شماره دادنامه قطعی: 140106390000327051
تاریخ صدور دادنامه: 1401/05/08
مرجع صادرکننده رأی: –
در این پرونده خانم م. ر. ن. با وکالت اقای م. ح. دادخواست طلاق به طرفیت اقای ر. ب. ا. تقدیم شعبه *نموده و اظهار داشته موکله در تاریخ ۹۴/۲/۲۵ با خوانده ازدواج نموده خوانده عملا از دی ماه ۹۸ تاکنون موکله را بلاتکلیف و بدون پرداخت نفقه رها نموده است.موید این دادنامه صادره مورخ ۹۹/۶/۱۲ شعبه *می باشد. مضافا بر اینکه به دفعات حکم جلب زوج جهت پرداخت نفقه صادر گردیده ولی علی رغم ان از پرداخت ان خودداری کرده است.و هر بار اقدام به تقدیم دادخواست اعسار نموده است.همچنین خوانده نسبت به موکله سوی ظن دارد. به نحوی که اتهامات را به موکله اعم از خیانت در امانت و سرقت و سقط جنین و داشتن رابطه نامشروع نسبت داده است.و موکله را مورد ایراد ضرب و شتم که حکم به محکومیت زوج در این مورد صادر شده است.لذا موکله از دادگاه تقاضای طلاق به علت تخلف شرط و عسر و حرج دارد. دادگاه در تاریخ ۱۴۰۰/۹/۲۷ وقت رسیدگی تعیین کرده و طرفین را دعوت نموده است.وکیل خواهان درخواست موکله را بشرح دادخواست تقدیمی بازگو نموده و خوانده در مقام دفاع اظهار داشت ادعاهای وکیل خواهان را قبول ندارم. مدارک و دارم. که نفقه را به طور مرتب پرداخت کرده ام مهریه را هم به اقساط می پردازم دادخواست تمکین به دادگاه دادم ولی به زندگی بازنگشت وکیل خواهان اظهار داشت دادخواست تمکین زوج از طرف دادگاه دوبار حکم به بطلان صادر شد موکله برای اثبات ادعای خود شهود دارد. دادگاه قرار داوری صادر کرده و نظریه داوری را جلب کرده است.دادگاه وضعیت محکومیت زوج به پرداخت نفقه و پرداخت ان را از واحد اجرای احکام استعلام نموده که در جواب مورخ ۱۴۰۰/۹/۲۹ در جواب اعلام داشته میزان محکوم به نفقه ۲۳۵۹۲۸۸۰۰ ریال می باشد. که تاکنون مبلغ ۷۹۵۰۰۰۰۰ ریال از ان را پرداخت کرده است. دادگاه جهت استماع شهادت شهود وقت رسیدگی تعیین کرده و برابر صورت جلسه مورخ ۱۴۰۰/۱۰/۲۱ اظهارات گواهان را استماع نموده است. گواهان فی الجمله به صحت اظهارات و ادعاهای زوجه شهادت داده اند درنهایت دادگاه در تاریخ ۱۴۰۰/۱۰/۳۰ مبادرت به صدور حکم به احراز تخلف زوج از بندهای اول و دوم از شروط ضمن عقد نکاح جهت اعمال وکالت زوجه در طلاق نموده است. دادگاه گواهی معرفی زوج به زندان به علت عدم پرداخت باقیمانده محکوم به نفقه برابر گواهی مورخ ۱۴۰۰/۵/۱۶ به زندان معرفی شده است.دادگاه تصویر حکم اعسار زوج از پرداخت محکوم به را پیوست پرونده نموده است. زوج نسبت به رای صادره دادگاه بدوی دادخواست تجدیدنظر تقدیم نموده و تقاضای نقض رای صادره را نموده است. پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و دادگاه مذکور در تاریخ ۱۴۰۱/۲/۲۸ مبادرت به صدور رای به نقض رای تجدیدنظرخواسته و صدور حکم به بطلان دعوی طلاق بلحاظ عدم ابراز دلیل نموده است. متعاقبا زوجه بشرح لایحه وکیل خود نسبت به رای صادره مذکور که عمدتا تکرار مطالب و ادعاها در فرایند دادرسی است.دادخواست فرجامخواهی تقدیم نموده که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و مطرح رسیدگی می باشد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. م. ه. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده درخصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
درخصوص دادخواست فرجامخواهی خانم م. ر. ن. با وکالت م. ح. نسبت به رای شماره *مورخ ۱۴۰۱/۲/۲۸ شعبه *متضمن نقض دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۱۰/۳۰ شعبه *و صدور حکم به بطلان دعوی طلاق به درخواست زوجه ، با توجه به محتویات پرونده فرجامخواهی وارد است. زیرا ، اولا -زوجه علت طرح دعوای طلاق را ترک زندگی توسط زوج و عدم پرداخت نفقه علی رغم صدور حکم به محکومیت و صدور اجراییه و سوی رفتار و معاشرت زوج نسبت به خود از جهت انتساب اتهامات خیانت در امانت و سرقت و داشتن رابطه نامشروع و ایراد ضرب و جرح بطوری که سوی اقدامات مذکور زوج منجر به تخلف زوج از بندهای اول و دوم و هشتم از شروط ضمن عقد نکاح و درنتیجه عسر وحرج اعلام نموده است. ثانیا- زوجه مستند ادعاهای خود را شهادت گواهان و استشهادیه استنادی قرار داده و گواهان صراحتا به صحت ادعای زوجه شهادت داده اند و مفاد استشهادیه استنادی نیز دلالت بر صحت ادعاهای زوجه دارد. ثالثا- شعبه *با توجه به اینکه هیچ گونه جرحی نسبت به گواهان ابراز نشده در رای خود هیچ گونه استدلالی مبنی بر اینکه چرا گواهی گواهان فاقد اعتبار و ارزش قضایی است ، ننموده است. لذا