آیا تا به حال در معاملهای احساس کردهاید که طرف مقابل واقعیت را از شما پنهان کرده یا با گفتار و رفتار فریبکارانه، شما را به انجام قرارداد ترغیب کرده است؟ اینجا جایی است که «خیار تدلیس» به کمک شما میآید. خیار تدلیس یکی از مهمترین ابزارهای حمایتی در قانون مدنی ایران است که به افراد اجازه میدهد در صورت فریب خوردن در معامله، قرارداد را فسخ کنند و از ضررهای احتمالی جلوگیری نمایند.
در این مقاله به زبانی ساده و کاربردی توضیح میدهیم خیار تدلیس چیست، در چه شرایطی محقق میشود، چه آثار حقوقی دارد و چگونه میتوان از آن استفاده کرد. همچنین با مثالهایی ملموس، موضوع را برای شما روشنتر میکنیم تا اگر با چنین شرایطی مواجه شدید، آگاهانه تصمیم بگیرید.
پیش از آشنایی با مفهوم خیار تدلیس ضروری است که با معنای فسخ قرارداد یا معامله آشنا شویم. فسخ عبارت است از برهم زدن یک قرارداد به صورت یکجانبه توسط یکی از طرفین قرارداد. فسخ قرارداد موجب میشود که وضعیت طرفین به حالت پیش از انعقاد قرارداد بازگشته و هر یک از آنها عوض پرداختی خود را بازپس میگیرد.
قانون مدنی عقود را به دو دسته لازم و جایز تقسیم نموده است. عقود جایز عقودی هستند که هر یک از طرفین هر زمان که بخواهد میتواند آنها را فسخ نماید. تعداد عقود جایز برشمرده شده در قانون محدود است و مواردی چون عقد وکالت، ودیعه، عاریه و غیره را شامل میشود. در مقابل، عقود جایز عقود لازم قرار دارد. این عقود قراردادهایی هستند که هیچ یک از طرفین، جز در موارد مشخصی حق فسخ و برهم زدن آنها را ندارد.
از جمله موارد مشخصی که برای فسخ قراردادهای لازم در قانون پیشبینی شده است، موضوع خیارات است. قانونگذار شرایط مختلفی را تحت عنوان خیار برشمرده است که در صورت تحقق هر یک از آنها، یکی از طرفین حق فسخ عقد لازم را پیدا میکند. از جمله، خیاراتی که موجب اعطای حق فسخ قرارداد به یکی از طرفین میشود، خیار تدلیس است که در ادامه به بررسی آن خواهیم پرداخت.
چگونه از یک قرارداد خارج شویم؟
تدلیس در لغت به معنای فریب و پنهان کردن عیوب موجود است. از این رو، ماده 438 قانون مدنی، خیار تدلیس را به این ترتیب تعریف نموده است: «تدلیس عبارت است از عملیاتی که موجب فریب طرف معامله شود». با این اوصاف، چنانچه در هر قراردادی یکی از طرفین با انجام اعمال متقلبانه و فریبکارانه موجبات فریب طرف مقابل را فراهم آورد، پس از کشف این موضوع طرف فریبخورده حق فسخ قرارداد به استناد خیار تدلیس را خواهد داشت.
برای مثال، اگر فروشنده کالایی را به عنوان کالای برند و دارای وصف ویژهای به خریدار به فروش برساند. اما پس از خرید مشخص شود که کالای مذکور تقلبی و فاقد اوصاف مشخص بوده است، خریدار حق فسخ معامله به استناد خیار تدلیس را خواهد داشت.

با توجه به معنا و مفهوم خیار تدلیس، برای تحقق این خیار وجود چند شرط الزامی است. این شرایط عبارتند از:
1 . موضوع معامله دارای وصف خاصی معرفی شود، در حالی که در حقیقت فاقد این وصف میباشد. یا اینکه عیوب موجود در موضوع معامله با انجام برخی اقدامات متقلبانه و فریبکارانه پنهان شوند.
