اگر شما هم تجربه جدایی از همسرتان را علیرغم داشتن فرزند مشترک داشتهاید یا اینکه در بین دوستان و اطرافیانتان زوجینی را دیده باشید که با وجود داشتن فرزند از یکدیگر جدا شدهاند، حتماً متوجه شدهاید که ارتباط این زوجین هیچگاه از هم گسستنی نیست. وجود فرزند مشترک موجب میشود تا زوجین به منظور تصمیمگیری در خصوص امور فرزند یا فرزندشان حتی پس از جدایی نیز در برخی موارد با یکدیگر در ارتباط باشند. چرا که این زوجین پدر و مادر فرزندان خود محسوب شده و در مقابل آنها حقوق و تکالیفی دارند که بایستی آنها را ایفاء نمایند.
از جمله مهمترین مسائل مربوط به فرزندان که زوجین پس از جدایی با آن روبهرو شده و حتی گاهی منجر به طرح دعاوی از سوی زوجین سابق علیه یکدیگر میشود، مسئله حضانت فرزند یا فرزندان مشترک است. هر یک از پدر و مادر ممکن است پس از جدایی بنا به دلایل مختلفی درصدد دریافت حضانت فرزند خود یا واگذاری این حق به طرف مقابل باشند. از این رو در این گفتار به بررسی احکام و قوانین مربوط به حضانت فرزند و نحوه دریافت آن پرداختهایم.
منظور از حضانت فرزند نگهداری مادی و جسمی کودک، تربیت و محافظت از اوست. این واژه در قانون تعریف نشده است، اما قانونگذار در باب دوم از کتاب هشتم از جلد دوم قانون مدنی تحت عنوان «نگاهداری و تربیت اطفال» طی مواد 1168 تا 1179 قانون مدنی به بیان احکام مربوط به حضانت فرزند پرداخته و آن را مترادف با نگاهداری و تربیت کودکان دانسته است.
ماده 1168 قانون مدنی در خصوص حضانت مقرر داشته است که: «نگاهداری اطفال هم حق و هم تکلیف ابوین است». به تعبیر این ماده حضانت حقی است دوجانبه که هم کودک در مقابل والدین آن را داراست و هم والدین شایسته دریافت این حق میباشند. از طرف دیگر، والدین تکلیف به نگهداری از فرزندانشان را نیز عهدهدار هستند و نمیتوانند بدون دلیل موجهه از انجام این تکلیف قانونی سرباز زنند.
مادامی که زندگی مشترک پدر و مادر پابرجاست و والدین در قالب یک خانواده و در یک منزل مشترک با یکدیگر زندگی میکنند موضوع حضانت فرزند با اختلافی روبهرو نیست. چرا که کودک با زندگی در منزل مشترک والدین تحت تربیت و نگهداری مشترک آنها قرار دارد. در چنین وضعیتی، والدین با توافق یکدیگر وظایف خود را در نگهداری و تربیت فرزند تعیین مینمایند. برای مثال، ممکن است والدین با یکدیگر توافق نمایند که مسئولیت رفت و آمد فرزند به مدرسه بر عهده پدر و رسیدگی به درسهای وی بر عهده مادر قرار داشته باشد.
حضانت فرزند زمانی موضوعیت یافته و مورد اختلاف قرار میگیرد که زندگی مشترک والدین به علت طلاق یا فوت یکی از والدین از بین برود. در صورت جدایی والدین، طبیعی است که فرزند قادر به زندگی در منزل مشترک نیست و بایستی وظیفه نگهداری از او تنها بر عهده یکی از والدین قرار گیرد. در موارد فوت یکی از والدین نیز ممکن است خانواده پدر یا مادر متوفا مدعی دریافت حضانت نوه خود شده و این مسئله موجب طرح دعاوی مختلفی شود که در ادامه به بررسی فروض مختلف دریافت حضانت فرزند خواهیم پرداخت.
همانطور که در تعریف حضانت بیان شد، حضانت صرفاً نگهداری جسمی کودک، تربیت و محافظت از او را شامل میشود. در نتیجه، هر یک از پدر یا مادر که حضانت فرزند را عهدهدار است موظف است به نحو احسن از فرزند خود نگهداری کرده و به امور او، از جمله تغذیه، آموزش، بهداشت، تفریح و غیره رسیدگی نماید. شایان ذکر است که حضانت حقی عاطفی و اخلاقی است که والدین در مقابل فرزندان خود دارند و داشتن این حق مستلزم تأمین نیازهای مادی کودک نیست.

