا میگردد. در مرحله تصفیه ترکه، با اجرایی شدن وصیت متوفی، موصیبه از محل ترکه خارج شده و به ملکیت موصیله درمیآید. سپس مابقی ترکه به نسبت سهمالارث وراث در میان آنها تقسیم خواهد شد.
ارث از جمله مسائل مربوط به احوال شخصیه است. بدین معنا که کلیه دعاوی ارثی و فرایند تقسیم آن برای ایرانیان، صرف نظر از اقامت در داخل ایران یا خارج از ایران بایستی مطابق قانون ایران انجام شود. بنابراین، در مواردی که شخص متوفی در خارج از ایران قرار داشته و یا اینکه یک یا چند نفر از وراث در خارج از ایران اقامت داشته باشند، شرایط تقسیم ترکه تفاوتی با شرایط تقسیم ترکه در فرض اقامت متوفی و کلیه وراث در ایران نخواهد داشت.
با این حال، ایرانیان مقیم خارج از کشور در صورت نیاز به دریافت سهمالارث خود در ایران میتوانند با اعطای وکالت به یک شخص مقیم ایران پروسه دریافت گواهی انحصار وراثت، تحریر ترکه تا مرحله تقسیم ترکه را بدون نیاز به حضور فیزیکی در ایران انجام دهند. اغلب ایرانیان مقیم خارج از کشور تمایل به دریافت سهمالارث خود به صورت نقدی دارند تا بتوانند از این سرمایه در خارج از ایران استفاده کنند. به همین خاطر، در صورتی که یک یا چند نفر از وراث در خارج از کشور اقامت داشته باشند، تقسیم ترکه از طریق فروش اموال انجام خواهد شد.
مطالبه و پرداخت سهمالارث زوجه در فرایند تقسیم ترکه یکی از موارد مهم و چالشبرانگیز است. مطابق شرع و قانون زوجه متوفا در شمار هیچ یک از وراث طبقات اول تا سوم به شمار نمیآید. زوجه دائم متوفا در هر صورتی سهمالارث مشخص خود را از محل ترکه متوفا دریافت مینماید (یک هشتم ترکه در صورتی که متوفا صاحب فرزند باشد و یک چهارم ترکه در صورتی که متوفا فرزندی نداشته باشد). اما نکته قابل توجه در این است که طبق ماده 946 قانون مدنی زوجه از عین اموال غیرمنقول ارث نبرده و تنها استحقاق دریافت قیمت آن را دارد.
برای مثال، اگر ترکه متوفا منحصر به یک یا چند مال غیرمنقول باشد، زوجه وی استحقاق دریافت عین این اموال را ندارد و تنها میتواند قیمت آن را مطالبه نماید. در همین راستا، نظریه مشورتی شماره 7/1403/800 مورخ 1403/10/23 مقرر داشته است که زوجه نمیتواند نسبت به اموال غیرمنقول همسرش دعوای تقسیم ترکه طرح نماید و در صورت طرح این دعوا از سوی زوجه، دادگاه موظف به صدور قرار عدم استماع دعواست. زوجه به منظور مطالبه سهمالارث خود از محل ترکه غیرمنقول صرفاً در صورتی که دیگر وراث از پرداخت قیمت اموال غیرمنقول به وی اجتناب نمایند میتواند اقدام به طرح دعوای مطالبه قیمت سهمالارث نماید.
تقسیم ترکه از جمله دعاوی غیرمالی به شمار رفته و هزینه دادرسی آن در زمان ثبت دادخواست معادل هزینه دادرسی دعاوی غیرمالی از متقاضی تقسیم ترکه دریافت خواهد شد.

مالیات بر ارث از جمله مالیاتهای مستقیمی است که در ازای انتقال ترکه به وراث بایستی پرداخت شود. طبق ماده 17 قانون مالیاتهای مستقیم مالیات بر ارث به اموال مختلفی مانند املاک مسکونی، املاک اداری، وسایل نقلیه و غیره به جای مانده از متوفی تعلق میگیرد. نرخ مالیات هر یک از این اموال با توجه به اینکه وراث از طبقه اول، دوم یا سوم ورثه محسوب میشوند متفاوت میباشد.
به موجب قانون جدید مالیاتهای مستقیم، چنانچه شخص متوفی بعد از تاریخ اول فروردین 1395 فوت کرده باشد، مالیات بر ارث به تفکیک نوع ترکه و طبقه اول، دوم یا سوم بودن وراث محاسبه شده و پرداخت میگردد.