2 . پنهان کردن عیوب موجود در موضوع معامله یا نسبت دادن ویژگیهای غیرواقعی و دروغین به آن بایستی از طریق برخی اقدامات متقلبانه و فریبکارانه از سوی یکی از طرفین انجام شده باشد.
3 . هرگونه اقدام فریبکارانه یا پنهانکاری بایستی پیش از انعقاد قرارداد انجام شده باشد.
4 . اقدامات فریبکارانه یا پنهانکاری از سوی هر یک از طرفین قرارداد بایستی به صورت عامدانه و با قصد فریب طرف مقابل انجام شده باشد.
ماده 396 قانون مدنی، اقسام خیارات قانونی را در 10 بند برشمرده است. در این بین، خیار مجلس، حیوان و شرط اختصاص به عقد بیع داشته و دیگر انواع خیارات در تمام قراردادها موضوعیت مییابند. بنابراین، خیار تدلیس نیز از جمله خیاراتی است که در هر قراردادی ممکن است تحقق یابد. با این حال، احتمال تحقق تدلیس و فسخ قرارداد در برخی از عقود بیشتر از سایرین است. این قبیل قراردادها عبارتند از:
نخستین معنایی که از تدلیس به ذهن افراد متبادر میشود این است که فروشنده یک مال مشخص، عیب موضوع معامله را پنهان کرده یا اینکه آن را دارای اوصاف غیرواقعی معرفی نموده و همین موضوع موجب فریب خریدار شده و اقدام به خرید آن مال نماید.
چنین اقدامی تدلیس در عقد بیع نامیده شده و احتمال تحقق آن در خرید و فروش هر مالی از جمله ملک، اتومبیل، جواهرات یا حتی کالاهای ارزانتر وجود دارد. علاوه بر این، هر یک از فروشنده یا خریدار ممکن است در پرداخت مبیع یا ثمن مرتکب تدلیس شوند. در صورت تحقق تدلیس در بیع از سوی هر یک از طرفین، طرف مقابل میتواند قرارداد را فسخ و عوض پرداختی خود را مسترد نماید.
یکی دیگر از اقسام رایج تدلیس، تدلیس در عقد نکاح (ازدواج) است. به این معنا که یکی از زوجین خود را دارای ویژگیهای غیرواقعی معرفی مینماید تا طرف مقابل را به ازدواج با خود ترغیب نماید. مانند اینکه زوج برخلاف واقع خود را پزشک متخصص معرفی نماید یا اینکه زوجه ازدواج پیشین خود را مخفی کرده و خود را باکره معرفی نماید.
با توجه به اهمیت این موضوع، ماده 1128 قانون مدنی تدلیس در نکاح را از موجبات فسخ نکاح برشمرده است. چنانچه هر یک از زوجین با سوء نیت مرتکب تدلیس شود، طرف مقابل بدون نیاز به طی کردن تشریفات قانونی طلاق، میتواند با فسخ نکاح از قید زوجیت آن شخص خارج شود.
عقد اجاره عبارت است از تملیک منافع یک مال به مستأجر برای مدت مشخصی. این قرارداد از جمله قراردادهای معاوضی محسوب شده و هر یک از موجر و مستأجر به طرف مقابل عوضی پرداخت مینمایند که احتمال دارد در این خصوص مرتکب تدلیس شوند.
برای مثال، اگر در قرارداد اجاره یک آپارتمان، موجر آپارتمان مذکور را دارای آسانسور معرفی کرده و مستأجر نیز به همین دلیل ترغیب به انعقاد عقد اجاره شود؛ اما بعداً مشخص شود که آپارتمان مذکور فاقد آسانسور است، مستأجر میتواند به استناد خیار تدلیس قرارداد اجاره را فسخ نماید.
عقد صلح از جمله عقود لازمی است که احکام و مقررات مربوط به آن در قانون مدنی به تفصیل بیان شده است. افراد میتوانند هر قراردادی را بدون نیاز به رعایت تمامی الزامات آن در قالب عقد صلح منعقد نمایند؛ مانند عقد صلع در مقام بیع. از این رو، احتمال تحقق تدلیس از سوی هر یک از طرفین این قرارداد وجود دارد. در همین راستا، ماده 764 قانون مدنی صراحتاً تدلیس در عقد صلح را به عنوان موجبات فسخ قرارداد برشمرده است.