در بررسی احکام و قوانین مربوط به حضانت فرزند، سن حضانت از جمله مسائل بسیار مهم است. چرا که قانونگذار احکام و قوانین مربوط به حضانت را بر اساس سن کودکان تعریف نموده است.
با اصلاح ماده 1169 قانون مدنی در سال 1381 در خصوص حضانت کودکانی که والدین آنها از یکدیگر جدا شدهاند تنها بر اساس سن آنها تعیین تکلیف میشود. به موجب ماده 1169 اصلاحی قانون مدنی، اولویت حضانت این فرزندان تا سن هفت سالگی با مادر و پس از آن با پدر است. در این خصوص جنسیت کودکان تأثیری در موضوع ندارد، اما اگر مشکلات دیگری چون عدم صلاحیت اخلاقی یکی از والدین بروز یابد، ممکن است حضانت فرزند پیش از هفت سالگی به پدر اعطا شده یا اینکه پس از هفت سالگی حضانت همچنان به مادر تعلق داشته باشد.
علاوه بر این، توجه به این نکته نیز ضروری است که صحبت از حضانت فرزند تنها تا زمان بلوغ فرزندان موضوعیت داشته و پس از آن فرزند میتواند به انتخاب خود زندگی با پدر یا مادرش را انتخاب کند. سن بلوغ در قوانین کشور ما برای دختران پایان 9 سال قمری و برای پسران پایان 15 سال قمری در نظر گرفته شده است.
با توجه به اینکه قانون مدنی در خصوص حضانت فرزند بر مبنای سن ایشان تعیین تکلیف نموده است؛ اما توجه به این نکته ضروری است که در اعطای حضانت به هر یک از والدین صرف توجه به سن فرزند کافی نیست، بلکه ضروری است تا پدر یا مادر دریافتکننده حق حضانت شرایط خاصی را دارا باشد. این شرایط عبارتند از:
بلوغ یکی از شروط احراز اهلیت در قوانین کشور ماست. رسیدن به سن بلوغ نشانهای بر رشد و تکامل شخصیت افراد است. احراز بلوغ در انجام بسیاری از امور و وقایع حقوقی شرط است. در خصوص دریافت حضانت فرزند نیز ضروری است که پدر یا مادر دریافتکننده این حق به سن بلوغ (پایان 9 سال قمری در دختران و پایان 15 سال قمری در پسران) رسیده باشد.
یکی دیگر از شروط احراز صلاحیت در قوانین کشور ما عقل به معنای سلامت عقلانی و عدم ابتلاء به هرگونه بیماری روانی است. شخصی که حضانت فرزند را عهدهدار میشود بایستی در صحت و سلامت عقلانی قرار داشته باشد تا بتواند این تکلیف را به درستی ایفاء نماید. به همین خاطر، ابتلای افراد به جنون از جمله مواردی است که موجب گرفتن حضانت از آنها خواهد شد.
شخصی که حضانت فرزند را عهدهدار میشود بایستی توانایی عملی نگهداری از فرزند و رسیدگی به امور مربوط به او را داشته باشد. منظور از داشتن توانایی عملی، قدرت رسیدگی به امور مختلف تربیتی، آموزشی و غیره فرزند است. برای مثال، پدری که معلول جسمی است و قادر به حرکت نیست، توانایی نگهداری از یک نوزاد را ندارد یا اینکه یک مادر بیسواد توانایی رسیدگی به امور تحصیلی فرزندش را ندارد.
کودکان سرمایه آینده جامعه هستند و به همین خاطر ضروری است که تحت تربیت و نگهداری افرادی صالح و شایسته قرار گیرند تا بتوانند مسیر صحیح رشد و شکوفایی را طی کنند. بنابراین، پدر یا مادری که حضانت فرزندش را عهدهدار شده است بایستی از نظر اخلاقی فردی شایسته باشد تا بعدها سلامت جسمانی و تربیت اخلاقی طفل مورد خطر قرار نگیرد. موارد مختلفی چون اشتهار به فساد، اعتیاد زیانآور به الکل یا مواد مخدر، تکرار ضرب و جرح نسبت به فرزند و غیره از جمله مواردی هستند که نشاندهنده عدم صلاحیت اخلاقی افراد بوده و موجب گرفتن حضانت از آنها خواهند شد.
