اجرای طرحها و پروژههای بزرگ عمرانی و زیربنایی نیاز به وجود سرمایه و صرف هزینه بالایی دارد. گاه مجریان این طرحها برای پیشبرد پروژه خود ناگزیر به استفاده از منابع مالی اشخاص حقیقی یا حقوقی دیگری هستند. از این رو، قرارداد فاینانس یا تأمین مالی به عنوان یکی از انواع قراردادهای تجاری برای تأمین مالی و انجام پروژههای عمرانی و زیربنایی شناخته میشود. افراد با استفاده از این قرارداد، میتوانند منابع مالی مورد نیاز برای اجرای طرحها و پروژههای مورد نظر خود را تأمین نمایند.
اگر شما نیز از جمله مجریان پروژههای بزرگ عمرانی، صنعتی، خدماتی و غیره هستید، ممکن است در فرایند اجرای پروژههای خود نیاز به انعقاد چنین قراردادی داشته باشید. پس با ما همراه باشید تا در ادامه با تعریف، کارکرد و چگونگی انعقاد قرارداد فاینانس یا تأمین مالی آشنا شوید.
قرارداد فاینانس یا تأمین مالی از جمله قراردادهای خصوصی موضوع ماده 10 قانون مدنی به شمار میرود. این قرارداد میان شخص حقیقی یا حقوقی که برای اجرای طرح خود نیاز به سرمایه پیدا کرده است با شخص حقیقی یا حقوقی دیگری به عنوان فاینانسر یا تأمینکننده وجوه مالی منعقد میشود.
با تنظیم و انعقاد این قرارداد فاینانسر وجوه مورد نیاز را در اختیار مجری طرح قرار میدهد تا بتواند پروژه مورد نظر خود را تکمیل نماید. در مقابل نیز مجری طرح متعهد میشود تا پس از تکمیل پروژه، مبلغ دریافتی را به ترتیبی که طرفین با توافق یکدیگر تعیین مینمایند به فاینانسر برگرداند. در واقع، این قرارداد شبیه به نوعی استقراض است که به پیشبرد هرچه سریعتر پروژههای بزرگ عمرانی، صنعتی و خدماتی کمک مینماید.
قرارداد تأمین مالی مانند هر قرارداد دیگری پس از حصول توافق دو اراده قابل انعقاد میشود. در نتیجه، این قرارداد نیز مثل دیگر قراردادها دو طرف دارد. طرفین این قرارداد به ترتیب زیر نامیده میشوند:
همانطور که پیشتر اشاره شد و از عنوان این قرارداد نیز مشخص است، قرارداد فاینانس یا تأمین مالی به تهیه و تأمین وجوه مالی برای اجرا و پیشبرد پروژههای عمرانی، صنعتی و خدماتی کمک میکند. تفاوتی ندارد که پروژه مربوطه یک پروژه داخلی باشد یا خارجی یا اینکه این پروژه مربوط به بخش خصوصی باشد یا بخش عمومی. در هر صورت، چنانچه مجری طرح در طول اجرای پروژه نیاز به آورده مالی بیشتری پیدا کند، برای تأمین آن میتواند به انعقاد قرارداد فاینانس با یک فاینانسر متوسل شود و پس از حل این موضوع، وجوه دریافتی را طبق توافق خود به وی مسترد نماید.
تنظیم و انعقاد قرارداد فاینانس یا تأمین مالی با مزایای بسیاری برای طرفین، به ویژه سرمایهپذیر، همراه است. از جمله مزایای انعقاد این قرارداد میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
با وجود آن که تنظیم و انعقاد قرارداد تأمین مالی با مزایای بسیاری برای طرفین قرارداد همراه است؛ اما گاه انعقاد این قرارداد معایبی نیز به دنبال دارد. از جمله معایب انعقاد قرارداد فاینانس میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

مجریان پروژههای بزرگ عمرانی، صنعتی و خدماتی در صورت نیاز به سرمایه مالی میتوانند قرارداد فاینانس را به اشکال مختلفی با توجه به شرایط خود و فاینانسر منعقد نمایند. بر حسب نحوه استرداد آورده مالی به فاینانسر قرارداد فاینانس به انواع زیر تقسیم میشود:
اخذ وام به عنوان یکی از رایجترین روشهای تأمین مالی شناخته میشود. این شکل از تأمین سرمایه به عنوان یکی از اشکال قرارداد فاینانس در اصطلاح قرارداد قرضالحسنه نامیده میشود.