ضرورت دارد. دادگاه تجدیدنظر برابر ماده ۲۴۱ قانون ایین دادرسی مدنی در مورد اظهارات و شهادت گواهان و استشهادیه استنادی صراحتا در نفی و یا اثبات ان با استدلال اظهارنظر نماید. رابعا – زوج برابر رای شورای حل اختلاف محکومیت قطعی به پرداخت نفقه حاصل نموده و زوج با توجه به گزارش مورخ ۱۴۰۰/۹/۲۹ واحد اجرای احکام علی رغم صدور اجراییه تا زمان تقدیم دادخواست طلاق مورخ ۱۴۰۰/۸/۲۶ محکوم به نفقه را پرداخت ننموده است. لذا زوج در زمان تقدیم دادخواست طلاق از بند اول از شروط ضمن عقد نکاح تخلف نموده و در این مورد زوجه استحقاق اعمال وکالت در طلاق را دارد. خامسا – با توجه به اینکه زوجه ادعا نموده زوج در جریان اختلافات و زمان مفارقت جسمانی که بیش از سه سال می گذرد دوبار اقدام به دادخواست الزام زوجه به تمکین نموده که از طرف دادگاه حکم به بطلان صادر گردیده است. لذا ضرورت دارد. جهت صحت و سقم این ادعا دادگاه پرونده های استنادی مذکور را از دادگاه مربوطه درخواست کرده و ضمن تهیه گزارش مفید از انها رفع ابهام گردد. چرا دادگاه دادخواستهای تمکین زوج را رد کرده است. ایا به علت عدم تهیه مسکن و اثاث البیت بوده یا به علت سوی رفتار و معاشرت زوج نسبت به زوجه؟ سپس دادگاه تجدیدنظر با توجه به نتایج حاصله از فرایند تحقیقات در مورد تخلف زوج از شروط ضمن عقد نکاح و از جهت عسر و حرج مشخصا اظهارنظر و رای مقتضی اصدار نمایند. علی هذا رای فرجامخواسته به کیفیت مذکور قابلیت ابرام ندارد. و مستندا به مواد ۳۷۱ و ۴۰۱ قانون ایین دادرسی مدنی ان را نقض کرده و پرونده را جهت رسیدگی مجدد به شعبه *ارجاع می نماید.
منبع: سامانه ملی آرای قضایی
شماره دادنامه قطعی: –
تاریخ صدور دادنامه: 1402/06/28
مرجع صادرکننده رأی: –
پیرامون تجدیدنظرخواهی اقای ج. ش. فرزند ا. ق. به طرفیت اقای ا. م. فرزند ح. نسبت به دادنامه شماره *مورخه ۱۴۰۲/۰۴/۳۱ که از شعبه *درع. بدین شرح صادر گردیده است. در خصوص دعوی ج. ش. به طرفیت ا. م. با وکالت ا. ع. به خواسته اعسار از هزینه دادرسی تجدید نظر خواهی؛ به این شرح که خواهان بیان داشته نظامی می باشم درامدم ماهی ۱۸ میلیون تومان می باشد. وهزینه دادرسی ۱۹ میلیون تومان می باشد. وکیل خوانده بیان داشته شغل اش که پزشک داخلی هستند و در *هم کار می کنند و مطب هم دارند و شهودی هم معرفی ننموده و هزینه دادرسی هم ۷ میلیون تومان می باشد. دادگاه با امعان نظر در اوراق و محتویات پرونده و نظر به اینکه به منظور بررسی وضعیت اعسار خواهان از پرداخت محکوم به وقت رسیدگی تعیین خواهان در جلسه رسیدگی حضور پیدا کرده لیکن شهود خود را نیز معرفی نکرده است. و حسب ماده ۸ قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی مصوب ۱۳۹۳ که بیان شده است. هر گاه مدیون بخواهد ادعای خود را با شهادت شهود ثابت کند باید شهادت کتبی حداقل دو شاهد را به مدتی که بتوانند نسبت به و ضعیت معیشت فرد اطلاع کافی داشته باشند به دادخواست اعسار خود ضممیه نماید. در شهادت نامه مذکور باید علاوه بر هویت و اقامتگاه شاهد ، متضمن منشا اطلاعات و موارد مندرج در ماده ۹ این قانون باشد. ماده ۹ قانون مذکور نیز بیان می دارد. شاهد باید علاوه بر هویت ، شغل ، میزان درامد و نحوه قانونی امرار معاش مدعی اعسار ، به این امر تصریح کند که با مدیون به مدتی که بتواند نسبت به وضعیت معیشت وی اطلاع کافی داشته باشد. ، معاشرت داشته و او افزون بر مستثنیات دین هیچ مال قابل دسترسی ندارد. تا بتواند به وسیله ان دین خود را بپردازد. و در دادخواست خواهان موارد مذکور رعایت نشده است.علیهذا دادگاه بنا به مراتب فوق ادعای اعسار و تقسیط خواهان را محرز ندانسته و به استناد مواد ۸ و ۹ قانون اجرای محکومیتهای مالی مصوب ۱۳۹۳ و مفهوم مخالف ماده ۱۲۵۷ قانون مدنی و ماده ۱۹۷ قانون ایین دادرسی مدنی حکم به بطلان دعوی مطروحه صادر و اعلام می گردد. رای صادره حضوری و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر *می باشد./ با توجه به استدلالات به کار برده شده در دادنامه تجدید نظر خواسته که بنا بر اسناد و مدارک موجود در پرونده و در راستای قانون می باشد. و نظر به این که رای صادره از نظر شکلی و ماهوی منطبق با قانون بوده و تجدید نظر خواه نیز در لایحه تجدید نظر خواهی ، ایراد و اشکال موجهی که موجبات نقض دادنامه معترض عنه را فراهم اورد ارائه ننموده ، بنابراین دادگاه با استناد به ماده ۳۵۸ قانون ایین دادرسی مدنی ضمن رد تجدید نظر خواهی ، رای صادره از جانب دادگاه محترم بدوی را عینا” تایید می نماید. رای صادره قطعی است.