مراقبت از سلامت جسمانی کودک اقتضاء میکند که او از فرد مبتلاء به هرگونه بیماری واگیردار دور نگه داشته شود، هرچند که ممکن است فرد بیمار کلیه شرایط لازم برای دریافت حضانت فرزند را دارا باشد. ابتلای فرد به هرگونه بیماری واگیردار تا زمان بهبودی فرد موجب گرفتن حضانت فرزند از او خواهد شد.
به طور کلی، در خصوص کلیه امور مربوط به کودکان رعایت مصالح آنها شرطی لازم و ضروری است که بایستی مورد توجه قرار گیرد. به همین خاطر، ماده 45 قانون حمایت خانواده مصوب 1391 بر لزوم رعایت مصالح کودکان در تصمیمگیری راجع به امور آنها تأکید نموده است و مطابق آن دادگاهها مکلف شدهاند تا در خصوص مسائل مربوط به کودکان مصلحت آنان را مورد توجه قرار دهند.
در نتیجه، صرف نظر از سن کودک و شرایطی که در خصوص دریافت حضانت فرزند بیان شد، در اعطای حضانت فرزند به هر یک از والدین مهمترین شرط رعایت مصالح کودک است. لزوم رعایت مصالح کودک در تبصره ماده 1169 قانون مدنی نیز مورد تأکید قرار گرفته است. به عنوان مثال، ممکن است دادگاه صرفاً به علت رعایت مصلحت کودک حضانت یک فرزند را پس از سن هفت سالگی به مادر واگذار نماید، علیرغم آن که به موجب قانون حضانت فرزند پس از این سن به پدر واگذار میشود و پدر نیز شرایط قانونی لازم برای دریافت حضانت را داراست.
طلاق توافقی از جمله انواع طلاق و یکی از سریعترین روشهای جدایی زوجین است. زوجینی که اقدام به طلاق توافقی مینمایند، از پیش نسبت به مسائل مختلف مثل مهریه، استرداد جهیزیه و همچنین حضانت فرزند با یکدیگر توافق کرده و توافقات خود را به صورت مکتوب به دادگاه تقدیم مینمایند.
توافق زوجین متقاضی طلاق توافقی نسبت به حضانت فرزند مشترک نشان میدهد که آنها در خصوص حضانت فرزند با اختلافی روبهرو نیستند و دادگاه نیز حضانت فرزند را مطابق توافق آنها به یکی از والدین واگذار مینماید. در این خصوص، سن فرزند تأثیری در اعطای حضانت به یکی از والدین ندارد.

مطابق قوانین کشور ما، پدر و جد پدری (پدربزرگ پدری) به عنوان ولی قانونی فرزند شناخته میشوند. ولایت پدر و پدربزرگ نسبت به فرزند ارتباطی با حضانت وی ندارد و تنها اداره امور مالی فرزند را شامل میشود. با این حال، در برخی موارد ممکن است پس از فوت پدر فرزند، مادر و پدربزرگ پدری در خصوص حضانت فرزند با اختلاف روبهرو شده و هر یک از آنها مدعی حضانت کودک شوند.
از این رو، ماده 1171 قانون مدنی مقرر داشته است که در صورت فوت هر یک از والدین، حضانت بر عهده پدر یا مادری است که در قید حیات است. این حکم قانونی بعدها در ماده 43 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 نیز تکرار شده است. بنابراین، پدربزرگ پدری به استناد دارا بودن ولایت نمیتواند مدعی حضانت نوه خود شود. در چنین شرایطی، پدربزرگ یا هر یک از اقوام تنها با اثبات عدم شایستگی مادر نسبت به حضانت فرزند میتوانند این حق را دریافت نمایند.
ازدواج مجدد هر یک از والدین که حضانت فرزند را بر عهده دارد میتواند نسبت به موضوع حضانت تأثیرگذار باشد. قانونگذار نسبت به موضوع تأثیر ازدواج والدین بر حضانت فرزند یک رویکر دوگانه داشته و تأثیر ازدواج مجدد هر یک از پدر یا مادر نسبت به حضانت فرزند را متفاوت دانسته است.