با انعقاد قرارداد قرضالحسنه تأمینکننده مالی سرمایه مورد نظر را در قالب وام در اختیار سرمایهپذیر قرار میدهد. سرمایهپذیر نیز اصل مبلغ وام به انضمام نرخ بهره معین آن را در سررسید یا سررسیدهای معینی به طرف مقابل پرداخت مینماید.
گاه اشخاص برای تأمین سرمایه مورد نیاز خود به جای اخذ وام اقدام به صدور اوراق قرضه و ارائه آنها به شخص یا اشخاص تأمینکننده مینمایند. در این روش تأمین سرمایه که در اصطلاح قرارداد اوراق قرضه نامیده میشود، اوراق قرضه به تأمینکننده یا تأمینکنندگان مالی به فروش رسیده و از محل فروش آنها سرمایه مورد نیاز برای اجرای پروژه تأمین میگردد.
سپس تأمینکنندگان در تاریخ مشخصی با در دست داشتن اوراق قرضه خریداری شده میتوانند اصل مبلغ پرداختی به انضمام سود آن را از شخص سرمایهپذیر دریافت نمایند.
با تنظیم قرارداد فاینانس در قالب قرارداد سرمایهگذاری مشترک سرمایه مالی فاینانسر به پروژه مورد نظر تزریق شده و از این طریق پروژه اجرا میشود. اما برخلاف، دیگر اشکال قرارداد تأمین مالی پس از اجرای پروژه دیگر صحبت از بازپرداخت سرمایه به فاینانسر نیست.
در صورت انعقاد قرارداد سرمایهگذاری مشترک، فاینانسر با تزریق سرمایه به عنوان شریک طرف مقابل شناخته شده و نسبت به آورده خود در سود پروژه سهیم میشود. انعقاد این نوع قرارداد میتواند با ریسک بالایی برای فاینانسر به همراه باشد.
در فرایند تنظیم قرارداد فاینانس یا تأمین مالی درج برخی موارد در قرارداد الزامی است. وجود این مندرجات موجب اعتباربخشی به قرارداد شده و نبود آنها میتواند اعتبار قرارداد را با چالش روبهرو نماید. به طور کلی، مندرجات الزامی در تنظیم قرارداد فاینانس عبارتند از:
همانطور که بیان شد، طرفین قرارداد فاینانس سرمایهپذیر و فاینانسر (تأمینکننده مالی) نامیده میشوند. این اشخاص ممکن است شخص حقیقی یا حقوقی باشند. در هر صورت، هویت مشخصی داشته و به عنوان طرفین قرارداد فاینانس شناخته میشوند. درج مشخصات طرفین در قرارداد موجب روشن شدن حدود مسئولیت هر یک و بار شدن مسئولیتهای قرارادادی بر آنها میشود.
اختصاص یک بند از هر قراردادی برای تصریح موضوع قرارداد از بروز هرگونه اختلافی در روند اجرای قرارداد پیشگیری مینماید. از این رو، ضروری است که یک بند از قرارداد فاینانس موضوع قرارداد، یعنی تأمین آورده مالی به میزان مشخصی توسط تأمینکننده برای سرمایهپذیر را تصریح نماید.