منبع: سامانه ملی آرای قضایی

شماره دادنامه قطعی: –
تاریخ صدور دادنامه: 1400/07/04
مرجع صادرکننده رأی: –
در این پرونده خانم ز. ا. با وکالت اقای ه. ا. دادخواست اثبات زوجیت نکاح دائم با مهریه مهرالسنه و پانصد عدد سکه بهار ازادی مورخ ۹۶/۵/۲۶ به طرفیت اقای ا. ی. تقدیم شعبه *نموده و با توجه به شهادت شهود تقاضای صدور حکم به انرا دارد. خوانده اقای س. ف. ا. را به عنوان وکیل به دادگاه معرفی نموده و در لایحه دفاعیه خود اظهار داشته خواهان هرگز در قید زوجیت دائم موکل اقای دکتر ا. ی. نبوده و صرفا در قید زوجیت موقت موکل اینجانب درامده بوده و مدتی بعد یعنی ۹۶/۵/۲۰ برای مدت پنج سال با مهریه شصت میلیون تومان در قید زوجیت موقت فردی بنام ف. ف. درامده است.عقد موقت موکل با خواهان ۹۵/۱۱/۲۰ لغایت ۹۶/۳/۲۰ با مهریه ۲۵ میلیون تومان بوده است.بنابراین با توجه به اینکه خواهان در قید زوجیت اقای ف. ف. در تاریخ مذکور بوده است.مورد ادعای خواهان از لحاظ قانونی و شرعی وجاهت ندارد. لذا ادعای خواهان با توجه به مراتب مذکورو سایر ادله موجود تقاضای رد دعوی خواهان را دارم. دادگاه در تاریخ ۹۹/۵/۱۱ تشکیل جلسه فوق العاده داده و طرفین را جهت رسیدگی دعوت نموده است.وکیل خواهان درخواست موکله را بشرح دادخواست بازگو نموده است. وکیل خوانده نیز دفاعیات موکل را بشرح لایحه ارائه شده بازگو نموده است.سپس دادگاه در تاریخ ۹۹/۶/۲۶ جهت استماع شهادت شهود تشکیل جلسه داده و از شاهدان استماع شهادت برابر صورت جلسه مذکور نموده است.بموازات پرونده مذکور اقای ف. ف. دادخواست اثبات زوجیت عقد موقت بین خود با خوانده خانم ز. ا. در تاریخ ۹۶/۵/۲۰ به مدت پنج سال و با مهریه شصت میلیون تومان تقدیم شعبه *نموده و تقاضای رسیدگی کرده است.دادگاه ضمن رسیدگی توامان دو پرونده جهت تحقیق و رسیدگی در تاریخ ۹۹/۵/۸ تشکیل جلسه داده و طرفین را جهت دادرسی دعوت نموده است.خواهان درخواست خود را بشرح دادخواست تقدیمی بازگو نموده و باستناد شهادت شهود تقاضای رسیدگی نموده است.دادگاه خواهان جهت معاینه اثار ادعا شده روی اندام خوانده به سازمان *معرفی شده و سازمان *برابر گواهی مورخ ۹۹/۵/۱۶ مراتب را به دادگاه اعلام نموده است.خواهان ادعای خود را مستند به استشهادیه نموده و انرا پیوست پرونده کرده است.چهار نفر شهادت به صحت ادعای خواهان داده اند دادگاه برابر صورت جلسه مورخ ۹۹/۷/۹ از شاهدان خواهان استماع شهادت نموده است.وکیل خوانده خانم ز. ع. دفاعا اظهار داشته اظهارات شاهدان متعارض است.و اساسا زمان انعقاد عقد موکله در شمال بوده و در *نبوده است.لذا خواهان دلیل بر ادعای خود ارائه ننموده و تقاضای رد دعوی خواهان را نموده است.و درنهایت دادگاه در تاریخ ۱۴۰۰/۲/۱ مبادرت به صدور حکم به بطلان دعوی خواهان اقای ف. ف. مبنی بر اثبات زوجیت عقد موقت پنج ساله و متعاقبا حکم به بطلان دعوی خانم ز. ا. مبنی بر اثبات زوجیت دائم با اقای ا. ی. نموده است.سپس اقای ف. ف. با وکالت ش. م. و خانم ز. ا. با وکالت ه. ا. بشرح لوایح خود دادخواست تجدیدنظرخواهی تقدیم نمودند و از دادگاه تجدیدنظر استان *تقاضای تجدیدنظرخواهی نمودند لوایح تقدیمی عمدتا تکرار مطالب و اظهارات در فرایند دادرسی می باشد. که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و دادگاه مذکور نیز در تاریخ ۱۴۰۰/۴/۷ مبادرت به صدور رای به رد درخواست تجدیدنظرخواهی خانم ز. ا. و تایید دادنامه تجدیدنظرخواسته وی نموده و در مورد تجدیدنظرخواهی اقای ف. ف. تجدیدنظرخواهی را وارد دانسته و دادنامه تجدیدنظرخواسته را نقض کرده و متعاقبا حکم به اثبات زوجیت موقت پنج ساله فیمابین خانم ز. ا. و تجدیدنظرخواه ف. ف. نموده است.سپس خانم ز. ا. با وکالت ه. ا. بشرح لایحه وکیل خود نسبت به رای صادره مذکور معترض است.و از دیوان عالی کشور تقاضای فرجامخواهی نموده که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و مطرح رسیدگی می باشد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. م. ه. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
فرجامخواهی وکیل فرجامخواه خانم ز. ا. نسبت به رای شماره *مورخ ۱۴۰۰/۴/۷ شعبه *که بموجب ان دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۲/۱ شعبه *در قسمتی که مشعر بر بطلان دعوی خواهان ( فرجامخواه ) به خواسته اثبات زوجیت دائم بین او و اقای ا. ی. بوده مورد تایید قرار گرفته و قسمت دیگر دادنامه مذکور با نقض ان حکم بر اثبات زوجیت موقت پنج ساله بین خواهان اقای ف. ف. و خانم ز. ا. ( فرجام خواه ) صادر گردیده است. با توجه به جامع اوراق و محتویات پرونده و تحقیقات و رسیدگی های بعمل امده و اظهارات و مدافعات طرفین در مراحل دادرسی وارد و موجه نیست زیرا اولا – فرجامخواه در مراحل دادرسی جهت اثبات ادعای خود مبنی بر وقوع عقد نکاح دائم بین او و اقای ا. ی. هیچ عقدنامه ای حتی نکاحنامه عادی اقامه و ابراز ننموده و نیز وکیل اقای ا. ی. ( فرجام خوانده ) هم در کلیه اظهارات و مدافعات خود صحت ادعای زوجه فرجام خواه درخصوص مورد را انکار و تکذیب نموده و رد کرده است.