برخی مواقع یک یا چند نفر از وراث قصد انتقال ترکه به اشخاص دیگری را داشته و این اقدام آنها موجب ورود ضرر به سایرین خواهد شد. به همین خاطر، خواهان دعوای تقسیم ترکه میتواند ضمن دادخواست خود تقاضای صدور دستور موقت مبنی بر جلوگیری از نقل و انتقال اموال متوفی را نیز طرح نماید. با صدور دستور موقت امکان نقل و انتقال اموال متوفی منتفی شده و حقوق اشخاص ذینفع محفوظ باقی خواهد ماند.
خواهان: [مشخصات خواهان از جمله نام و نام خانوادگی، اقامتگاه و …]
خوانده(ها): [مشخصات خواندگان از جمله نام و نام خانوادگی، اقامتگاه و …]
خواسته: صدور حکم مبنی بر تقسیم ترکه متوفی
دلایل و منضمات دادخواست: گواهی فوت متوفی+ گواهی انحصار وراثت+ صورتجلسه تحریر ترکه+ اسناد مالکیت اموال متوفی و …
شرح دادخواست:
ریاست محترم دادگاه عمومی حقوقی شهرستان ……… (آخرین اقامتگاه متوفی)
با سلام و احترام
به استحضار میرساند که اینجانب …………. فرزند ……. به شماره ملی ……… به موجب گواهی انحصار وراثت شماره ……. که ضمیمه دادخواست شده است، فرزند و وارث قانونی مرحوم ……….. میباشم. علاوه بر اینجانب، خانم ……… زوجه متوفی و مادر اینجانب و خانم ………. و آقای ……… نیز دیگر فرزندان متوفی و خواهر و برادر اینجانب هستند که اسامی ایشان نیز در گواهی انحصار وراثت شماره …… درج شده است.
نظر به اینکه اینجانب و دیگر ورثه قانونی نسبت به تقسیم ترکه شخص متوفی با یکدیگر اختلاف داشته و موفق به تراضی و توافق با یکدیگر نشدهایم، از دادگاه محترم تقاضای رسیدگی و صدور حکم به تقسیم ترکه مرحوم …….. را دارم.
صورت داراییهای شخص متوفی نیز به موجب صورتجلسه تحریر ترکه شماره …… تنظیم و ضمیمه دادخواست شده است. لازم به ذکر است که متوفی فاقد وصیت نامه بوده است.
با تشکر و تجدید احترام
تاریخ
امضای خواهان
تقسیم ترکه و مطالبه سهمالارث دو اصطلاح حقوقی مربوط به موضوع ارث است. این دو موضوع کاملاً متمایز از یکدیگر نبوده و نمیتوان آنها را مترادف انگاشت. طرح دعوای تقسیم ترکه اختصاص به زمانی دارد که وراث نسبت به تقسیم ترکه بین خود موفق به حصول توافق نشدهاند. در نتیجه، طرح دعوای تقسیم ترکه منجر به مشخص شدن سهم هر یک از وراث خواهد شد. اما در شرایطی که سهم هر یک از ورثه مشخص شده ولی بنا به دلایلی ترکه در اختیار یکی از ورثه قرار داشته و از تسلیم سهمالارث وراث به آنها خودداری نماید، وراث میتوانند با طرح دعوای مطالبه سهمالارث، سهم خود را دریافت نمایند.
بنابراین، زمانی میتوان اقدام به طرح دعوای مطالبه سهمالارث نمود که فرایند تقسیم ترکه و تعیین سهمالارث وراث انجام شده باشد. طرح دعوای مطالبه سهمالارث بدون طی کردن فرایند تقسیم ترکه امکانپذیر نیست.
دعاوی ارثی یکی از رایجترین دعاوی و اختلافات در سطح جامعه به شمار میرود. چرا که در بسیاری از موارد وراث شخص متوفی پس از فوت وی موفق به حصول توافق بر سر تقسیم ترکه نشده و با اختلافات بسیاری در این خصوص روبهرو میشوند. حل و فصل این اختلافات نیازمند طرح دعوای تقسیم ترکه و طی کردن مراحل قانونی مربوط به آن است. متأسفانه در بسیاری از موارد، وراث به دلیل ناآگاهی از رویه قانونی تقسیم ترکه از پیگیری قانونی این موضوع بازمیمانند.