بنا به ماده 1170 قانون مدنی در صورتی که مادر در طول دوران حضانت با فرد دیگری ازدواج کند، حق حضانت به پدر منتقل میشود. علیرغم وجود چنین مقررهای در خصوص ازدواج مجدد مادر، قانونگذار در خصوص ازدواج مجدد پدر حکمی بیان نکرده است. به نظر میرسد که ازدواج مجدد پدر دلیلی بر گرفتن حضانت از او نیست، مگر اینکه با اثبات موارد دیگری عدم شایستگی پدر بر داشتن حضانت ثابت شود.
ازدواج موقت از جمله انواع ازدواج در قوانین کشور ماست. با انعقاد عقد ازدواج موقت رابطه زوجیت بین زن و مرد صرفاً برای مدت زمان مشخصی که با توافق طرفین تعیین میشود برقرار شده و پس از گذشت این مدت، زوجیت بین زن و مرد از بین میرود.
چنانچه زن و شوهر در این مدت صاحب فرزندی شوند، این کودک فرزند شرعی و قانونی آنها محسوب شده و موظف به ایفای کلیه تکالیف والدینی در مقابل این فرزندان هستند. در واقع، موقتی بودن رابطه زوجیت بین پدر و مادر تأثیری بر رابطه بین فرزند و والدین ندارد. احکام و مقررات ناظر به حضانت فرزندان حاصل از ازدواج موقت نیز مانند دیگر فرزندان است و در این خصوص تفاوتی بین فرزندان حاصل از ازدواج دائم و حاصل از ازدواج موقت وجود ندارد.
با توجه به نکات بیانشده درمییابیم که دریافت حضانت فرزند مستلزم در نظر گرفتن سن کودک، وجود شرایط خاص در متقاضی حضانت و رعایت غبطه و مصلحت کودک است. چنانچه پدر یا مادر یا هر فرد دیگری که فاقد حق حضانت است، متقاضی دریافت این حق از شخص دیگری باشد بایستی بتواند با ارائه دلایل کافی عدم شایستگی شخص دارای حضانت را از یک طرف و شایستگی خود بر داشتن حضانت را از طرف دیگر ثابت نماید. بروز حوادث و وجود ویژگیهای مختلفی در اشخاص به عنوان دلایل گرفتن حضانت شناخته میشوند. از جمله این دلایل میتوان از موارد زیر نام برد:
1 . اشتهار به فساد اخلاقی
2 . اعتیاد زیانآور به الکل یا مواد مخدر
3 . عدم مواظبت صحیح از فرزند
4 . ابتلاء به بیماریهای روانی یا هرگونه بیماری واگیردار
5 . تکرار ضرب و جرح خارج از حدود متعارف
6 . سوء استفاده از فرزند و اجبار وی به اشتغال در مشاغل نامناسب از جمله تکدیگری، فحشاء، قاچاق و غیره
شخصی که متقاضی دریافت حضانت میباشد بایستی اقدام به طرح دعوای گرفتن حضانت به طرفیت شخص حاضن نماید تا این دعوا در دادگاه مورد رسیدگی قرار گیرد. به منظور طرح دعوای گرفتن حضانت خواهان بایستی به ترتیب زیر اقدام نماید:
با شروع به کار سامانه ثنا ضروری است که افراد کلیه شکایات و دعاوی حقوقی خود را از طریق این سامانه طرح نمایند. افراد حقیقی با استفاده از کد ملی خود میتوانند در این سامانه ثبت نام کرده و پس از احراز هویت صفحه کاربری خود را در این سامانه ایجاد نمایند.
خواهان دعوای گرفتن حضانت به منظور اثبات ادعای خود موظف است هرگونه سند یا مدرک لازم را برای ارائه به دادگاه تهیه و جمعآوری نماید. به عنوان مثال، با شهادت شهود میتوان اشتهار شخص حاضن به فساد اخلاقی را ثابت کرده و از وی سلب حضانت نمود.
خواهان موظف است ادعا و خواسته خود را در قالب مشخصی تحت عنوان دادخواست تهیه و تقدیم دادگاه نماید. دادخواست شخص خواهان بایستی به صورت اصولی و با رعایت کلیه شرایط قانونی لازم تنظیم شده باشد. به همین خاطر، بهتر است برای تنظیم دادخواست از مشورت یک شخص متخصص چون وکیل بهره گرفته شود.