و بعلاوه زوجه فرجام خواه در مراحل دادرسی در اعلام نام و مشخصات عاقد عقد اظهار عجز نموده و قادر به معرفی عاقد عقد نبوده تا تحقیق از نامبرده که اظهارات وی در مقدرات دعوی مطروحه و احراز واقعیت امر موثر بوده ممکن و میسر گردد. ثانیا – تنها دلیل استنادی زوجه فرجام خواه جهت اثبات ادعای مطروحه درخصوص نکاح دائم صرفا شهادت شهود بوده که از سوی دادگاه نیز از انان استماع گواهی بعمل امده است.که هر چند گواهان تعرفه شده هر یک درخصوص مورد ادعای فرجامخواه بنحوی مطالبی بیان داشته اند لیکن از انجاییکه تشخیص ارزش و تاثیر گواهی گواهان مطابق ماده ۲۴۱ قانون ایین دادرسی مدنی با دادگاه بوده لذا دادگاه نیز بلحاظ وجود تعارض در اظهارات تعدادی از گواهان با یکدیگر و هم چنین تناقض در اظهارات برخی دیگر از گواهان با ادعای فرجامخواه در جزییات موضوع مطروحه مالا گواهی گواهان تعرفه شده از ناحیه زوجه فرجامخواه را با توجه به نحوه و چگونگی اظهارات انان ، بینه شرعی و قانونی تعیین اور تشخیص نداده و نتیجتا مودای گواهی گواهان تعرفه شده را جهت اثبات دعوی فرجامخواه و احراز صحت مراتب ادعایی نامبرده موثر در مقام ندانسته که تشخیص دادگاه درخصوص مورد مغایرتی با اوضاع و احوال موضوع و محتویات پرونده و موازین قانونی نداشته و از ناحیه فرجامخواه هم خدشه موثری بر این تشخیص دادگاه وارد نشده است. ثالثا – گواهان تعرفه شده از ناحیه خواهان دیگر دعوی مطروحه اقای ف. ف. بعنوان شهود عینی حاضر در مجلس عقد باتفاق و باتحاد وقوع نکاح انقطاعی پنج ساله فیمابین نامبرده و زوجه فرجام خواه را تصدیق و گواهی نموده اند که مودای گواهی گواهان صحت و درستی مراتب ادعایی خواهان یاد شده ( فرجامخوانده ) و نیز غیرموجه بودن مدافعات زوجه فرجام خواه را ثابت و مدلل میدارد. و حتی عاقد عقد هم که به دادگاه معرفی و از نامبرده بعنوان شاهد استماع گواهی بعمل امده در محضر دادگاه صریحا وقوع نکاح موقت و جاری نمودن عقد انقطاعی ۵ ساله فیمابین طرفین را از سوی خود تایید و تصدیق نموده است. بنابراین و با توجه بمراتب اشعاری استنباط و تشخیص دادگاه درخصوص هر دو دعوی مطروحه راجع به نکاح دائم و نکاح موقت صایب و موجه بوده و از این رو دادنامه فرجامخواسته با لحاظ مجموع اوراق و محتویات پرونده و جهات و مبانی استدلال و استنباط دادگاه بشرح منعکس در حکم و تحقیقات و رسیدگی های بعمل امده موجها و مطابق موازین و مقررات قانونی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر دادنامه مرقوم مترتب نبوده و اعتراضات فرجامخواه در حد و کیفیتی نیست که بمبانی استنباط و تشخیص دادگاه و مالا اساس دادنامه معترض عنه خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض ان را فراهم سازد و چون از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی ایراد موثری در نحوه رسیدگی دادگاه و صدور حکم مشهود نمی باشد. لهذا ضمن رد فرجامخواهی فرجامخواه باستناد مواد ۳۷۰ و ۳۹۶ قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام می گردد.
منبع: سامانه ملی آرای قضایی
شماره دادنامه قطعی: 9209982640301625
تاریخ صدور دادنامه: 1394/10/23
مرجع صادرکننده رأی: شعبه 28 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
درخصوص دعوی آقای ن. ک. به طرفیت آقای ک. ف.ن.پ.ر. با وکالت آقای ف.م. به خواسته الزام خوانده به ایفای تعهدات در متن مبایعه نامه بشماره 100486 مورخ 15/11/1391 مقوم به 000/000/51 ریال به انضمام خسارات قانونی خواهان توضیح داده اینجانب با عنایت به مبایعه نامه ذکر شده یک واحد آپارتمان از خوانده خریداری نمودم و پس از گذشت 12 ماه حاضر به ایفای تعهدات از جمله 1- نصب پکیج ورادیاتور 2- باربکیو3- کولر4- هود آشپزخانه 5- گاز صفحه ای6- لوله کشی کولر گازی و گاز شهری و لابی نمی باشد لذا صدور حکم بشرح خواسته مورد استدعا می باشد وکیل خوانده طی لایحه مثبوت بشماره 930300476 -11/3/93 پاسخ داده 1- خواهان واحد را تحویل گرفته و تحویل آن به منزله تکبیر بودن آن بوده 2- نظریه کارشناس را قبول ندارم و شهودی هستند که حاضر به ادای گواهی از دادگاه با عنایت به مراتب فوق ونظر به اینکه خوانده در قرارداد مستند دعوی متعهد به انجام موارد مورد خواسته خواهان شده ونظر به اینکه کارشناس رسمی دادگستری در پرونده تامین دلیل شورای حل اختلاف حوزه 3 اندیشه با ملاحظه واحد آپارتمان مورد ادعا و تهیه گزارش اعلام داشته موارد مورد خواسته خواهان انجام نشده است و تملک به گواهی گواهان بر انجام معارض با معاینات فنی کارشناس بوده و بر فرض استماع موثر نیست وخوانده نیز دلیلی بر خلاف ادعای خواهان ابراز نداشته و بر فرض اثبات تحویل موضوع قرارداد به منزل ک. بودن آن نمی باشد ونظر به اینکه خواهان خواسته خود را به مبلغ 000/000/51 ریال تقدیم نموده و لذا با رد دفاعیات وکیل خوانده دعوی خواهان به نظر دادگاه ثابت تشخیص و مستنداً به مواد 10-219-223 قانون مدنی و 198-515-519 قانون آئین دادرسی مدنی حکم به محکومیت خوانده به ایفاء تعهدات مندرج در شرح دادخواست شامب 1- نصب پیکج ورادیاتور2- باربکیو3- کولر 4- هود آشپزخانه 5- گاز صفحه ای 6- لوله کشی کولر گازی وگاز شهری ولابی و محکومیت خوانده به پرداخت مبلغ 000/430/1 ریال بابت هزینه دادرسی صادر واعلام می گردد رای صادره حضوری ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه محترم تجدید نظر استان تهران می باشد.