در چنین شرایطی ضروری است که وراث مشاوره و راهنماییهای لازم را از یک وکیل متخصص دریافت نموده و مطابق راهنماییهای ایشان مراحل قانونی تقسیم ترکه را پیگیری نمایند. علاوه بر وراث، هر یک از ذینفعان، از جمله موصیله یا طلبکاران شخص متوفی نیز میتوانند حقوق قانونی خود را از این طریق مطالبه کرده و به این منظور از مشورت و راهنماییهای یک وکیل متخصص استفاده نمایند. یک وکیل متخصص میتواند مراحل قانونی تقسیم ترکه را به سهولت و در سریعترین زمان ممکن انجام دهد.
برای کسب اطلاع از نحوه تقسیم ترکه در رویه قضایی میتوانید «نمونه آراء قضایی مربوط به تقسیم ترکه» را در وب سایت وکیل سوال مشاهده نمایید.

پس از فوت هر شخصی اموال و داراییهای به جای مانده از این شخص بایستی مطابق قانون ارث در بین ورثه قانونی شخص متوفی تقسیم شود. تقسیم ترکه در بین وراث منوط به این است که پیشتر مراحل دریافت گواهی فوت، دریافت گواهی انحصار وراثت، دریافت صورتجلسه تحریر ترکه، مهر و موم ترکه و تصفیه ترکه انجام شده باشد تا در ابتدا کلیه مطالبات متوفی دریافت و دیون وی پرداخت شود و سهمالارث متوفی از محل باقیمانده ترکه پرداخت شود.
هر شخص ذینفعی میتواند با طرح دادخواست تقسیم ترکه به طرفیت وراث شخص متوفی از دادگاه تقاضای تقسیم ترکه نماید تا به موجب آن سهمالارث وراث مشخص شده و به دنبال آن ترکه از وضعیت مالکیت مشاعی در بین وراث خارج شود.
امیدواریم که این مقاله برای شما مفید بوده و اطلاعات کافی در خصوص تقسیم ترکه و مراحل قانونی آن را در اختیار شما قرار داده باشد. در صورتی که با سؤال یا ابهامی در این زمینه مواجه هستید، میتوانید پرسش خود را در قسمت دیدگاهها درج نمایید تا در اسرع وقت به آنها پاسخ داده شود. در صورت نیاز به دریافت مشاوره تخصصی نیز میتوانید از طریق شماره تماس یا فرم ارتباطی با ما در ارتباط باشید.
خانم امالبنین تنکابنی رضایی، وکیل پایه یک دادگستری و مدیر مجموعه وکیل سؤال، با سالها تجربه در زمینه ارائه خدمات حقوقی، شخصاً بر کیفیت خدمات ارائه شده نظارت خواهند داشت.
وکیل سؤال – همراه شما در مسیر عدالت
هر داراییای که از شخص متوفی پس از فوت وی باقی بماند ترکه یا ماترک به شمار میآید. ترکه اعم از داراییهای مثبت، مانند املاک و مستغلات، و داراییهای منفی، مانند دیون و بدهیهای شخص متوفی است.
در 4 وضعیت خاص، افراد علیرغم اینکه در طبقه وراث محسوب میشوند از ارثبری محروم میشوند. این وضعیتها عبارتند از: قتل، کفر، لعان و تولد در اثر زنا.
طرح دادخواست تقسیم ترکه منوط به طی کردن مراحل قانونی مختلفی به ترتیب زیر است: 1 . دریافت گواهی فوت 2 . دریافت گواهی انحصار وراثت 3 . دریافت صورتجلسه تحریر ترکه 4 . مهر و موم ترکه 5 . تصفیه ترکه 6 . تقسیم ترکه
رسیدگی به دادخواست تقسیم ترکه در صلاحیت دادگاههای عمومی حقوقی قرار دارد. با این حال، رسیدگی به درخواست صدور گواهی انحصار وراثت، تحریر ترکه و مهر و موم ترکه و رفع آن که مراحل پیشینی تقسیم ترکه محسوب میشوند در صلاحیت دادگاه صلح قرار دارد.
خواهان دعوای تقسیم ترکه بایستی در زمان ارائه این دادخواست گواهی فوت شخص متوفی، گواهی انحصار وراثت، اسناد مالکیت اموال متوفی و صورتجلسه تحریر ترکه را ضمیمه دادخواست نماید.
دادگاه رسیدگیکننده به دادخواست تقسیم ترکه با توجه به وضعیت ترکه و وراث حکم به افراز، تقسیم به تعدیل، تقسیم به رد یا فروش اجباری ترکه صادر خواهد نمود.
نظرات کاربران