به موجب ماده 440 قانون مدنی، خیار تدلیس بعد از علم به آن فوری است. منظور از فوریت در اعمال خیار تدلیس، فوریت عرفی است. به این معنا که اگر یکی از طرفین پس از تنظیم و انعقاد قرارداد متوجه هرگونه پنهانکاری یا اقدام متقلبانه از سوی طرف مقابل شده باشد، بایستی در اولین زمان ممکن مراحل قانونی فسخ قرارداد به استناد خیار تدلیس را دنبال نماید.
خیار فسخ معامله حقی است که در شرایطی خاص به یکی از طرفین معامله اعطا میشود تا با استفاده از آن بتواند، معامله مذکور را فسخ کرده و حقوق از دسترفته خود را احقاق نماید. با توجه به اینکه خیارات از جمله حقوق افراد برشمرده شده و هر حقی قابل اسقاط بوده و صاحب آن میتواند از آن صرف نظر نماید، ماده 448 قانون مدنی بیان نموده است که: «سقوط تمام یا بعضی از خیارات را میتوان در ضمن عقد شرط نمود».
با وجود آن که ماده 448 قانون مدنی اسقاط تمام خیارات در ضمن عقد را ممکن دانسته است؛ اما حقوقدانان در خصوص امکان اسقاط خیار تدلیس در ضمن عقد با اختلاف نظر روبهرو هستند. در این خصوص، حقوقدانان قائل به دو نظر متفاوت به این شرح هستند:
1 . برخی از حقوقدانان حکم کلی ماده 448 قانون مدنی را پذیرفته و معتقدند که خیار تدلیس نیز مانند دیگر خیارات قانونی قابل اسقاط میباشد.
2 . گروه دیگری از حقوقدانان معتقدند که خیار تدلیس از شمول حکم ماده 448 قانون مدنی خارج است. این گروه معتقدند که اسقاط خیار تدلیس موجب برهم زدن نظم معاملات و گسترش بیعدالتی در جامعه میشود. زیرا افراد سودجو میتوانند این خیار را در ضمن قراردادهای خود اسقاط کرده و با انجام اقدامات متقلبانه با افراد مختلف قرارداد منعقد کرده و موجبات تضرر آنها را فراهم سازند.

چنانچه هر یک از طرفین معامله، پس از انجام معامله متوجه هرگونه اقدام متقلبانه و فریبکارانه از سوی طرف مقابل شود، میتواند به ترتیب زیر و به صورت قانونی قرارداد مذکور را به استناد خیار تدلیس فسخ نماید. مانند اینکه خریدار پس از تحویل کالا متوجه معیوب بودن آن شده و قصد فسخ معامله را داشته باشد.
با راهاندازی و شروع به کار سامانه ثنا کلیه اقدامات قضایی از جمله ثبت دادخواست یا شکواییه، ارسال اظهارنامه یا دریافت ابلاغیهها به صورت الکترونیکی و از طریق این سامانه انجام میشود. به همین منظور، اشخاص برای انجام هر اقدام قضایی موظف هستند تا در وهله نخست در سامانه ثنا ثبت نام کرده و صفحه کاربری شخصی خود را در این سامانه ایجاد نمایند.
صاحب حق فسخ به استناد خیار تدلیس برای اعمال حق قانونی خود و فسخ قرارداد بایستی این موضوع را از طریق ارسال یک اظهارنامه رسمی به طرف مقابل اطلاع دهد. در واقع صلحب حق فسخ، در این اظهارنامه موضوع مذکور را به طرف مقابل اطلاع میدهد تا بدون نیاز به حضور در دادگاه اقدام به فسخ معامله و استرداد عوضین نمایند.