درخصوص تجدیدنظرخواهی آقای ک. ف.ن.پ.ر. با وکالت آقای ف.م. به طرفیت آقای ن. ک. نسبت به دادنامه شماره 0300321 مورخ 1393/3/24 صادره از شعبه محترم سوم دادگاه عمومی (حقوقی) تهران موضوع پرونده 01625 که بموجب ان حکم به محکومیت تجدیدنظرخواه (خوانده دعوای نخستین) به ایفاء تعهدات بشرح مندرج در دادنامه می باشد که با توجه به مجموع محتویات پرونده ، مفاد لایحه تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه ، مدلول دادنامه تجدیدنظرخواسته نظریه هیات محترم کارشناسی منتخب دادگاه تجدیدنظرخواهی نسبت به قسمتی از دادنامه معترض عنه که مشتمل بر عدم انجام لوله کشی کولر گازی و گاز شهری و عدم نصب باربیکیو و همچنین عدم پیش بینی لابی درساختمان وارد و موجه بنظر نمی رسد زیرا نسبت به موارد مرقوم که در نظریه هیات محترم کارشناسان نیز تصریح گردیده تجدیدنظرخواه بوظیفه قانونی خود عمل ننموده است و این قسمت از دادنامه از جهت رسیدگی ، رعایت اصول و قواعد دادرسی و انطباق آن با قانون فاقد اشکال موثر قانونی و منقصت قضائی می باشد و جهات تجدیدنظرخواهی دراین خصوص منطبق با هیچ یک از جهات منصوص در ماده 348 از قانون آئین دادرسی مدنی مصوب 1379/1/21 نمی باشد علیهذا دادگاه باستناد قسمت اخیر ماده 358 از قانون مرقوم ضمن رد اعتراض تجدیدنظرخواه این قسمت از دادنامه تجدیدنظرخواسته را تائیدو استوار مینماید و لکن نسبت به قسمت دیگر دادنامه که مشتمل بر نصب کولر و هود آشپزخانه می باشد که بموجب نظریه مورخ 1394/2/19 هیات کارشناسان تجدیدنظرخواه(خوانده دعوای نخستین) در این خصوص به تعهدات خود عمل نموده است دادگاه تجدیدنظرخواهی را وارد تشخیص باستناد فراز اول ماده 358 از قانون مرقوم ضمن نقض دادنامه در این خصوص حکم بر بی حقی تجدیدنظرخوانده(خواهان دعوای نخستین) صادر و اعلام مینماید رای صادره قطعی است.
منبع: سامانه ملی آرای قضایی
شماره دادنامه قطعی: 9409986636100099
تاریخ صدور دادنامه: 1394/08/26
مرجع صادرکننده رأی: شعبه 16 دیوان عالی کشور
خانم الف. الف. با وکالت آقای ب. ق. ی وکیل دادگستری دادخواستی بطرفیت آقای ش. گ. در تاریخ 94/1/23 بخواسته صدو حکم مقتضی مبنی بر الزام خوانده به اجرای صیغه طلاق بدلیل عسروحرج ناشی از هتک حیثیت شخصی و خانوادگی زوجه با حفظ کلیه حقوق شرعیه زوجه را در محاکم حقوقی ک. مطرح نموده که به شعبه اول حقوقی جهت رسیدگی ارجاع شده است در متن دادخواست و ظهر آن وکیل زوجه گفته است عقد زوجیت رسمی و ثبتی بین موکله و خوانده با توجه به کپی سند نکاحیه پیوست صورت گرفته که ماحصل زندگی مشترک یک فرزند اناث می باشد از آنجائیکه باید طبق مواد 1103 و 1104 قانون مدنی زوجین در تشیید مبانی خانواده معاضدت داشته باشند خوانده محترم بدون دلیل قانونی یا شرعی منزل مشترک را ترک نموده و ماهها به منزل مراجعت نکرده بصورتی که این رویه ناصواب را به کرات انجام میدهد و از این جهت حیثیت شخصی و خانوادگی موکله در بین عموم مورد هتک قرار گرفته و ادامه دادن این زندگی با اوصاف فوق از بین رفتن آبروی موکله چیز دیگری را در پی نداشته از این لحاظ استدعا دارد ضمن استماع خواسته عنداللزوم تحقیقات منجز از گواهان نسبت به صدور حکم مقتضی اقدام نمایند ضمناً اسامی گواهان عبارتند از 1- ص. الف. فرزند ک. 2- ع. الف. فرزند ج. 3- ج. الف. فرزند ش. می باشد تصویر سند نکاحیه زوجین که مستند قرار گرفته است دلالت دارد که عقد زوجیت در تاریخ 86/3/19 منعقد شده است دادگاه برای تاریخ 93/3/4 وقت رسیدگی تعیین نموده است در جلسه دادرسی مورخ 94/3/4 وکیل خواهان حضور داشته خوانده علیرغم ابلاغ قانون اخطاریه و رعایت انتظار کافی حضور نیافته و لایحه ای تقدیم ننموده است وکیل خواهان خواسته خود را به شرح دادخواست با توجه به ترک متوالی منزل مشترک توسط زوج ( عضو ممیز : منظور وکیل ترک متناوب است ) بدین صورت که 1 ماه در منزل و 4 ماه ترک منزل مینماید و این رویه ناصواب را بکرات انجام داده بنحوی که باعث هتک حیثیت خانوادگی زوجه گردیده است و حتی مساعی بزرگان نیز در این خصوص مثمر ثمر واقع نگردید و ادامه زندگی بدین منوال چیزی جزء آبروریزی خانوادگی را در بر ندارد در این خصوص گواهانی دارم که حاضرند به حقانیت ادعای موکله شهادت دهند لذا تقاضای استماع شهادت شهود سپس صدور حکم بشرح ستون دادخواست تقدیمی مورد استدعاست ضمناً سوءرفتار وی نیز مزید بر علت است . دادگاه بلافاصله قرار استماع شهادت شهود صادر و در اوراق 16 و 17 و 18 پرونده از سه نفر شهود تعرفه شده که اولی برادر خواهان و دومی مادر خواهان و سومی برادر دیگر خواهان و چهارمی پدر خواهان بوده اند بعنوان گواه تحقیق شده