قرارداد تأمین مالی از جمله قراردادهای موقت به شمار میرود. چرا که سرمایهپذیر صرفاً در مدت زمان مشخصی به سرمایه مالی نیاز دارد. از طرف دیگر، تأمینکننده مالی نیز تا مدت زمان مشخصی خواستار بازپرداخت سرمایه خود میباشد. به همین خاطر، در یک بند از قرارداد فاینانس مدت زمان مشخصی برای این قرارداد تعیین میگردد. این مدت با توافق طرفین قابل تمدید نیز میباشد.
طرفین میتوانند پایان مدت اعتبار قرارداد را به عنوان سررسید بازپرداخت سرمایه به فاینانسر تعیین نموده یا اینکه برای بازپرداخت این مبلغ ترتیب دیگری، مانند تقسیط و مشخص کردن تاریخ اقساط تعیین نمایند.
اجرای پروژههای بزرگ عمرانی، صنعتی و خدماتی همواره ممکن است که با سود یا زیان همراه باشد. تعیین میزان دقیق سود یا زیان این پروژهها ممکن نیست. اما بایستی موضوع تعلق سود یا زیان به هر یک از طرفین قرارداد مشخص شده و در متن قرارداد قید گردد.
این موضوع با توافق طرفین و با توجه به نوع قرارداد فاینانس تعیین میشود. ممکن است که طرفین قرارداد فوق را به نحوی منعقد نمایند که هردو به نسبت آورده خود در سود و زیان سهیم باشند یا اینکه صرفاً در سود شریک بوده یا اینکه یچ شراکتی در سود و زیان پروژه نداشته باشند.
تنظیم و انعقاد هر قراردادی موجب ایجاد تعهدات مختلفی برای هر یک از طرفین میشود. به منظور شفاف سازی و پیشگیری از بروز هرگونه اختلافی، تعهدات طرفین بایستی به صورت کامل در متن قرارداد تصریح شود. از این رو، یک بند از قرارداد فاینانس به این موضوع اختصاص یافته و در دو بخش جداگانه تعهدات هر یک از طرفین را تصریح مینماید.
برای مثال، از جمله تعهداتی که به موجب قرارداد تأمین مالی بر طرفین بار میگردد این است که فاینانسر تعهد به تأمین سرمایه مالی مورد نیاز برای سرمایهپذیر نموده و در مقابل، سرمایهپذیر نیز متعهد میشود تا در موعد مقرر اصل سرمایه دریافتی به همراه بهره مشخص آن را طبق توافق طرفین به فاینانسر مسترد نماید.
طرفین قرارداد به منظور اطمینان از ایفای تعهدات قراردادی توسط طرف مقابل میتوانند اقدام به اخذ تضمین از یکدیگر نمایند. در انعقاد قرارداد فاینانس نیز غالباً فاینانسر با هدف اطمینان از بازپرداخت سرمایه خود اقدام به اخذ تضمین از سرمایهپذیر مینماید.
در این صورت، یک بند از قرارداد بایستی به موضوع تضمین انجام تعهد، میزان آن و شرایط بازپرداخت تضمین پس از ایفای تعهدات اختصاص یابد.
گاه تأخیر در انجام تعهدات از سوی یکی از طرفین قرارداد به عنوان موجبات فسخ قرارداد شناخته نمیشود، اما متعهدٌله میتواند جریمه مشخصی را به عنوان جریمه تأخیر در انجام تعهد از متعهد مطالبه نماید. این موضوع نیازمند تصریح در متن قرارداد است. بایستی میزان این جریمه و شرایط پرداخت آن به صورت دقیق در متن قرارداد قید گردد.
بروز حوادث غیرمترقبه و غیرقابل پیشبینی که اجرای قرارداد را غیرممکن مینمایند، امری احتمالی است که بایستی در زمان قرارداد پیشبینی شود. پیشبینی این موضوع در قرارداد موجب درج شدن یک بند تحت عنوان بند فورس ماژور (قوه قهریه) در قرارداد میشود.
به موجب این بند، طرفین توافق مینمایند که بروز حوادث قهری موجب تعلیق قرارداد و تعهدات طرفین تا زمان رفع وضعیت شده و فورس ماژور به عنوان موجبات فسخ قرارداد شناخته نمیشود.