ثبت دادخواست در سامانه ثنا مرحله پایانی طرح دعوای گرفتن حضانت است. به این منظور، شخص خواهان میتواند با مراجعه به یکی از دفاتر خدمات قضایی الکترونیک دادخواست تنظیم شده خود را به انضمام اسناد و مدارک جمعآوری شده در سامانه ثنا به ثبت برساند تا دادخواست مربوطه مورد رسیدگی قرار گیرد.
خواهان دعوای گرفتن حضانت برای طرح این دعوا و اثبات ادعای خود موظف است اسناد و مدارکی را به دادگاه ارائه دهد؛ از جمله:
1 . مدارک هویتی
2 . حکم دادگاه بر طلاق زوجین یا هر مدرکی که نشاندهنده زندگی جداگانه والدین باشد
3 . شهادت شهود
4 . درخواست تحقیقات محلی
5 . گواهی پزشکی قانونی در صورت ایراد ضرب و جرح نسبت به کودک
6 . گواهی کارشناسی مبنی بر عدم صلاحیت شخص دارای حضانت

ماده 4 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 در احصای موارد صلاحیت دادگاه خانواده، رسیدگی به حضانت و دعاوی مرتبط با آن را نیز از جمله موارد صلاحیت این دادگاه برشمرده است. در نتیجه، در تنظیم دادخواست سلب حضانت بایستی دادگاه خانواده مخاطب قرار گیرد. پس از ثبت این دادخواست نیز پرونده به صورت خودکار به دادگاه خانواده ارجاع خواهد شد.
شایان ذکر است که طبق ماده 29 قانون حمایت خانواده نیز دادگاههای خانواده موظف شدهاند تا ضمن صدور حکم طلاق نسبت به موارد پیرامونی از جمله نحوه پرداخت مهریه، استرداد جهیزیه، حضانت فرزندان و غیره نیز تعیین تکلیف نمایند. بنابراین، اگر دادگاه خانواده حکم طلاق زن و شوهری را صادر نماید که صاحب فرزند مشترک هستند، در ضمن این حکم نسبت به موضوع حضانت فرزند مشترک نیز تعیین تکلیف خواهد نمود.
در صورت طرح هر دعوایی در خصوص حضانت فرزند دادگاه خانواده مطابق نکاتی که بیان شد در خصوص حضانت فرزند تصمیمگیری کرده و اقدام به صدور حکم مینماید. پس از صدور حکم دادگاه، والدین موظفند که حکم مربوطه را اجرا کرده و فرزند تحت حضانت پدر یا مادری قرار گیرد که مطابق حکم دادگاه حق حضانت به وی اعطا شده است. با این وجود، در برخی از موارد، ممکن است یکی از والدین از اجرای حکم دادگاه استنکاف کرده و با انجام اقداماتی از قبیل امتناع از قبول حضانت یا امتناع از استرداد طفل مانع اجرای حکم دادگاه شود.
بروز چنین مشکلاتی موجب شد تا قانونگذار در زمان تصویب قانون حمایت خانواده سال 1391 به این موضوع توجه داشته و اقدام به جرمانگاری آن نماید. در حال حاضر، به موجب ماده 40 قانون حمایت خانواده استنکاف از اجرای حکم دادگاه در خصوص حضانت فرزند جرمانگاری شده است. چنانچه هر شخصی مانع اجرای حکم دادگاه شود، شخص ذینفع میتواند تقاضای بازداشت این فرد نماید. دادگاه صادرکننده رأی نیز دستور بازداشت فرد را صادر مینماید تا حکم صادر شده قابل اجرا شود.
هر یک از والدین که به موجب حکم دادگاه مسئولیت حضانت فرزند را عهدهدار میشود موظف است به نحو احسن تکالیف مربوطه را انجام داده و از فرزند خود مراقبت و نگهداری نماید. متأسفانه، در برخی موارد پدر یا مادری که مسئولیت حضانت فرزند را عهدهدار شده است ممکن است توجهی نسبت به انجام تکالیف خود نداشته و در نگهداری از فرزند خود مرتکب قصور شود. چنین شرایطی، علاوه بر اینکه موجب میشود تا پدر یا مادر دیگر بتواند اقدام به طرح دعوای سلب حضانت به طرفیت شخص حاضن نماید، موجب محکومیت شخص حاضن به مجازات نیز خواهد شد.