که مودأی اظهارات آنان حاکی است « زوج سوءرفتار دارد توهین و فحاشی می کند و حتی نمیگذارد خواهان به خانه پدری برد ( و از تاریخ 93/5/2 تا بحال ) خوانده سوءرفتار داشته و بصورت بریده بریده مدت 9 است که ترک منزل می کند و اصلاً توجهی به زوجه ندارد»; که اظهارات هر چهار نفر تقریباً مفاداً یکی است سپس دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده است در تاریخ 94/3/9 آقای ح. گ. از جانب خوانده اعلام وکالت نموده و درخواست مطالبه پرونده را کرده است وکیل زوجه پدر موکلش را یعنی آقای ج. الف. را بعنوان داور موکله معرفی کرده است اخطاریه تعیین داور به خوانده در تاریخ هفتم خرداد نود و چهار بلحاظ استنکاف او ابلاغ قانونی طبق ماده 70 قانون آئین دادرسی مدنی شده است . وکیل زوج داور زوج بنام ع. ر. پ. را در تاریخ 94/3/16 معرفی کرده است دادگاه زوجین و داوران را برای توجیه وظائف داوری دعوت نموده است نظریه داوران مشترکاً در برگ 37 پرونده اعلام شده است برابر این نظریه و مذارکات انجام شده داوران با زوجین اعلام شده است بدلیل عدم توفیق در اصلاح ذات البین صلاح طرفین به جدائی می باشد و در مورد نفقه در پرونده 931213 شعبه دوم حقوقی حکم صادر شده است و در مرحله اجرا می باشد در مورد جهیزیه زوجه گفته است در آینده مطالبه خواهم نمود در مورد مهریه زوجه به شرح پرونده کلاسه 931213 شعبه 1001 خانواده ملارد حکم صادر گردیده و در حال اجرا می باشد در مورد اجرت المثل و نحله زوجه اظهار داشت با نظر کارشناس مطالبه مینماید در مورد فرزند مشترک متولد 1388 بنام ع. باستناد مواد 168 و 1169 قانون حضانت وی با زوجه است و حق ملاقات برای زوج ماهی یک بار در مکان دادگستری در نظر گرفته شد ضمناً زوج اعلام داشته حاضر به مطلقه کردن همسرش نمی باشد دادگاه زوجه را به پزشکی قانونی جهت انجام معاینات لازم از حیث بارداری معرفی کرده است در برگ چهل پرونده نظر پزشک قانونی ک. حاکی است تا تاریخ 94/5/1 که معاینه بعمل آمده نامبرده باردار نمی باشد پس از وصول نظریه پزشکی قانونی دادگاه در تاریخ 94/5/3 با اعلام ختم دادرسی بدین شرح انشاء رأی نموده است رأی دادگاه: در خصوص دعوی الف. الف. با وکالت آقای ب. ق. ی بطرفیت ش. گ. با وکالت آقای ح. گ. بخواسته الزام خوانده به طلاق جهت اجرای صیغه طلاق بدلیل عسروحرج ناشی از هتک حیثیت شخصی و خانوادگی زوجه دادگاه با عنایت به جامع اوراق و محتویات پرونده از جمله تصویر سند نکاحیه شماره 27829 تنظیمی در دفتر رسمی ازدواج شماره … . لرستان وجود علقه زوجیت دائم بین زوجین را محرز و مسلم تشخیص داده و در مورد خواسته زوجه چون مساعی و تلاش دادگاه در جهت صلح و سازش و اصلاح ذات البین و انصراف زوجین از طلاق و ترغیب به ادامه زندگی مشترک مؤثر واقع نگردیده و زوجه مدعی عسروحرج بوده و اصرار به طلاق و جدایی داشته مؤدای گواهی گواهان به شرح منعکس در پرونده و هم چنین دادنامه صادره از شورای حل اختلاف مبنی بر پرداخت نفقه توسط خوانده مؤید این موضوع است که دادگاه بمنظور رفع اختلاف بین زوجین به حکم آیه کریمه « فان خفتم شقاق بینهما فابعثوا حکماً من اهله و حکماً من اهلها فان یریدا اصلاحاً یوفق الله بینها ان الله کان علیماً خبیراً »; قرار ارجاع امر بداوری صادر و نهایتاً داوران انتخابی به موجب لایحه ضم پرونده اعلان داشته اند تلاش و مساعی آنان در اصلاح ذات البین و رفع اختلاف زوجین مؤثر واقع نشده و به عدم امکان سازش طرفین اظهار عقیده نمودن زوجه نیز به استناد نامه پزشکی قانونی مورخ 94/5/1 حامله نمی باشد بنابراین دادگاه به استناد مواد 26 و 29 و 34 قانون حمایت خانواده مصوب اسفند 91 و مواد 1145 و 1139 و 1134 و 1147 همگی از قانون مدنی حکم به الزام خوانده به طلاق را صادر و دادگاه زوج را ملزم مینماید زوجه را مطلقه نماید در صورت امتناع در اجرای ماده 33 قانون حمایت خانواده سر دفتر طلاق به نمایندگی از این مرجع نسبت به اجرای صیغه طلاق اقدام نماید مدت اعتبار حکم شش ماه پس از ابلاغ رأی فرجامی یا انقضای مهلت فرجام خواهی است نوع طلاق خلع و بائن است این طلاق عده دارد ضمن اینکه خواهان نفقه و مهریه را جداگانه مطالبه نموده و جهیزیه و اجرت المثل را متعاقباً مطالبه خواهد نمود و حضانت فرزند مشترک تا هفت سال با زوجه و پس از آن با زوج است و برای هر یک از طرفین حق ملاقات برای هفته ای یک مرتبه از ساعت 12 ظهر روز پنجشنبه تا 12 ظهر روز جمعه تعیین و اعلام میگردد رأی صادره حضوری است. از این رأی آقای ش. گ. با وکالت آقای ح. گ. وکیل پایه 1 دادگستری تقاضای تجدیدنظرخواهی و نقض آنرا نموده است و فتوکپی دادنامه مطالبه نفقه را نیز پیوست