بروز اختلاف میان طرفین قرارداد در طول مدت اجرای قرارداد از جمله احتمالاتی است که طرفین ممکن است با آن روبهرو شوند. به همین خاطر، پیشبینی یک مرجع مناسب برای حل و فصل اختلافات طرفین قرارداد راهکار مناسبی است که موجب تسریع در روند حل و فصل اختلافات و جلوگیری از درگیر شدن در روند دادرسی میشود.
در اغلب موارد، طرفین قرارداد شخص حقیقی یا حقوقی مشخصی را به عنوان داور مرضیالطرفین تعیین کرده و نام وی را در قرارداد قید مینمایند تا در صورت بروز هرگونه اختلاف، بتوانند اختلاف موجود را از طریق مراجعه به داور حل و فصل نمایند. چنانچه داوری به حل و فصل اختلافات نینجامد، طرفین میتوانند به مراجع قضایی مراجعه نمایند.
قرارداد فاینانس یا تأمین مالی از جمله عقود لازم به شمار میرود. به این معنی که هیچ یک از طرفین قرارداد بدون دلیل موجه و به صورت یکجانبه امکان فسخ قرارداد را ندارد. با این حال، برخی شرایط استثنایی موجب اعطای حق فسخ به یکی از طرفین قرارداد میشود.
با توجه به اینکه موارد فسخ قرارداد فاینانس مواردی استثنایی است، ضروری است که این موارد به صورت کامل در قرارداد تصریح شوند. برای مثال، عدم تأمین سرمایه توسط فاینانسر تا موعد زمانی مشخصی میتواند به عنوان یکی از موارد فسخ قرارداد از جانب سرمایهپذیر شناخته شود.
به منظور کسب اطلاعات بیشتر در خصوص روشهای فسخ و خروج از قرارداد میتوانید مقاله «چگونه از یک قرارداد خارج شویم؟» را در وب سایت وکیل سوال مطالعه نمایید.
قرارداد تأمین مالی بایستی در نسخههای متحدالشکلی به تعداد طرفین قرارداد تنظیم شده و تمامی نسخ آن به امضای طرفین قرارداد برسد. کلیه نسخ قرارداد از اعتبار واحد برخوردار بوده و هر یک از طرفین بایستی یک نسخه از آن را در اختیار داشته باشد.

در تنظیم قرارداد فاینانس (تأمین مالی) صرف نظر از نوع آن، توجه به برخی نکات الزامی است. رعایت این نکات موجب افزایش اعتبار قرارداد و جلوگیری از بروز دعاوی و اختلافات مربوط به آن میشود. این نکات عبارتند از:
1 . مفاد قرارداد به صورت صریح و شفاف نگارش شوند تا از بروز هرگونه ابهام در روند اجرای قرارداد پیشگیری نماید.
2 . مسئولیت طرفین قرارداد در طول اجرای قرارداد بایستی به طور واضح و دقیق مشخص شده باشد.
3 . شرایط بازپرداخت سرمایه به تأمینکننده مالی یکی از مهمترین موارد مربوط به قرارداد فاینانس به شمار میرود. به همین خاطر، ضروری است که شرایط بازپرداخت مانند موعد، نرخ بهره، شرایط دیرکرد و غیره به صورت دقیق در قرارداد مشخص شده باشند.
4 . قرارداد فاینانس بایستی مطابق قوانین و مقررات نظام حقوقی محل انعقاد قرارداد تنظیم شود تا احتمال بروز هرگونه چالش حقوقی و قانونی در آینده کم شود.
قراردادهای ریفاینانس و یوزانس از جمله قراردادهای تجاری و از جمله روشهای تأمین سرمایه هستند که در برخی موارد به اشتباه مترادف با قرارداد فاینانس انگاشته میشوند. به همین خاطر، در این بخش به تفکیک به بررسی تفاوت هر یک از این قراردادها با قرارداد تأمین مالی خواهیم پرداخت.