این اظهارنامه پس از تنظیم بایستی از طریق صفحه کاربری شخص در سامانه ثنا به ثبت برسد. اظهارنامه مذکور از طریق همین سامانه به طرف مقابل نیز ابلاغ میشود.
چنانچه علیرغم اسال اظهارنامه، طرف مقابل نسبت به فسخ معامله و استرداد عوضین اقدامی ننماید، صاحب حق فسخ موظف است که این موضوع را از طریق طرح دعوای فسخ معامله به استناد خیار تدلیس در دادگاه مطرح نماید.
به این منظور، خواهان بایستی خواسته خود را در قالب یک دادخواست حقوقی تنظیم کرده، دلایل و مدارک موجود را به دادخواست خود ضمیمه نماید و از دادگاه تقاضای رسیدگی به این موضوع را نماید.
دادخواست فسخ معامله به استناد خیار تدلیس نیز بایستی در سامانه ثنا به ثبت برسد تا فرایند رسیدگی به آن آغاز شود. خواهان میتواند با در دست داشتن نسخه الکترونیکی دادخواست تنظیمشده به انضمام اسناد و مدارک موجود به یکی از دفاتر خدمات الکترونیک قضایی مراجعه کرده و از این طریق دادخواست خود را به ثبت برساند.
گاه ممکن است که در فرایند تنظیم و انعقاد یک قرارداد، تدلیس یا هرگونه اقدام فریبکارانه از سوی شخص ثالث و بدون آگاهی طرفین انجام شود. برای مثال، پیش از انعقاد عقد نکاح بین زن و مرد، پدر زوجه بدون اطلاع وی سابقه ازدواج پیشین دخترش را مخفی کرده و زوج نیز به تصور باکره بودن زوجه با وی ازدواج کند، اما پس از ازدواج خلاف آن مشخص شود.
طبیعی است که در چنین وضعیتی تدلیس اتفاق افتاده است؛ اما نمیتوان خیار تدلیس را محقق دانست. چرا که یکی از شروط تحقق خیار تدلیس این است که تدلیس از سوی یکی از طرفین قرارداد واقع شده باشد. تدلیس شخص ثالث بدون آگاهی هیچ یک از طرفین قرارداد موجب اعطای حق فسخ به طرف فریبخورده نشده و وی تنها حق رجوع به شخص فریبکار به علت مطالبه خسارت را دارد.
تدلیس شخص ثالث صرفاً زمانی موجب اعطای حق فسخ میشود که شخص ثالث با تبانی یکی از طرفین قرارداد اقدامات متقلبانه و فریبکارانه را انجام داده باشد. در مثال فوق، چنانچه پدر زوجه از طریق تبانی و هماهنگی با وی مرتکب تدلیس شده باشد، زوج حق فسخ نکاح به استناد خیار تدلیس را خواهد داشت.
بسیاری از افراد ممکن است خیار تدلیس را با دیگر خیارات قانونی مشابه دانسته و به همین علت دچار اشتباه شوند. در حالی که هر یک از خیارات قانونی متمایز از دیگری میباشد.
از این رو، در این بخش به بررسی تفاوتهای خیار تدلیس با برخی از خیارات قانونی به شرح زیر میپردازیم:
ممکن است برخی از افراد تصور کنند که فقدان وصف خاصی در موضوع قرارداد که پیشتر بین طرفین شرط شده است، موجب تحقق خیار شرط میشود. در حالی که چنین موضوع از مصادیق خیار تدلیس بوده و قرارداد به استناد خیار تدلیس قابلیت فسخ پیدا میکند.
خیار شرط، عبارت است از اینکه طرفین مدت مشخصی را تعیین نمایند که در این مدت هردو یا یکی از طرفین یا حتی شخص ثالث حق فسخ قرارداد را داشته باشد. در نتیجه، نمیتوان خیار شرط و خیار تدلیس را مترادف دانست. علاوه بر این، خیار شرط اختصاص به عقد بیع دارد. در حالی که خیار تدلیس در انواع قراردادها موضوعیت مییابد.