نموده است ( برگ 49 پرونده ) که مفاداً حاکی است طی دادنامه 20/94 مورخ 94/1/17 در پرونده ای که به کلاسه 9300322 در شعبه سوم شورای حل اختلاف مطرح بوده در تاریخ فوق الذکر قاضی شورا به درخواست خواهان ( زوجه ) آقای ش. گ. ( زوج ) را بابت نفقه معوقه ایام زوجیت به پنجاه میلیون ریال که به عنوان نفقه معوقه ایام زوجیت و فرزندش محکوم نموده و رأی صادره غیابی اعلام شده است. در متن دادخواست تجدیدنظرخواهی وکیل زوج درخواست نقض رأی صادره را به دلایل ذیل نموده است اولاً عسروحرج طبق تعریف ماده 1130 قانون مدنی عبارت است از بوجود آمدن وضعیتی که ادامه زندگی را برای زوجه با مشقت همراه ساخته و تحمل آن مشکل باشد و موارد عسروحرج 1- ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت 6 ماه متوالی و با 9 ماه متناوب در مدت یکسال 2- اعتیاد زوج به یکی از مواد مخدر یا ابتلاء به مشروبات الکلی بگونه ای که به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد و امتناع یا عدم امکان الزام وی به ترک آن در مدتی که به تشخیص پزشک برای ترک اعتیاد لازم است . ثانیاً برابر نظر حقوقدانان عسروحرج در ازدواج و زندگی اگر در نتیجه انفعالات خود زوجه باشد نتیجه اش این است که اظهار تنفر کند مهریه اش را به بخشد و طلاق بگیرد زوجه ای که طلاق با حفظ کلیه حقوق بدون دلیل اثباتی بر تقصیر زوج را میخواهد در عسروحرج نمی باشد و خلاف عدالت است که هم طلاق که در حقوق مرد است بخواهد و هم حقوق ایام زوجیت را کاملاً مطالبه نماید و رضایت زوج را برای طلاق یا بذل مال جلب نماید . که چنین موضوعی نه از جانب زوجه و نه از جانب وکیلش مطرح نبوده از این رو شرعاً مجوز حکم چنین طلاقی که مورد موافقت زوج قرار نگیرد منتفی خواهد بود و حکم صادر شده فاقد وجاهت در شرایط موجود می باشد ثالثاً گواهانی که در جلسه دادگاه حاضر شده باشند و شهادت داده اند بدون اینکه موکل در جلسه دادگاه حاضر شود اظهارات شان به نفع فرزندشان بوده پدر و مادر زوجه بوده اند که بر سر مسائل جزئی از موکل کدورت دارند رابعاً قاضی محترم دادگاه بدوی که به نپرداختن نفقه توسط زوج اشاره نموده این درحالی است که دادنامه بصورت غیابی بوده و قطعیت پیدا نکرده و موکل اعلام نموده که این زوجه ناشزه می باشد و بدون اجازه زندگی مشترک را ترک نموده است خامساً قاضی محترم بدوی بدون اینکه جلسات دادرسی متعدد را برای طرفین در نظر بگیرد و موکل و بنده امکان شرکت در جلسات را داشته باشیم فقط صرف یک جلسه آن هم بدون اینکه موکل در جلسه حضور داشته باشد دفاعیات خواهان و شهود خواهان را گرفته است و اینجانب هم که در مرحله دادرسی اعلام وکالت نموده ام که زمان برای دفاع از موکلم نداشته ام و موکل هم منتظر جلسات دادگاه بوده تا مشخصاً حضور پیدا کند و دفاعیات خود را اعلام نماید اما قاضی محترم فقط با تشکیل دادن یک جلسه دادرسی و ارجاع امر بداوری که موکل اعلام نموده حاضر به طلاق ونمی باشد اقدام به صدور رأی نموده است نقض رأی را خواستار شده است پرونده پس از تبادل لوایح به شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان لرستان ارجاع شده است در برگ 67 پرونده رأی شعبه 5 دادگاه محترم تجدیدنظر استان لرستان بدین شرح انشاء و اعلام گردیده است « در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ح. گ. به وکالت از آقای ش. گ. به طرفیت خانم الف. الف. به خواسته تجدیدنظرخواهی نسبت به دادنامه شماره 524/94 صادره از شعبه اول دادگاه دادگاه حقوقی کوهدشت که بموجب آن و به شرح و کیفیت مندرج در دادنامه تجدیدنظرخواسته حکم به طلاق یکطرفه بین زوجین فوق الذکر به درخواست زوجه صادر گردیده با توجه به محتویات پرونده و رسیدگی انجام شده در پرونده دادگاه بدوی نظر باینکه ایراد و اعتراض و دفاع موجه و دلیلی که مؤثر واقع گردد و موجبات فسخ دادنامه تجدیدنظرخواسته را فراهم نماید در این مرحله از دادرسی ابراز و اقامه نشده و رعایت اصول و قواعد دادرسی نیز صورت گرفته بنابراین دادنامه مورد اعتراض خالی از ایراد است باستناد ماده 358 قانون آئین دادرسی مدنی با رد تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه دادنامه صادره تأیید میگردد. »; از این رأی اکنون وکیل زوج فرجام خواهی نموده است که هنگام شور ضمن قرائت گزارش پرونده لایحه او نیز خوانده میشود.هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای عبدالعلی ناصح عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای محمد دیوسالار دادیار دیوان عالی کشور اجمالاً مبنی بر تقض در خصوص دادنامه شماره 569/94 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد.