قرارداد ریفاینانس (Refinance) مانند قرارداد فاینانس با هدف تأمین سرمایه برای پیشبرد و اجرای پروژههای بزرگ مورد استفاده قرار میگیرد. اما انعقاد این قرارداد اختصاص به پروژههایی دارد که در کوتاه مدت قابل اجرا هستند. زیرا حداکثر مدت بازپرداخت سرمایه در قرارداد ریفاینانس یک ساله است و به همین علت، نرخ بهره بازپرداخت سرمایه نیز به مراتب کمتر است.
قرارداد یوزانس (Usance) نیز یکی دیگر از انواع قراردادهای رایج در حوزه تجارت بینالملل است که در اصطلاح «نسیه تضمین شده» نیز نامیده میشود. این قرارداد در حوزه خرید کالا، فناوری و تجهیزات کاربرد دارد. به موجب قرارداد یوزانس خریدار برای پرداخت مبلغ قرارداد از فروشنده مهلت گرفته و در ازای این مهلت به فروشنده برات مدت دار میدهد. سپس در زمان سررسید، علاوه بر ثمن معامله مبلغی نیز به ازای مهلت دریافتی به فروشنده میپردازد.
با این تفاسیر، درمییابیم که قرارداد فاینانس ناظر به تأمین مالی برای اجرای پروژه و قرارداد یوزانس ناظر به خرید کالا، فناوری یا تجهیزات است. بنابراین، هر یک از این قراردادها کارکرد جداگانهای دارند. علاوه بر این، اعتبارات اسنادی قرارداد فاینانس به محض رؤیت قابل وصول بوده اما اعتبارات اسنادی قرارداد یوزانس مدت دار هستند.
تعامل و همکاری بین سرمایهگذاران و مجریان پروژههای بزرگ عمرانی، صنعتی و خدماتی به پیشرفت هرچه سریعتر این پروژهها و سوددهی سریعتر برای هر دو طرف منجر میشود. با این حال، ضروری است که تعاملات سرمایهگذاران و سرمایهپذیران در یک قالب مشخص قانونی تنظیم شود تا از بروز هرگونه اختلاف احتمالی در آینده پیشگیری شود. تنظیم قرارداد فاینانس یا تأمین مالی به عنوان یک ابزار مناسب قانونی شناخته میشود که میتواند حقوق اشخاص را تضمین کرده و به روابط آنها اعتبار قانونی ببخشد.
تنظیم قرارداد فاینانس نیازمند داشتن اطلاعات کافی در خصوص این قرارداد و درج نکات لازم در آن است تا در آینده احتمال بروز هرگونه اختلافی در روند اجرای قرارداد کاهش یافته و حقوق طرفین قرارداد نیز به بهترین نحو تضمین شده باشد. به این منظور، حضور یک وکیل متخصص در حوزه قراردادنویسی اهمیت بسیاری پیدا میکند. چرا که یک وکیل متخصص میتواند این قرارداد را به شکلی معتبر و قانونی تنظیم نموده و احتمال بروز هرگونه اختلاف بین طرفین را به حداقل برساند.

اجرای هر طرح یا پروژه بزرگ عمرانی، صنعتی یا خدماتی نیاز به صرف هزینه بسیاری دارد. گاه مجریان طرحها برای تأمین سرمایه مورد نیاز خود نیاز به جذب سرمایه از طریق منابع خارجی پیدا میکنند. در چنین شرایطی، تنظیم قرارداد فاینانس یا تأمین مالی به عنوان بهترین راهکار برای تأمین سرمایه مورد نیاز مجری طرح شناخته میشود.