به موجب ماده 54 قانون حمایت خانواده، در صورتی که ثابت شود فرد مسئول حضانت از انجام تکالیف قانونی خود خودداری کرده یا مانع ملاقات فرزند با پدر یا مادرش شود، برای بار اول به پرداخت جزای نقدی درجه هشت (جزای نقدی تا 100/000/000 ریال) محکوم شده و در صورت تکرار به حداکثر مجازات مذکور (100/000/000 ریال) محکوم خواهد شد.
در نظام حقوقی کشور ما تأسیسات حقوقی مختلفی به منظور حمایت از حقوق فرزندان وضع شدهاند. در برخی موارد این تأسیسات به اشتباه مترادف با حضانت انگاشته میشوند؛ در حالی که هر یک نهاد حقوقی جداگانهای هستند. تفاوت حضانت با هر یک از این نهادها به ترتیب زیر قابل بررسی است:
نهاد ولایت از جمله حمایتهای قانونگذار از محجورین است. به موجب ماده 1180 قانون مدنی هر طفل صغیر یا شخص مجنون یا سفیهی که جنون یا عدم رشد وی متصل به دوران کودکی او باشد تحت ولایت قانونی پدر و جد پدری (پدربزرگ پدری) خود قرار دارد. حق ولایت تنها ناظر به اداره امور مالی فرزند است و تنها به پدر و پدربزرگ پدری تعلق دارد. هر یک از پدر یا پدربزرگ پدری تنها در صورتی که یکی از آنها در قید حیات باشد، میتواند برای اداره امور مالی فرزندش برای زمان پس از فوت خود وصی تعیین نماید. چنانچه هر دوی پدر و چد پدری در قید حیات باشند امکان تعیین وصی از سوی آنها وجود ندارد.
با توجه به توضیحات فوق، ولایت قانونی اختصاص به پدر و پدربزرگ پدری داشته و تنها اداره امور مالی فرزند را شامل میشود؛ در حالی که حضانت ناظر بر مراقبت و نگهداری از فرزند است و حق و تکلیف پدر و مادر به صورت مشترک دانسته شده است. با ذکر این مثال میتوان تفاوت حضانت و ولایت را به درستی دریافت. چنانچه پدر یک کودک فوت کرده باشد، مسئولیت نگهداری از او بر عهده مادر قرار خواهد داشت (حضانت)، اما اداره امور مالی وی را پدربزرگ پدری بایستی عهدهدار شود (ولایت).
حضانت در لغت به معنای مراقبت و نگهداری است و در اصطلاح نیز صرفاً مراقبت و نگهداری از فرزند را شامل میشود. کسی که مسئولیت حضانت فرزند را عهدهدار میشود تنها موظف است از فرزندش مراقبت و نگهداری کرده و به مسائل آموزشی، بهداشتی، تغذیه و غیره فرزندش رسیدگی نماید. این در حالی است که نگهداری از فرزند علاوه بر صرف وقت مستلزم پرداخت هزینههایی نیز میباشد. هزینههای لازم برای تأمین معاش فرزند در اصطلاح نفقه فرزند نامیده شده و متفاوت از حضانت میباشد.
مسئولیت پرداخت نفقه فرزند طبق ماده 1199 قانون مدنی بر عهده پدر قرار داشته و پس از وی به ترتیب بر عهده پدربزرگ پدری، مادر، پدربزرگ مادری و جدات مادری و پدری قرار میگیرد. پرداخت نفقه فرزند ملازمهای با نگهداری از او ندارد. ممکن است دادگاه بنا به مصالحی مسئولیت حضانت را بر عهده مادر قرار دهد، اما تکلیف پرداخت نفقه همچنان طبق ماده 1199 قانون مدنی بر عهده پدر قرار داشته باشد.
قانون حمایت خانواده علاوه بر توجه به حضانت و نفقه فرزند، نسبت به موضوع ملاقات فرزند با پدر یا مادری که حضانت را بر عهده ندارد نیز توجه داشته است. در واقع، قانونگذار ارتباط کودک با هردوی والدین را نادیده نگرفته است و مقرر داشته است که در صورت اعطای حضانت به هر یک از والدین، والد دیگر حق ملاقات با فرزندش را مطابق ساز و کار تعیین شده توسط دادگاه دارد.
اعطای حق ملاقات به هر یک از والدین منافاتی با حق حضانت والد دیگر ندارد. این دو موضوع به نوعی به یکدیگر وابسته و لازم و ملزوم یکدیگرند. برای مثال، دادگاه در ضمن صدور حکم اعطای حضانت به مادر ممکن است مقرر کند که پدر نیز حق ملاقات با فرزند را به مدت یک روز در هفته داشته و فرزند بایستی روزهای جمعه را با پدر خود سپری نماید.