آنچه از محتویات پرونده و ادعای زوجه و وکیلش با توجه به مدافعات زوج و لوایحی که وکیلش در مرحله تجدیدنظرخواهی از دادنامه بدوی و در این مرحله از دادرسی ارائه داده اند مستفاد میگردد صرفنظر از اینکه تصویر کامل از سند نکاحی پیوست نگردیده و معلوم نیست شروط ضمن العقد و مواردی که زوجه بموجب شرط «ب»; مندرج در سند نکاحیه حق استفاده از وکالت ضمن برای طلاق را دارد به امضاء زوج رسیده باشد یا خیر؟ با توجه به اینکه از باب عسروحرج زوجه و وکیلش دعوی طلاق را مطرح نموده اند و دادگاه نیز با توجه به این جهت که در ماده 1130 قانون مدنی برای امکان طلاق زوجه در صورت احراز آن زوجه را دارای حق مراجعه به حاکم دادگاه جهت طلاق شناخته است انشاء رأی نموده و دادگاه محترم تجدیدنظر نیز رأی بدوی را عیناً تأیید کرده است. در دادخواست تقدیمی تنها دلیل اثباتی ادعای سوءرفتار و ترک زندگی مشترک توسط زوج شهادت دو برادر خواهان و والدین او ذکر شده است که اعتبار اظهارات آنان صرفنظر از ایراد شکلی بر نحوه صدور قرار استماع شهادت شهود و عدم ابلاغ آن بطرفین ( خاصه طرف دعوی ) و بلافاصله پس از صدور قرار با وصف عدم حضور او استماع اظهارات شهود یاد شده که مفاداً نشان میدهد بر اساس مطالب از پیش هم آهنگ شده بر سوءرفتار و سوءمعاشرت زوج و بدون ارائه دلیل و قرینه معتبر ترک انفاق وی که بصورت متناوب منظور نظر داشته اند اظهارات آنان توسط دادگاه قبل از هر گونه اظهار نظری توسط زوج معتبر شناخته شده است و دادگاه با استناد به این شهادت علیرغم اینکه زوجه و وکیل او برای اثبات عسروحرج خویش هیچگونه دلیل یا قرینه دیگر ارائه دهند انشاء رأی نموده و دادگاه محترم تجدیدنظر نیز بدون توجه به مدافعات زوج و وکیل او در لایحه اعتراضیه بر رأی دادگاه بدوی که استدلال دادگاه متکی به دلیل کافی و معتبر نبوده است با تأیید آن تجدیدنظرخواهی زوج و وکیل او را مردود و رأی بدوی را عیناً تأیید نموده است که بنظر میرسد با توجه به اینکه دادگاه محترم بدوی در رسیدگی به دعوی مطروحه و دلیل اثباتی ادعا که شهادت بوده است و در قانون آئین دادرسی مدنی برای شرایط اعتبار شهادت و نحوه استماع شهادت که باید از قبل کسی که علیه او به شهادت استناد شده است از صدور قرار و وقت دادرسی جهت استماع شهادت مطلع باشد تا مجال دفاع از دعوی و جرح شاهد یا ارائه شهود معارض داشته باشد در ما نحن فیه دادگاه بدون توجه به موازین قانونی و مقررات شکلی دادرسی اقدام نموده است و به اظهارات والدین خواهان و دو برادرش که اعتبار آن مقید به وجود شرایط شرعی شهادت و وجود دلائل و قرائن دیگر در پرونده که دلالت بر معتبر بودن اظهارات آنان نماید اعتبار حجت شرعی و آنرا بعنوان دلیل کافی اثباتی بر عسروحرج زوجه تلقی نموده است که با توجه به مطالبی که در لوایح وکیل زوج در خصوص عدم وجود قراین و امارات کافی بر حدوث عسروحرج زوجه و بر اثبات حقانیت او بر طلاق که از حقوق مرد شناخته شده است رأی صادر مغایر با موازین شرعی و قانونی از حیث بلا دلیل بودن ادعای عسروحرج که مبنای صدور رأی و استحقاق زوجه بر خواسته محسوب گردیده است اصدار یافته است بنابمراتب مستنداً به بند 2 ماده 371 و بند ج ماده 401 قانون آئین دادرسی مدنی با نقض رأی صادره پرونده به یکی دیگر از شعب محاکم تجدیدنظر استان لرستان جهت رسیدگی مجدد ارجاع میگردد.
منبع: سامانه ملی آرای قضایی
برای آشنایی با شهادت شهود در دعاوی حقوقی، اینجا کلیک کنید!
در هر مرحله از فرآیندهای حقوقی و قضایی، چه در زمینه دعاوی ملکی، خانوادگی، کیفری، قراردادها، امور مالی، سایبری یا سایر موضوعات حقوقی، «وکیل سوال» با مدیریت مستقیم وکیل امالبنین تنکابنی رضایی و بهرهمندی از تیمی متشکل از وکلای مجرب و متخصص، آماده ارائه مشاورههای دقیق، تحلیلهای تخصصی و خدمات جامع حقوقی به شما میباشد. هدف ما فراهم آوردن بهترین راهکارهای قانونی متناسب با شرایط شما و حمایت همهجانبه از حقوق و منافع شما در تمامی مراحل پرونده است. با انتخاب «وکیل سوال» میتوانید اطمینان داشته باشید که پروندهتان با تعهد، دانش بهروز و تجربه عملی بالا پیگیری خواهد شد تا بهترین نتیجه ممکن حاصل گردد. جهت دریافت مشاوره تخصصی، تحلیل پرونده و آغاز فرایند حقوقی خود، همین حالا از طریق صفحه تماس با ما اقدام نمایید. تیم «وکیل سوال» همراه و پشتیبان شما در مسیر احقاق حق خواهد بود.
نظرات کاربران