به موجب این قرارداد، شخص سرمایهداری تحت عنوان فاینانسر یا تأمینکننده مالی آورده نقدی مورد نیاز مجری طرح را تأمین کرده و در اختیار وی قرار میدهد. در مقابل، مجری طرح نیز متعهد میشود تا در موعد مقرر و به نحو مورد توافق طرفین آورده نقدی فاینانسر را به همراه بهره مشخص آن به وی پرداخت نماید. بنابراین، تنظیم این قرارداد منجر به تأمین سرمایه لازم برای مجری طرح و اجرای هرچه سریعتر پروژه و از طرف دیگر، سودآوری برای فاینانسر میشود.
در تنظیم قرارداد فاینانس توجه به بسیاری از نکات و درج برخی موارد الزامی است تا از وقوع هرگونه اختلاف احتمالی میان طرفین قرارداد پیشگیری شود. این موارد و نکات به تفصیل در این مقاله توضیح داده شدهاند.
در هر مرحله از فرآیندهای حقوقی و قضایی، چه در زمینه دعاوی ملکی، خانوادگی، کیفری، قراردادها، امور مالی، سایبری یا سایر موضوعات حقوقی، «وکیل سوال» با مدیریت مستقیم وکیل امالبنین تنکابنی رضایی و بهرهمندی از تیمی متشکل از وکلای مجرب و متخصص، آماده ارائه مشاورههای دقیق، تحلیلهای تخصصی و خدمات جامع حقوقی به شما میباشد. هدف ما فراهم آوردن بهترین راهکارهای قانونی متناسب با شرایط شما و حمایت همهجانبه از حقوق و منافع شما در تمامی مراحل پرونده است. با انتخاب «وکیل سوال» میتوانید اطمینان داشته باشید که پروندهتان با تعهد، دانش بهروز و تجربه عملی بالا پیگیری خواهد شد تا بهترین نتیجه ممکن حاصل گردد. جهت دریافت مشاوره تخصصی، تحلیل پرونده و آغاز فرایند حقوقی خود، همین حالا از طریق صفحه تماس با ما اقدام نمایید. تیم «وکیل سوال» همراه و پشتیبان شما در مسیر احقاق حق خواهد بود.
تنظیم و انعقاد قرارداد فاینانس به تأمین سرمایه مورد نیاز برای اجرای پروژههای بزرگ عمرانی، صنعتی و خدماتی از طریق منابع خارجی کمک میکند.
قرارداد فاینانس نیز مانند دیگر قراردادها دو طرف دارد که به ترتیب زیر نامیده میشوند: 1 . فاینانسر (تأمینکننده مالی): شخص سرمایهگذاری که سرمایه لازم را در اختیار مجری طرح قرار میدهد. 2 . سرمایهپذیر: مجری طرح که برای پیشبرد پروژه خود به سرمایه نقدی نیاز پیدا کرده و آن را به کمک فاینانسر تأمین مینماید و در مقابل متعهد میشود تا اصل سرمایه را به همراه سود آن در موعد مشخصی به طرف مقابل پرداخت نماید.
خیر. طرفین قرارداد تأمین مالی میتوانند نحوه بازپرداخت اصل سرمایه و سود آن را با توافق یکدیگر تعیین نمایند. آنها میتوانند روشهای مختلفی را به این منظور تعیین نمایند.
تنظیم و انعقاد قرارداد فاینانس با مزایای بسیاری برای طرفین قرارداد همراه است. از جمله مزایای این قرارداد عبارت است از: 1 . افزایش بازار سرمایه 2 . کاهش ریسک سرمایهگذاری 3 . تأمین سرمایه برای اجرای پروژه 4 . مدیریت بهینه منابع و ...
اصلیترین تفاوت قرارداد فاینانس و ریفاینانس در نحوه و مدت زمان بازپرداخت سرمایه به تأمینکننده مالی است. زیرا در قرارداد ریفاینانس حداکثر زمان بازپرداخت سرمایه یک ساله است و به همین علت، نرخ بهره آن نیز پایینتر است. اما سرمایهپذیر برای بازپرداخت سرمایه در قرارداد فاینانس مهلت زمانی بیشتری داشته و به همین علت، نرخ بهره آن نیز بالاتر است.
نظرات کاربران