فرض کنید که شخص الف یک کالایی را که ارزش عرفی و حقیقی آن 5 میلیون تومان است به قیمت 10 میلیون تومان از شخص ب خریداری کرده و پس از تحویل کالا متوجه قیمت واقعی آن شده است. در چنین شرایطی، ضرر مالی قابل توجهی متوجه شخص الف شده است، اما او نمیتواند این موضوع را مصداق تدلیس و فریب در معامله دانسته و به این علت اقدام به فسخ معامله نماید. بلکه شخص الف ای موضوع را بایستی مصداق خیار غبن دانسته و با استناد به آن معامله را فسخ نماید.
خیار غبن در شرایطی محقق میشود که یکی از طرفین قرارداد به علت عدم توازن در قیمت یا شرایط معامله متضرر شده است؛ نه اینکه اقدامات متقلبانه یا فریبکارانه طرف مقابل موجب تضرر وی شده باشد. در نتیجه، وجه افتراق خیار غبن و خیار تدلیس در همین موضوع است.
طبیعی است که همه افراد به دنبال معامله کالاهای سالم بوده و تمایلی به معامله کالای معیوب ندارند. فرض کنید که خریدار یک دستگاه لب تاپ پس از تحویل کالا از فروشنده متوجه میشود که کالای مذکور معیوب بوده است. در چنین وضعیتی، معیوب بودن لب تاپ موجب تحقق خیار عیب شده است یا خیار تدلیس؟
برای تفکیک این موضوع توجه به این نکته الزامی است که اگر کالایی در زمان معامله معیوب بوده و هیچ یک از طرفین، حتی فروشنده متوجه عیب آن نشوند، معامله به استناد خیار عیب قابل فسخ خواهد بود. اما اگر فروشنده از عیب موجود مطلع بوده و با انجام اقدامات متقلبانه و فریبکارانه آن را مخفی نموده باشد، مرتکب تدلیس شده و خریدار میتواند به استناد خیار تدلیس معامله را فسخ نماید.

افراد در طول زندگی خود با انواع مختلفی از قراردادها از جمله خرید و فروش، اجاره، ازدواج و غیره سر و کار دارند. تدلیس در هر یک از این قراردادها موجب برهم خوردن نظم اجتماعی، از بین رفتن استحکام قراردادها، سلب اعتماد افراد از یکدیگر و غیره خواهد شد. به همین خاطر، ضروری است که افراد پیش از تنظیم و انعقاد هر قراردادی نکات مختلفی را به منظور پیشگیری از وقوع تدلیس در معاملات مورد توجه قرار دهند. از جمله این نکات عبارتند از:
فسخ قرارداد جنبه اعلامی داشته و به همین علت، صاحب حق فسخ بایستی این موضوع را در قالب اظهارنامه به طرف مقابل اطلاع دهد. اما اگر طرف مقابل، پس از دریافت اظهارنامه اقدام به استرداد عوضین ننماید، صاحب حق فسخ ناچار است که دادخواستی تحت عنوان دادخواست اعلام تأیید و تنفیذ فسخ قرارداد به استناد خیار تدلیس را تقدیم دادگاه نماید. برای تنظیم این دادخواست میتوان مطابق نمونه زیر اقدام نمود:
مشخصات خواهان: …………………..
مشخصات خوانده: ………………….
اطلاعات وکیل [در صورت حضور]: ………………………..
خواسته: اعلام تأیید و تنفیذ فسخ قرارداد به استناد خیار تدلیس به انضمام استرداد ثمن معامله به میزان ………… ریال
دلایل و منضمات:
شرح خواسته:
ریاست محترم دادگاه عمومی و حقوقی شهرستان ………..
با سلام و احترام
به استحضار میرساند که اینجانب ………….. فرزند …….. به موجب مبایعه نامه شماره …….. که ضمیمه دادخواست شده است در تاریخ ……… اقدام به خرید یک دستگاه اتوموبیل ………. مدل ……. به شماره شاسی …….. و به مبلغ ……… ریال از خوانده محترم آقا / خانم …………… نمودهام. علیرغم آن که خوانده محترم پیش از تنظیم قرارداد اذعان داشت که خودروی مذکور غیرتصادفی بوده و در سلامت کامل قرار دارد؛ اما پس از تحویل خودرو مشخص شد که یکی از درهای سمت چپ خودرو پیشتر به صورت کامل تعویض شدهاند و خوانده محترم این موضوع را در زمان تنظیم مبایعه نامه کاملاً مخفی نمودهاند.