مشخصات خواهان: …………
مشخصات خوانده: …………
اطلاعات وکیل [در صورت وجود]: …………….
خواسته: سلب حضانت فرزند از خوانده و اعطای حضانت به خواهان
دلایل و ضمائم:
شرح دادخواست:
ریاست محترم دادگاه خانواده شهرستان ………..
با عرض سلام و احترام
به استحضار میرسانم که اینجانب ……….. فرزند …… به شماره ملی ……. در تاریخ ……… به موجب سند ازدواج شماره ….. به عقد ازدواج دائم خوانده محترم آقای ………… درآمدهام. حاصل این ازدواج یک فرزند پسر به نام ……… است که در حال حاضر 8 ساله میباشد. متأسفانه به دلایل مشکلاتی که در طول زندگی مشترک بین اینجانب و آقای ……… بروز نمود، در تاریخ ……. به موجب حکم شماره ……. دادگاه ….. که ضمیمه دادخواست شده است، اینجانب با بذل نیمی از مهریه خود از خوانده جدا شدم. دادگاه در ضمن انشای حکم فوقالذکر نسبت به حضانت فرزند مشترک نیز تعیین تکلیف نموده است. با توجه به این که در آن تاریخ فرزند ما 5 ساله بوده است، دادگاه حضانت فرزند را تا 7 سالگی به اینجانب و پس از آن به پدرش واگذار نموده است. سال گذشته پس از رسیدن سن فرزندم به 7 سالگی مطابق حکم دادگاه فرزندم از من جدا شده و در منزل پدرش سکونت نمود.
با این وجود، در این مدت تاکنون فرزندم چند مرتبه مورد تنبیه بدنی پدرش قرار گرفته که این موضوع به تأیید پزشکی قانونی نیز رسیده و گواهی آن ضمیمه دادخواست شده است. علاوه بر این، خوانده محترم اعتیاد زیانآوری به مشروبات الکلی داشته و همین موضوع سالها پیش عامل ایجاد بنده از ایشان را فراهم نموده است. از طرف دیگر، خوانده محترم نسبت به رسیدگی به امور تحصیلی فرزندمان توجهی نداشته و در این مدت فرزندمان نه تنها به صورت مرتب در کلاسهای درسی مدرسه شرکت نکرده است، بلکه با افت تحصیلی روبهرو شده و کارنامه نمرات ایشان گواه این موضوع میباشد.
فلذا نظر به توضیحات فوق اینجانب به استناد ماده 1173 قانون مدنی تقاضای رسیدگی و صدور حکم سلب حضانت از خواهان و اعطای حضانت به خود را دارم.
با تشکر و تجدید احترام
نام و امضای خواهان
تاریخ
حضانت فرزند مشترک از جمله مسائلی است که والدین پس از جدایی نیز همواره با آن روبهرو هستند. موضوع حضانت نه تنها در صورت جدایی والدین بلکه در موارد فوت والدین نیز ممکن است بین اقوام و خویشاوندان مطرح شده و موجب طرح دعاوی گوناگونی شود. طبیعی است که هر فردی نسبت به فرزند خود احساس مسئولیت کرده و خواستار داشتن حضانت فرزند خود باشد. اما توجه به این نکته ضروری است که دریافت حضانت فرزند مستلزم وجود شرایط گوناگونی به شرح بیان شده میباشد.
هر شخصی که مدعی دریافت حضانت فرزند خود میباشد بایستی با طرح دعوای حقوقی نخست عدم شایستگی فرد مسئول حضانت را ثابت کرده و پس از آن شایستگی خود نسبت به دریافت این حق را اثبات نماید. به همین خاطر، برای طرح دعاوی مربوط به حضانت ضروری است که اشخاص با مسائل قانونی مربوط به حضانت و طرح دعوا آشنایی کامل داشته باشند. وکیل متخصص دعاوی خانوادگی شخصی است که در این مرحله میتواند به افراد کمکهای قابل توجهی نماید. یک وکیل متخصصمیتواند در زمینههای مختلفی از جمله انجام خدمات مشاوره تخصصی، تهیه و تنظیم دادخواست، کمک به جمعآوری اسناد و مدارک مرتبط، حضور در جلسات رسیدگی، ارائه دفاعیات لازم در جلسات رسیدگی و غیره به افراد کمک نماید.