به همین خاطر، پس از کشف این موضوع در تاریخ ……. اقدام به ارسال اظهارنامه رسمی شماره ……. به خوانده محترم کرده و به موجب آن خواستار فسخ قرارداد به علت تحقق خیار تدلیس و استرداد ثمن شدم. با این حال، خوانده محترم نسبت به اظهارنامه ارسالی توجهی نداشته و تاکنون اقدامی انجام نداده است. فلذا به استناد نظریه کارشناس رسمی دادگستری مبنی بر تأیید تعویض درهای خودرو و همچنین به استناد مواد 438 الی 440 قانون مدنی تأیید و تنفیذ فسخ قرارداد به استناد خیار تدلیس و الزام خوانده به استرداد ثمن به مبلغ ……. ریال را خواستارم.
با تشکر و تجدید احترام
نام و اضای خواهان
تاریخ
متأسفانه امروزه احتمال تدلیس و فریبکاری در انجام هر معاملهای وجود دارد. در صورت تحقق تدلیس، فرد فریبخورده با ضرر مالی قابل توجهی مواجه شده، اعتماد خود نسبت به طرف مقابل را از دست داده و برای فسخ قرارداد و استرداد عوض پرداختی خود نیز ممکن است با مشکلات بسیاری روبهرو شود.
برای پیشگیری از بروز چنین مشکلاتی ضروری است که در وهله نخست پیش از تنظیم و انعقاد هر قراردادی افراد مشورتها و راهنماییهای لازم را از یک وکیل متخصص دریافت نموده و حتی تنظیم قرارداد را نیز به یک وکیل متخصص بسپارند. این مسئله تا حد قابل توجهی احتمال وقوع تدلیس در انجام معامله را پایین میآورد.
چنانچه علیرغم توجه به این موضوع، همچنان یکی از طرفین مرتکب تدلیس در معامله شود، طرف مقابل میتواند با راهنمایی و کمک یک وکیل متخصص مراحل مربوط به فسخ قرارداد و استرداد عوض پرداختی و حتی جبران خسارات وارده را به صورت قانونی و در سریعترین زمان ممکن طی نماید.
یک وکیل متخصص در تمام مراحل مربوط به ارسال اظهارنامه، تنظیم دادخواست، حضور در جلسات دادرسی و اجرای حکم با موکل خود همراه بوده و حتی در صورت نیاز و وجود شرایط کافی میتواند از فرد فریبکار تحت عنوان ارتکاب جرم کلاهبرداری نیز شکایت نماید.
برای آشنایی با رویه قضایی مربوط به خیار تدلیس و اعمال آن میتوانید نمونه آرای قضایی مربوطه را از اینجا مشاهده و مطالعه نمایید.

اکثر قراردادهایی که افراد در زندگی روزمره خود با آنها سر وکار دارند، مثل عقد بیع، اجاره، صلح و غیره به عنوان عقد لازم شناخته میشوند. عقد لازم عقدی است که هیچ یک از طرفین جز در برخی شرایط استثنایی حق فسخ آن را ندارد. از جمله شرایطی که یکی از طرفین قرارداد لازم حق فسخ قرارداد را پیدا میکند این است که طرف مقابل به منظور انعقاد قرارداد متوسل به اقدامات فریبکارانه شده و موجبات فریب وی را فراهم آورده باشد.
در واقع، هرگاه یکی از طرفین قرارداد پس از انعقاد قرارداد دریابد که موضوع معامله عیبی داشته که توسط طرف مقابل مخفی شده یا اینکه ویژگیهایی به آن نسبت داده شده که در حقیقت فاقد آن است، میتواند به استناد خیار تدلیس اقدام به فسخ قرارداد نماید.
برای تحقق خیار تدلیس ضروری است تا علاوه بر فریبخوردگی یکی از طرفین، طرف مقابل نیز با سوء نیت و به قصد فریب وی متوسل به اقدامات متقلبانه شده باشد. در چنین شرایطی، فرد فریبخورده میتواند به ترتیب بیان شده به استناد تحقق خیار تدلیس قرارداد موجود را فسخ نماید.
در هر مرحله از فرآیندهای حقوقی و قضایی، چه در زمینه دعاوی ملکی، خانوادگی، کیفری، قراردادها، امور مالی، سایبری یا سایر موضوعات حقوقی، «وکیل سوال» با مدیریت مستقیم وکیل امالبنین تنکابنی رضایی و بهرهمندی از تیمی متشکل از وکلای مجرب و متخصص، آماده ارائه مشاورههای دقیق، تحلیلهای تخصصی و خدمات جامع حقوقی به شما میباشد. هدف ما فراهم آوردن بهترین راهکارهای قانونی متناسب با شرایط شما و حمایت همهجانبه از حقوق و منافع شما در تمامی مراحل پرونده است. با انتخاب «وکیل سوال» میتوانید اطمینان داشته باشید که پروندهتان با تعهد، دانش بهروز و تجربه عملی بالا پیگیری خواهد شد تا بهترین نتیجه ممکن حاصل گردد. جهت دریافت مشاوره تخصصی، تحلیل پرونده و آغاز فرایند حقوقی خود، همین حالا از طریق صفحه تماس با ما اقدام نمایید. تیم «وکیل سوال» همراه و پشتیبان شما در مسیر احقاق حق خواهد بود.
تدلیس در لغت به معنای فریب دادن اشخاص است. زمانی که یکی از طرفین قرارداد با انجام برخی اقدامات متقلبانه و فریبکارانه پیش از تنظیم قرارداد موجبات فریب طرف مقابل را فراهم آورد، شخص فریبخورده میتواند به استناد خیار تدلیس قرارداد را فسخ نماید.
در صورت تحقق خیار تدلیس، شخص فریبخورده حق فسخ قرارداد را خواهد داشت. با فسخ قرارداد وضعیت به حالت پیش از انعقاد قرارداد بازگشته و عوضین پرداختی طرفین به آنها مسترد خواهد شد.
خیار تدلیس زمانی محقق میشود که تدلیس از جانب یکی از طرفین قرارداد انجام شده باشد یا اینکه شخص ثالث با تبانی یکی از طرفین مرتکب تدلیس شده باشد. چنانچه شخص ثالث بدون آگاهی هیچ یک از طرفین مرتکب تدلیس در معامله شود، خیار فسخ قرارداد به علت تدلیس محقق نخاوهد شد.
یعنی اینکه در صورت تحقق خیار تدلیس، شخص فریبخورده در اولین زمان ممکن که از این موضوع آگاهی مییابد بایستی اقدام به فسخ قرارداد نماید. گذشت مدت زمان قابل توجهی از این موضوع نشاندهنده این است که صاحب حق فسخ از حق خود صرف نظر نموده است.
خیار تدلیس و خیار عیب از حیث آگاهی طرفین نسبت به وجود عیب متفاوت از یکدیگر هستند چنانچه موضوع معامله در زمان انعقاد قرارداد معیوب بوده اما هیچ یک از طرفین از آن اطلاع نداشته باشند، خریدار پس از اطلاع از این موضوع حق فسخ قرارداد به استناد خیار عیب را خواهد داشت. اما اگر فروشنده از عیب کالا مطلع بوده و با سوء نیت آن را مخفی نموده باشد، موجب تحقق خیار تدلیس برای خریدار خواهد شد.
خیر. وجود تفاوت فاحش بین قیمت حقیقی موضوع معامله و قیمت قراردادی آن موجب ورود ضرر قابل توجهی به خریدار شده و وی میتواند به استناد خیار غبن قرارداد را فسخ نماید.
نظرات کاربران