به منظور کسب اطلاع از رویه قضایی رسیدگی به دعاوی مربوط به حضانت میتوانید نمونه آرای مربوط به این موضوع را از اینجا مشاهده نمایید.

حضانت به معنای مراقبت و نگهداری از فرزندان از جمله مسائل حقوقی مهمی است که بسیاری از خانوادههای صاحب فرزند با آن روبهرو هستند. قانونگذار حضانت را حق و تکلیف مشترک والدین دانسته است و هردو موظف به ایفای این تکلیف دانسته شدهاند. با این حال، در صورتی زندگی خانوادگی به دلایل مختلفی چون طلاق والدین یا فوت یکی از آنها از بین برود، طبیعی است که والدین نمیتوانند به صورت مشترک از عهده انجام این تکلیف برآیند.
در چنین مواردی، ممکن است که هر یک از والدین خود را مستحق دریافت حق حضانت بداند. حال آن که اعطای حق حضانت به هر یک از والدین مستلزم توجه به نکاتی است که در این مقاله توضیح داده شد. سن فرزند، رعایت مصلحت فرزند و وجود شرایط خاصی در هر یک از پدر و مادر از جمله مسائلی است که در اعطای حضانت به یکی از والدین تأثیرگذار است.
در هر مرحله از فرآیندهای حقوقی و قضایی، چه در زمینه دعاوی ملکی، خانوادگی، کیفری، قراردادها، امور مالی، سایبری یا سایر موضوعات حقوقی، «وکیل سوال» با مدیریت مستقیم وکیل امالبنین تنکابنی رضایی و بهرهمندی از تیمی متشکل از وکلای مجرب و متخصص، آماده ارائه مشاورههای دقیق، تحلیلهای تخصصی و خدمات جامع حقوقی به شما میباشد. هدف ما فراهم آوردن بهترین راهکارهای قانونی متناسب با شرایط شما و حمایت همهجانبه از حقوق و منافع شما در تمامی مراحل پرونده است. با انتخاب «وکیل سوال» میتوانید اطمینان داشته باشید که پروندهتان با تعهد، دانش بهروز و تجربه عملی بالا پیگیری خواهد شد تا بهترین نتیجه ممکن حاصل گردد. جهت دریافت مشاوره تخصصی، تحلیل پرونده و آغاز فرایند حقوقی خود، همین حالا از طریق صفحه تماس با ما اقدام نمایید. تیم «وکیل سوال» همراه و پشتیبان شما در مسیر احقاق حق خواهد بود.
حضانت به معنای مراقبت و نگهداری از فرزند است و صرفاً وظیفه والدین بر نگهداری مادی و تربیت فرزند را شامل میشود.
خیر. پس از اصلاح قوانین مربوط به حضانت در سال 1381 جنسیت فرزندان در واگذاری حضانت به والدین فاقد تأثیر قرار گرفته و احکام و قوانین مربوط به حضانت فرزند دختر و پسر به صورت یکسان تنظیم شدهاند.
طبق ماده 1169 قانون مدنی تا پیش از 7 سالگی فرزند، اعم از دختر یا پسر، اولویت اعطای حضانت با مادر است و پس از آن اولویت به پدر تعلق میگیرد.
سن بلوغ (9 سال تمام قمری در دختران و 15 سال تمام قمری در پسران) موجب پایان یافتن حضانت است. پس از این سن، تا زمان استقلال فرزند میتواند به انتخاب خود زندگی با هر یک از والدین را انتخاب نماید.
رعایت مصلحت فرزند مهمترین عاملی است که دادگاهها در صدور احکام مربوط به حضانت بایستی به آن توجه داشته باشند. رعایت این موضوع گاه موجب میشود که دادگاه بدون توجه به سن فرزند اقدام به صدور حکم واگذاری حضانت به یکی از والدین نماید.
حضانت حق و تکلیفی است که تنها به والدین تعلق داشته و پس از فوت پدر، تنها مادر مستحق دریافت این حق میباشد. با این وجود، پدربزرگ پدری تنها در صورتی میتواند حضانت را از مادر بگیرد که بتواند عدم شایستگی مادر بر داشتن حق حضانت را در دادگاه ثابت نماید.
نظرات کاربران